سه شنبه
02
خرداد
1391
نرم افزار قانون همراه مورد استفاده وكلا
نام کاربری رمزعبور رمزعبور خود را فراموش کردید؟ نام کاربری خود را فراموش کردید؟ ایجاد یک حساب کاربری

فروشگاه محصولات حقوقی

برای خرید محصولات ما به

فروشگاه موسسه

مراجعه کنید.

به روز رسانی قانون همراه

به روز رسانی قانون همراهنسخه جدید قانون همراه با پشتیبانی از گوشی های لمسی و امکانات جدید آماده به روز رسانی است.

 

آمار سایت

اعضا : 3161
محتوا : 3207
بازدیدکنندگان : 779718
صفحه اصلی > بانک مقالات حقوقی > حقوق مدنی > آیین دادرسی مدنی > آيين دادرسي مدني( كاربردي ) (1) >

به این لیست رای دهید
0 امتیاز
مورد علاقه:
0
مقدمه
هدف از طرح دعاوی و محاكمات ، احقاق حق در امور مدنی و تحمیل مجازات بر مجرمین در امور كیفری است . لذا برای رسیدن به این هدف ، یك سری قواعد و مقررات و روشهایی از سوی قانونگذار معین و مقرر گشته است كه اصحاب دعوا و قاضی دادگاه و سایر دست اندر كاران قضایی مثل مسئولین دفاتر و مامورین ابلاغ باید طبق آنها اقدام نمایند .
عدم رعایت تشریفات و آئین دادرسی یا بی اطلاعی از مقررات آن ، چه بسا سبب از بین رفتن حق مسلمی شود . اقامه صحیح دعوا برای احقاق حق و دفاع درست در برابر دعوای باطل ، بدون تسلط بر قواعد و تشریفات دادرسی امكان پذیر نیست . بسیار اتفاق افتاده است كه عدم اقامه صحیح دعوا یا طرف دعوا قرار ندادن برخی اشخاص مرتبط با موضوع ، علاوه بر از دست دادن فرصت ، منجر به رد دعوا یا صدور قرار عدم استماع آن و تحمیل هزینه كلان برای ابطال تمبر دادرسی و امثال آن به خواهان شده است . مباحث آئین دادرسی مدنی ، به اندازه كافی در دانشكده های حقوق برای دانشجویان این رشته تدریس مىشود و اساتید گرانقدری هم با تألیفات ارزشمند خود ، جامعه حقوقی كشورمان را در این زمینه سیر آب كرده اند . از این رو ، قصد نداریم در این جزوه به همه مباحث آئین دادرسی مدنی بپردازیم ؛ بلكه با توكل به خداوند متعال سعی می كنیم به صورت گزینشی ، بیشتر به مباحث كاربردی و موضوعاتی كه اصحاب دعوا باید بدانند و یا مواردی كه در قانون ابهام دارد یا تعیین تكلیف نشده است ، بپردازیم . آئین دادرسی كاربردی ، گاهی برای قضات و دادرسانی كه مىخواهند در مسند قضا تكیه بزنند ، آموزش داده مىشود . در این صورت سعی مىشود با طرح موضوعات كاربردی و ارائه نمونه تصمیمات اداری ، قرارهای اعدادی و نمونه آرای مربوط به قواعد شكلی آئین دادرسی مدنی ، مفاهیم این درس آموزش داده شود . ولی در این جزوه ، عمدتاً به مسائل و تكنیكهای اقامه دعوا و پاسخ به آن تكیه شده است . از این رو ، جزوه حاضر علاوه بر اینكه در تحلیل مسائل مطرح شده ، پاسخگوی نیازهای همه دست اندر كاران مشاغل حقوقی و قضایی مىباشد ؛ بیشتر برای اصحاب دعوی ، وكلا ،كارشناسان و نمایندگان حقوقی سازمانهای دولتی قابل استفاده است .

مبحث اول _ در صلاحیت دادگاهها
دعوا باید در دادگاه صلاحیتدار اقامه شود . در غیر اینصورت ، اگر چه ممكن است پرونده توسط خود مرجع قضایی با صدور قرار عدم صلاحیت ، نهایتاً به دادگاه صلاحیتدار ارسال شود ؛ ولی تا رسیدن پرونده به دادگاه صالح زمان بسیار زیادی صرف خواهد شد كه این امر برای ذینفع مطلوب نخواهد بود . لذا دانستن صلاحیت دادگاهها برای طرح دعوا ، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است . در این مبحث ، سه موضوع اصلی شامل ، مفهوم صلاحیت و انواع آن ، قواعد صلاحیت نسبی و ملاك های صلاحیت ، مورد بررسی و مطالعه قرار مىگیرد .
