پنجشنبه
18
شهریور
1389
نرم افزار قانون همراه مورد استفاده وكلا
نام کاربری رمزعبور رمزعبور خود را فراموش کردید؟ نام کاربری خود را فراموش کردید؟ ایجاد یک حساب کاربری
Personalize

به روز رسانی قانون همراه

به روز رسانی قانون همراهنسخه جدید قانون همراه با پشتیبانی از گوشی های لمسی و امکانات جدید آماده به روز رسانی است.

به زودي ...

صفحه اصلی > بانک مقالات حقوقی > حقوق تطبیقی >

غيرقانونی اما مشروع

قوانین 

غيرقانونی اما مشروع

برای ذکر دليلی آشکارتر میتوان اشاره کرد در همان حين که طبل جنگ در کوزوو در اوايل 1999 نواخته میشد ، اندونزی شروع به تشديد جنايات خود در تيمور شرقی کرد.
ميزان اين جنايات در اوايل 1999 ، بسيار بيشتر از جنايات گزارش شده از کوزوو بود البته اين واقعيت را ناديده میگيريم که تيمور شرقی به طور غيرقانونی اشغال شده بود. از اين گذشته ، ارتش اندونزی به طور علنی تهديد کرد اگر اهالی تيمور شرقی در رفراندوم ماه آگوست ، الحاق شدن به اندونزی را نپذيرند، جنايات وخيم تری را مرتکب خواهند شد و البته به اين گفته خود عمل نيز کردند. جنايات اوليه آنان در تيمور شرقی، به مراتب از هر جنايتی در سربنيتسا يا هر جنايتی که عملا به صربها نسبت داده میشد، فراتر رفت.
اساسا اين جنايات که به يک نسل کشی واقعی شباهت داشت ، تماما مورد حمايت ايالات متحده و انگليس (و فرانسه و ديگران) بود. اين جنايات تا ماه آگوست و سپتامبر 1999 ، ادامه داشتند و پس از آن که اعتراضات زيادی ابراز شد ، کلينتون سگهای شکاری را فراخواند. اين مساله بلافاصله نتيجه داد و برای افشای غير اخلاقی بودن بهانه های بمباران کوزوو، کفايت میکند.البته دلايل واقعی جنگ ، مخفی نمی شدند. با کنارگذاشتن ابراز مقاصد خيرخواهانه (که قابل پيش بينی و از اين رو بیارزش بودند) و نيز دستکاری معمول شرح وقايع ، دلايل اصلی جنگ بصراحت توسط کلينتون ، بلر و ديگران بيان و توسط ويليام کوهن ، وزير دفاع امريکا دوباره اعلام شد و در نهايت خاطرات وسلیکلارک ، فرمانده ناتو آن را تاييد کرد: «برای تضمين اعتبار قدرت ناتو، يعنی ايالات متحده».
با اين حال ، بوستون گلوب با لحنی تاييدآميز گزارش کرد که بمباران صربستان ، به عنوان يکی از فتوحات نيروهای نظامی خادم انسان دوستی ليبرال ، در تاريخ ثبت میشود. بر اين اساس ، تا زمانیکه تاريخ مطابق ميل صاحبان قدرت جعل میشود، استدلال و عقلانيت ، نامربوط قلمداد میشوند.کوزوو، يکیاز دو پيروزی بزرگی بود که دليلی بازانديشانه ارائه کرد مبنی بر اين که هم اينک برای اولين بار در طول تاريخ ، دولتهايی پديد آمده اند که با راهنمايی آموزگاران عجيب و ايثارگر آنگلو امريکن شان ، اصول و ارزشها را مراعات میکنند و اين که منشور ملل متحد بايد مورد بازنگری قرار گيرد تا به غرب اجازه دهد مداخلات بشردوستانه اش را ادامه دهد.پيروزی بزرگ ديگر، تيمور شرقی بود؛ اين مورد واقعا هولناک است.
اين که مثال تيمور شرقی حتی بدون هيچ گونه شرمی مطرح شود، خود مساله قابل ملاحظه ای در فرهنگ عقلانی غرب است.
از آنجايی که در مطبوعات به طور گسترده به اين موضع پرداخته شده ، بنابراين آن را همراه با نمونه هایاخير که درخور توجه اند و به نتيجه گيری های مشابهی منجر میشوند کنار میگذاريم.