الف _ مفهوم صلاحیت و انواع آن : صلاحیت از نظر آئین دادرسی مدنی عبارت است از توانایی و الزام قانونی مراجع قضایی برای رسیدگی به دعاوی و امور حسبی و حل و فصل اختلافات میان اشخاص . صلاحیت دادگاهها بر دو نوع است : صلاحیت ذاتی ؛ صلاحیت نسبی .
در قانون تعریفی از صلاحیت ذاتی و صلاحیت نسبی ارائه نشده است . ولی با توجه به مفهوم دو كلمه ذاتی و نسبی كه به ذهن متبادر مىشود و با در نظر گرفتن مصادیقی كه در قوانین گذشته ( از جمله مواد 10 ، 11 ، 12 و بند 1 ماده 197 قانون آئین دادرسی مدنی سابق مصوب 1318 ) ذكر شده اند ، بطور خلاصه مىتوان چنین گفت : صلاحیت دادگاههای عمومی نسبت به دادگاههای انقلاب و نظامی و صلاحیت دادگاههای بدوی نسبت به دادگاههای تجدیدنظر و همچنین صلاحیت دادگاه كیفری استان نسبت به سایر دادگاهها و صلاحیت دادگاههای دادگستری نسبت به مراجع غیر دادگستری ، صلاحیت ذاتی است . اما صلاحیت نسبی ، عبارت است از صلاحیت هر یك از دادگاههای عمومی یا انقلاب یا نظامی یا تجدیدنظر یا كیفری استان از دو حوزه قضایی نسبت به هم . از این جهت ، گاهی به صلاحیت نسبی به صلاحیت محلی نیز تعبیر مىشود . به عنوان مثال صلاحیت دادگاه عمومی تبریز نسبت به دادگاه عمومی تهران ، صلاحیت نسبی است . ولی صلاحیت دادگاه عمومی تهران نسبت به دادگاه تجدیدنظر استان تهران ، صلاحیت ذاتی است . در اینجا ذكر دو نكته ضروری است : اول اینكه ، صلاحیت شعبه حقوقی دادگاه عمومی نسبت به صلاحیت شعبه كیفری دادگاه عمومی ، صلاحیت ذاتی نیست . زیرا بر اساس ماده 4 اصلاحی قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب تخصیص شعبی از دادگاهها به حقوقی و كیفری ، مانع ارجاع پرونده های حقوقی یا كیفری به هر یك از شعب مذكور نخواهد بود . دوم اینكه ، تقسیم بندی حوزه قضایی به واحدهایی از قبیل مجتمع یا ناحیه ، تغییری در صلاحیت عام دادگاه مستقر در آن حوزه نمىدهد . زیرا این تقسیم بندی ، فقط تقسیم كار بین مجتمع های مختلف در یك حوزه قضایی معین است كه برای مدیریت بهتر و سهولت دسترسی مردم ایجاد شده اند .ب _ قواعد صلاحیت نسبی : تشخیص صلاحیت ذاتی دادگاهها جز در موارد استثنایی كار مشكلی نیست . ولی تعیین دادگاه صلاحیتدار از نظر صلاحیت نسبی (محلی) ، نه تنها در مواردی با مشكل مواجه مىشود و نیاز به توضیح و تفسیر دارد ؛ بلكه دانستن قواعد عمومی آن و بكار گرفتن این قواعد در عمل مىتواند بسیار مفید و كارساز باشد . صلاحیت نسبی دادگاهها ، بر حسب موضوع دعوا با تعدادی عامل ارتباط تعیین مىگردد . عوامل اصلی ارتباط عمدتاً عبارتند از : اقامتگاه ، محل سكونت ، محل وقوع مال( اعم از منقول یا غیر منقول ) ، محل تنظیم سند ، محل انعقاد قرارداد ، محل اجرای قرارداد و محل وقوع دلایل و امارات . در مواد 11 تا 25 قانون آئین دادرسی مدنی و در بعضی از مواد دیگر این قانون و همچنین در قوانین دیگری مثل قانون امور حسبی ، به قواعد صلاحیت نسبی دادگاهها اشاره شده است . این مقررات مشتمل بر یك قاعده اصلی ، چند قاعده استثنایی ، چند قاعده اختیاری و قواعد تبعی است كه به ترتیب مورد بحث قرار مىگیرند .