با اين حال قابل ذکر است که جنگ عراق نيز در ابتدا به عنوان «غيرقانونی اما مشروع» توجيه میشد، ولی شماری از انديشمندان حقوقی که اين موضع را اتخاذ کرده بودند، پس از ابطال دستاويزهای اوليه جنگ ، موضع خود را تغيير داده و اعلام کردند که حمله به عراق هم غيرقانونی بود و هم نامشروع. (از آن جمله میتوان به آناماريا اسلوتر، سرپرست دانشکده وودرو ويلسون در دانشگاه پرينستون و رئيس انجمن حقوق بين الملل امريکا اشاره کرد). سوالات چندی وجود دارند که هم اکنون اهميت آنان از درستی کاربرد زور ، بيشتر است.
بلاشک میتوان موارد صحيحی از مداخله بشردوستانه را تصور يا حتی پيدا کرد ولی در اين موارد، همواره وظايف سنگينی برای اثبات آن وجود دارد. از سوی ديگر، سوابق تاريخی ما را دچار ترديد میکند. برای مثال بايد يافته های يکی از مهمترين مطالعات علمی درباره مداخلات بشردوستانه را به ياد داشته باشيم.
نويسنده پژوهش گفته شده ، 3مورد از چنين مداخلاتی را يافته است که مابين معاهده بريان گلوک در سال 1928 که جنگ را ممنوع اعلام کرد تا تصويب منشور ملل متحد در 1945 ، رخ داده اند: حمله ژاپن به منچوری و شمال چين ، اشغال اتيوپی توسط موسولينی و تصرف بخشهايی از چکسلواکی توسط هيتلر. وینه تنها اين موارد را نمونه هايی ناب میداند، بلکه طوری آنها را توصيف میکند که اين چنين نيز به نظر برسند و دلايلی ارائه میکند که گرچه عجيب و غريب و بی معناست ، ولی با اندکی تفاوت و گاه حمايت مورد توجه ايالات متحده و انگليس نيز هست.
بررسی مذکور ممکن است موارد نابی از مداخلات بشردوستانه را پيدا کند که غيرقانونی اما مشروع هستند، ولی موارد غالی ارائه شده اين ايده را به عنوان آموزه ای غيرقابل اعتماد برای زمان ما معرفی میکند. اين پژوهش ، همچنين به تقويت رای حساب شده دادگاه جهانی در سال 1949 گرايش دارد، مبنی بر اين که «اين دادگاه ، حق مداخله بشردوستانه را به عنوان نشانه ای از يک سياست قدرت میداند و همان گونه که در گذشته نيز سابقه داشته ، به علت سوئ استفاده های فراوان از آن و نيز کاستی های سازمان های بين المللی و به خاطر ماهيت موضوع (مداخله) ، اين حق به قویترين قدرت ها اختصاص می يابد و از صلاحيت قضايی دادگاه خارج میشود».اين پژوهش از سوی ديگر آشکار میسازد که تروريسم دولتی و ديگر اشکال تهديد و کاربرد زور، مصيبت و ويرانی زيادی به بار آورده و گاهی اوقات جهان را حتی تا آستانه فاجعه پيش برده است.
بسيار وحشتناک است که میبينيم در يک فرهنگ عقلانی، توجهی به اين يافته ها نمی شود. چنين مطالعاتی که بارها مورد تاييد قرار گرفته اند دوباره چالشی را که راسل و اينشتين 50سال پيش درباره آن هشدار داده اند به ما يادآوری میکند، ولی با اين حال ما با قبول خطرات فراوان ، اخطار آنان را ناديده گرفته ايم.

دسته بندی درختی بانک مقالات