قاعده اصلی : قاعده بر این است كه دعوا باید در دادگاهی اقامه شود كه خوانده در حوزه قضایی آن دادگاه اقامت دارد . وضع این قاعده به خاطر رعایت حال خوانده است . بنابر این اقامتگاه خوانده از قواعد اصلی برای تعیین صلاحیت دادگاه مىباشد . از این رو ، در هر مورد شك و تردیدی در صلاحیت پیش آید و جواب آن در قانون تعیین تكلیف نشده باشد ، به این قاعده اصلی رجوع مىكنیم .
قاعده اصلی اقامتگاه خوانده چند قاعده جانشین هم دارد . به این معنا كه اگر خوانده در ایران اقامتگاه نداشته باشد ، در صورتی كه در ایران محل سكونت موقت داشته باشد ، دعوا باید در دادگاه محل سكونت او اقامه گردد. و هرگاه در ایران اقامتگاه و یا محل سكونت موقت نداشته ولی مال غیر منقول داشته باشد ، دعوا در دادگاهی اقامه می شود كه مال غیر منقول در حوزه آن واقع است و هرگاه مال غیر منقول هم نداشته باشد ، خواهان در دادگاه محل اقامتگاه خود ، اقامه دعوا خواهد كرد .بنابراین ، باید توجه داشته باشیم كه قواعد جانشین ( محل سكونت موقت – محل وقوع مال غیر منقول متعلق به خوانده – محل اقامت خواهان )با رعایت ترتیب و در صورت فقدان هر یك از قواعد مقدم ، مبنای صلاحیت دادگاه خواهند بود .
قواعد استثنایی: قواعد استثنایی قواعدی هستند كه مبنای صلاحیت محلی دادگاه با توجه به موضوع دعوی ، محلی غیر از اقامتگاه خوانده باشد . این قواعد عبارتند از :
1 _ محل وقوع مال غیر منقول : دعاوی مربوط به اموال غیر منقول اعم از دعاوی مالكیت ،مزاحمت ، ممانعت از حق ، تصرف عدوانی و سایر حقوق راجع به آن ، در دادگاهی اقامه می شود كه مال غیر منقول در حوزه آن واقع است ، اگر چه خوانده در آن حوزه مقیم نباشد . همچنین در صورتی كه موضوع دعوا مربوط به مال منقول و غیر منقول باشد ، در دادگاهی اقامه دعوا میشود كه مال غیر منقول در حوزه آن واقع است ، به شرط آ ن كه دعوا در هر دو قسمت ، ناشی از یك منشاء باشد .
به موجب ماده 12 ق . آ . د . م . نه تنها دعوای راجع به غیر منقول ، بلكه هر حق راجع به غیر منقول هم باید در محل وقوع مال غیر منقول اقامه شود . اما اینكه چه حقوقی راجع به غیر منقول ، نیاز به بحث و تبیین مسئله دارد . هدف از وضع این قاعده ، احقاق حق به اعتبار سهولت رسیدگی و جمع آوری ادله مىباشد . بنابراین ، آن حق از حقوق راجع به غیر منقول در حكم دعوای غیر منقول تلقی مىشود كه رسیدگی به آن معمولاً مستلزم توجه به خود مال غیر منقول است . با در نظر گرفتن این هدف و با توجه به استثنایی بودن این قاعده ، مىگوییم ؛ در دعوای مطالبه خسارت وارده به املاك یا دعوای مطالبه اجرت المثل اموال غیر منقول یا دعوای الزام به تنظیم سند ، در دادگاهی كه مال غیر منقول در حوزه آن واقع است ، اقامه مىشود . ولی دعوای مطالبه ثمن ناشی از معامله مال غیر منقول یا هر دین ناشی از عقود كه بر ذمه خوانده است ، هر چند مربوط به مال غیر منقول باشد در دادگاه محل اقامت خوانده اقامه مىگردد .
2 _ آخرین اقامتگاه یا محل سكونت متوفی : دومین استثنای بر قاعده اصلی اقامتگاه خوانده ، در مورد دعاوی راجع به تركه متوفی است كه به ترتیب اولویت باید در محل آخرین اقامتگاه یا آخرین محل سكونت متوفی اقامه شود . البته این قاعده استثنایی كه در ماده 20 ق . ا . د . م . مقرر شده ، وقتی قابل استناد است كه تركه تقسیم نشده باشد . اما اگر ورثه نسبت به نحوه تقسیم و یا سهام هر یك توافقی كرده باشند ، دعاوی بعدی حسب مورد ممكن است دعاوی مربوط به اموال مشترك ( منقول یا غیر منقول ) یا قرارداد و توافق و دیون و غیره باشند كه بر اساس موضوع دعوا ، دادگاه صلاحیت دار معین مىشود .
3 _ محل اقامت متوقف یا ورشكسته یا محل شعبه و نمایندگی آن : مطابق ماده 21 ق . آ . د . م . دعوای راجع به توقف یا ورشكستگی باید در دادگاهی اقامه شود كه شخص متوقف یا ورشكسته ، در حوزه آن اقامت داشته است و چنانچه در ایران اقامت نداشته باشد ، در دادگاهی اقامه می شود كه متوقف یا ورشكسته در حوزه آن برای انجام معاملات خود شعبه یا نمایندگی داشته یا دارد.
4 _ مركز اصلی شركت : به موجب ماده 21 ق . آ . د . م . دعاوی راجع به ورشكستگی شركتهای بازرگانی كه مركز اصلی آنها در ایران است ، همچنین دعاوی مربوط به اصل شركت و دعاوی بین شركت و شركا و اختلافات حاصله بین شركا و دعاوی اشخاص دیگر علیه شركت تا زمانی كه شركت باقی است و نیز در صورت انحلال تا وقتی كه تصفیه امور شركت در جریان است ، در مركز اصلی شركت اقامه میشود . در مورد این ماده ذكر این نكته ضروری است كه فقط دعوای راجع به ورشكستگی و دعوای راجع به اصل شركت ( اعم از اینكه اختلاف بین شركا یا از ناحیه اشخاص ثالث باشد ) ، در مركز اصلی شركت اقامه مىشود . ولی دعاوی دیگر مثل دعاوی ناشی از تعهدات یا قراردادها یا اموال غیر منقول ، ولو اینكه از طرف شخص ثالث علیه شركت باشد حسب مورد مطابق قواعد صلاحیت مربوط به موضوع دعوا اقدام مىشود . بعلاوه در صورتی كه شركت دارای شعب متعدد در جاهای مختلف باشد ، چنانچه موضوع دعوا ناشی از تعهدات هر شعبه و از موضوعاتی باشد كه اقامتگاه خوانده مبنای صلاحیت دادگاه است ، دعوا در محل اقامت شعبه اقامه مىشود ولی اگر شعبه برچیده شده باشد ، دعوا در مركز اصلی شركت اقامه خواهد شد .
5 _ محل وقوع دلایل و امارات : به استناد ماده 14 ق . آ . د . م . ، درخواست تامین دلایل و امارات از دادگاهی می شود كه دلایل و امارات مورد درخواست در حوزه آن واقع است .هر چند كه موضوع دعوایی كه دلایل و امارات برای آن موضوع تامین مىشوند در صلاحیت دادگاه دیگری باشد .
6 _ محل تنظیم سند ثبت احوال : دعاوی راجع به اسناد سجلی ، در دادگاهی اقامه مىشود كه اداره تنظیم كننده سند در حوزه آن واقع است ( ماده 25 ق . آ . د . م ).
7 _ دادگاه تهران : در صورتی كه محل تنظیم سند سجلی در خارجه باشد و ذینفع سند هم در خارج از ایران مقیم باشد ، دعوای مزبور باید در دادگاه تهران مطرح شود ( ماده 25 ق . آ . د . م . ). همچنین به موجب 49 قانون امور حسبی ، دعوای راجع به محجور و امور مربوط به قیمومت ، در صورتی كه شخص محجور مقیم ایران نباشد ، دادگاه تهران صالح خواهد بود . اما در مواردی كه دعوا علی الاصول باید در محل اقامت خواهان یا محلی كه مال غیر منقول او واقع است اقامه شود ، ولی خواهان در ایران اقامتگاه یا مال غیر منقول نداشته باشد ، حكم صریحی در قانون پیش بینی نشده است . با این حال با استفاده از وحدت ملاك این موضوع با حكم مقرر در ماده 25 ق . آ . د . م . و با توجه به اینكه هیچگونه عامل ارتباط دیگری برای تعیین دادگاه صالح وجود ندارد ، مىتوان گفت در چنین مواردی هم ، دادگاه تهران صلاحیت رسیدگی دارد .
8 _ در امور حسبی ، با توجه به اینكه دعوا به معنی واقعی آن مطرح نیست ، بلكه از امور غیر ترافعی است ، فقدان صلاحیت محلی برای دادگاه تاثیری در صحت تصمیمات آن ندارد ( ماده 11 قانون امور حسبی ) . ولی در مواد 49 ، 54 ، 126 ، 127 ، 128 ، 129 ، 163 و 164 قانون امور حسبی تقاضای حجر و امور راجع به قیمومت و امور راجع به غیب مفقودالاثر ، تعیین و نصب و عزل قیم و امثال اینها حسب مورد در صلاحیت دادگاه محل اقامت محجور یا آخرین اقامتگاه مفقود الاثر یا محل سكونت آنان ( و در صورت نداشتن اقامتگاه یا محل سكونت ، محل اقامت یا سكونت ورثه ) یا محل وقوع ماترك ( مال ) صالح به رسیدگی خواهد بود .مواردی كه در دو قسمت بالا ذكر شد ، از قواعد اجباری صلاحیتند . به این معنی كه در هر مورد ، خواهان باید دعوا را در دادگاهی اقامه كند كه مطابق قواعد مزبور واجد صلاحیت است . اما موارد دیگری نیز وجود دارند كه خواهان حق انتخاب دارد و از بین چند دادگاه صالح ، مىتواند دادگاهی را كه خود مایل است برگزیند . قبل از اینكه قواعد اختیاری صلاحیت را ذكر كنیم لازم است این نكته را متذكر شویم كه اگر چه اقامتگاه خوانده قاعده اصلی و مبنای اولیه صلاحیت دادگاهها است ؛ ولی تا وقتی كه موارد استثنای اصل مزبور به شرحی كه گفته شد وجود داشته باشد ، باید بر اساس حكم خاص ( مربوط به موارد استثنا ) عمل شود . در این خصوص محل وقوع مال غیر منقول نسبت به سایر موارد در اولویت است . به این معنی كه دعاوی متعددی كه از منشاء واحدی ناشی شده باشند و عناوین این دعاوی حسب مورد مشمول یك یا چند مورد از موارد استثنا و یا مشمول قاعده اصلی اقامتگاه باشند ، ابتدا باید محل وقوع مال غیر منقول و سپس سایر قواعد استثنایی و بعد از آن به قاعده اصلی اقامتگاه را مبنای صلاحیت قرار داد .قواعد اختیاری : مواردی كه خواهان حق انتخاب دارد از قرار زیر است :
1 _ محل انعقاد عقد ، در دعاوی ناشی از عقود و قراردادها (مواد 13 و 23 ق . آ . د . م . )؛
2 _ محل اجرای تعهد ، در دعاوی ناشی از عقود و قراردادها (مواد 13 و 23 ق . آ . د . م . )؛
3 _ محل اقامت یكی از خواندگان ، در مواردی كه خواندگان متعدد و در حوزه های قضایی مختلف مقیم باشند ( ماده 16 ق . آ . د . م . )؛
4 _ محل وقوع یكی از اموال غیر منقول ، در مواردی كه دعوا راجع به اموال غیر منقول متعدد واقع در حوزه های قضایی مختلف باشند ( ماده 16 ق . آ . د . م . )؛
5 _ هر یك از دادگاههای نخستین ، در موارد درخواست سازش ( ماده 186 ق . آ . د . م . )؛
قواعد تبعی : در بعضی از دعاوی ، صلاحیت دادگاه تابعی از صلاحیت راجع به موضوعات دیگر است . به عبارت دیگر در اینگونه موارد ، باید دید دعوای اصلی در چه دادگاهی طرح شده یا مىشود . به عنوان مثال ، دعوای ورود ثالث ، درخواست دستور موقت ، درخواست تامین خواسته ، دعوای متقابل ، دعوای تعیین داور ، درخواست ابلاغ و اجرای رای داوری و اعتراض به رأی داور الزاماً در دادگاهی مطرح مىشوند كه برای رسیدگی به اصل دعوا ، آن دادگاه صلاحیت داشته باشد . همچنین دعوای اعتراض ثالث و اعاده دادرسی تابع صلاحیت دادگاهی است كه حكم معترض عنه را صادر كرده اند . با این تفاوت كه به موجب مواد 420 و 421 ق . آ . د . م . ، در دعوای اعتراض ثالث در صورتی كه اعتراض اصلی باشد ، دادخواست باید به دادگاهی تقدیم شود كه رای قطعی معترض عنه را صادر كرده است و اگر اعتراض طاری باشد در دادگاهی كه دعوا در آن مطرح است بدون تقدیم دادخواست به عمل خواهد آمد ، مگر اینكه درجه این دادگاه پایین تر از دادگاهی باشد كه رای معترض عنه را صادر كرده ، كه در این صورت معترض دادخواست خود را باید به دادگاهی كه رای را صادر كرده است تقدیم نماید. اما در اعاده دادرسی ، مطابق مواد 433 و 434 ق . آ . د . م . ، دادخواست اعاده دادرسی اعم از اصلی یا طاری در دادگاهی رسیدگی مىشود كه صادر كننده همان حكم بوده است . اگر چه درخواست اعاده دادرسی طاری به دادگاهی تقدیم میگردد كه حكم در آن جا به عنوان دلیل ابراز شده است ؛ ولی این دادگاه نهایتاً باید دادخواست را به همان دادگاه صادر كننده رأی ارسال نماید .ج _ ملاكهاي صلاحيت :
آنچه تا كنون در باره صلاحيت محلي دادگاه گفتيم ، راجع به اين مطلب بود كه بدانيم صلاحيت دادگاه در هر موضوع دعوا ، بر مبناي كداميك از عوامل ارتباط تعيين مىشود . حال سوال اين است كه مرجع تشخيص موضوع دعوا براي تعيين صلاحيت كجاست ؟ وظيفه شناسايي و معرفي عامل ارتباط ، بر عهده چه شخصي است ؟ و نهايتاً با توجه به اينكه گاهي اوقات عامل ارتباط در فاصله دو مقطع زماني ممكن است تغيير كند ، ملاك اصلي براي صلاحيت چه تاريخي است ؟ بنابراين ، در اينجا سه موضوع مورد بررسي قرار مىگيرد : ملاك تشخيص صلاحيت ، ملاك شناسايي و معرفي عامل ارتباط و ملاك زماني .
1 _ ملاك تشخيص صلاحيت : به موجب ماده 26 ق . آ . د . م . ، تشخيص صلاحيت يا عدم صلاحيت هر دادگاه نسبت به دعوايي كه به آن رجوع شده است با همان دادگاه است . به عبارت ديگر ، هر دادگاهي بر اساس تشخيص قاضي همان دادگاه خود را صالح به رسيدگي به موضوعي مىداند و وارد رسيدگي مىشود يا اينكه با نفي صلاحيت از خود ، پرونده را حسب مورد به مرجع مربوطه ارسال مىنمايد . منتهي ، اصحاب دعوي حق دارند نسبت به صلاحيت دادگاه ايراد نمايند و در صورت عدم پذيرش ايراد ، ضمن تجديدنظر خواهي از حكم ، نسبت به صلاحيت دادگاه هم اعتراض نمايند كه در اين صورت ، راي مرجع عالي ملاك تشخيص صلاحيت خواهد بود
2 _ ملاك تعیین عامل ارتباط : عوامل ارتباط در هر موضوع كه تعیین كننده دادگاه صلاحیتدار باشند بر سه نوعند : برخی از عوامل ارتباط عوامل عینی هستند كه خواهان نمىتواند محلی غیر از آن را به عنوان عامل ارتباط به دادگاه معرفی كند و دادگاه هم به راحتی عامل ارتباط را شناسایی خواهد كرد ؛ مثل محل وقوع مال غیر منقول یا محل وقوع دلایل و امارات . نوع دوم ، عوامل ارتباط ثبتی هستند كه با مراجعه به متن سند مورد ادعا ، عامل ارتباط تعریف مىشود ؛ مثل محل تنظیم سند یا صدور شناسنامه یا آخرین نشانی ثبتی شركتها و همچنین محل انعقاد قرارداد كه با توجه به مندرجات سند قابل شناسایی است . نوع سوم ، عوامل ارتباط متحرك هستند كه ملاك شناسایی و معرفی این نوع از عوامل ارتباط ، فقط به اتكای علم و آگاهی خواهان در زمان تقدیم دادخواست مىباشد ؛ مثل اقامتگاه و محل سكونت . مطابق بند 2 ماده 52 ق . آ . د . م . از تكالیف خواهان است كه اقامتگاه خوانده را در دادخواست قید نماید . در مورد عامل ارتباط نوع سوم ، دادگاه فقط بر اساس اعلام خواهان كه آدرس اقامتگاه یا محل سكونت خوانده را در دادخواست تعیین مىكند ، صلاحیت خود را احراز خواهد كرد . خواهان هم بر اساس اطلاعات خود نشانی خوانده را اعلام و اگر آدرسی نداشته باشد ، خوانده را مجهول المكان معرفی خواهد كرد . هر چند خوانده اقامتگاه و محل سكونت ثابتی هم داشته باشد و بعداً با مراجعه به دادگاه نشانی صحیح خود را به دادگاه اعلام كند . در اینجا ، ملاك تعیین صلاحیت ، همان نشانی اعلامی از سوی خواهان است و اعلام نشانی جدید موجب تغییر صلاحیت دادگاه نخواهد شد .
3 _ ملاك زمانی : منظور از ملاك زمانی این است كه ، با توجه به موضوع و خواندگان دعوا و عوامل ارتباط اعلام شده در تاریخ تقدیم دادخواست ، صلاحیت دادگاه احراز مىشود و تغییرات بعدی موجب تغییر صلاحیت دادگاه نمىگردد . ماده 26 ق . آ . د . م . در این خصوص مىگوید ؛ مناط صلاحیت تاریخ تقدیم دادخواست است مگر در موردی كه خلاف آن مقرر شده باشد . بنابراین ، اگر خواندگان دعوا سه نفر و هر یك مقیم یكی از شهرهای ایران باشند و موضوع دعوای مطالبه وجه از نامبردگان باشد ، خواهان مىتواند دعوای خود را در دادگاه محل اقامت هر یك از خواندگان اقامه نماید . و چنانچه در جریان دادرسی دعوی خود علیه شخصی را كه دعوا در دادگاه محل اقامت او اقامه شده است ، مسترد نماید ، یا نشانی اقامتگاه شخص مذكور تغییر كند ، چنین اقدامی منجر به عدم صلاحیت دادگاه مزبور نخواهد شد .
سوال : اگر خواهان با وجود اطلاع كافی از نشانی صحیح خوانده ، به منظور سوءاستفاده از قانون (مثلاً برای اخذ حكم به نفع خود بدون دفاع خوانده ، یا تقدیم دادخواست در محل اقامت خود) ، خوانده را مجهول المكان یا نشانی او را نادرست به دادگاه اعلام كرد و بعد خوانده در دادگاه حاضر شد و اعتراض كرد كه اقامتگاه معرفی شده از سوی خواهان اقامتگاه واقعی من نبوده و مدتها قبل از ثبت دادخواست من اقامتگاه خودم را تغییر داده ام و دادگاه نیز به طریقی پی برد كه خوانده از نظر خواهان مجهول المكان نبوده یا عالماً و عامداً اقامتگاه واقعی خوانده اعلام نشده است و این امر برای دادگاه محرز شد ، در این صورت تكلیف دادگاه چیست ؟ در پاسخ مىگوییم اگر تقلب خواهان نسبت به قانون واقعاً محرز شود و نشانی اعلام شده سابقه ابلاغ هم نداشته باشد دادگاه باید قرار عدم صلاحیت صادر كند . ولی اگر تقلب نسبت به قانون محرز نبود فقط اوراق قضایی بعدی به آدرس جدید اعلام شده از سوی خواهان ارسال خواهد شد و چون طبق ماده 26 قانون آئین دادرسی مدنی ، مناط صلاحیت دادگاه ، تاریخ تقدیم دادخواست و ملاك تعیین نشانی خوانده علم و اطلاع خواهان است ، بنابراین اعتراض خوانده نسبت به صلاحیت محلی دادگاه قابل قبول نیست ، و دادگاه نباید طبق نظر خوانده قرار عدم صلاحیت صادر نماید . چرا كه در این صورت خیلی از این پرونده ها به جریان می افتد و منجر به قرار عدم صلاحیت می شود .

دسته بندی درختی بانک مقالات