سه شنبه
02
خرداد
1391
نرم افزار قانون همراه مورد استفاده وكلا
نام کاربری رمزعبور رمزعبور خود را فراموش کردید؟ نام کاربری خود را فراموش کردید؟ ایجاد یک حساب کاربری

فروشگاه محصولات حقوقی

برای خرید محصولات ما به

فروشگاه موسسه

مراجعه کنید.

به روز رسانی قانون همراه

به روز رسانی قانون همراهنسخه جدید قانون همراه با پشتیبانی از گوشی های لمسی و امکانات جدید آماده به روز رسانی است.

 

آمار سایت

اعضا : 3161
محتوا : 3207
بازدیدکنندگان : 779739
صفحه اصلی > بانک مقالات حقوقی > حقوق مدنی > حقوق پزشکی > لقاح مصنوعی از دیدگاه حقوقی >

به این لیست رای دهید
0 امتیاز
مورد علاقه:
0
امروزه لقاح مصنوعی1 یا تولید كودكان آزمایشگاهیدر بسیاریاز كشورهایجهان مطرح شده است و ازنظر علوم تجربیبا هیچ مشكل یا ابهامیروبرو نیست ،اما ازنظرخلاق و حقوق با ابهامات و مشكلاتیمواجه است . تلاش ما بر این است ضمن طرح دیدگاههایحقوقدانان و فقهاء عظام راه حلهائیكه در تعدیل نظرات مخالف با روشهایفوق موثر است مطرح و تبیین نمائیم ،در این رابطه مقدمتا" به تشریح روشهایموجود جهت ایجاد كودكان آزمایشگاهیپرداخته سپس دیدگاههایحقوق فقهیموجود را بررسیمینمائیم و در پایان باتحلیل دیدگاهها میكوشیم تا با توسل به عمومات فقهیو استمداد از روح قانون نظریاتیكه با اصول و قواعد حقوق و اخلاق از یك طرف و با مصالح افراد در جوامع بشریسازگارتر است ارائه نموده و حتیالمقدور در رفع این خلاءقانونیبه ویژه در قلمرو نظام حقوقیحاكم بر جامعه ایران پیشنهادهائیرا مطرح سازیم 0
بخش نخست :شرح روشهایموجود جهت تولید نسل از طریق غیر طبیعیدر روزگار ما با كمك تسهیلات چشمگیریكه دانش پزشكیدر اختیار بشریت معاصر قرار داده ، با روشهایمتنوعیمیتوان به تولید نسل به طور مصنوعیپرداخت 0
از بین روشهایمتنوع مزبور دو طریقه زیر بیشتر متداول است .
1 - از طریق تلقیح داخلی
2 - از طریق تلقیح خارجی
روش نخست : در روش نخست عمل بارور شدن و پرورش نطفه داخل رحم انجام میشود اما بر حسب اینكه بین صاحبان نطفه (زن و مرد ) رابطه زوجیت یا زناشوئیمشروع موجود بوده و یا چنین ارتباطیوجود نداشته باشد این روش به دو صورت لقاح همگون یا تلقیح بین همسران و لقاح ناهمگون و تلقیح بین افراد بیگانه تقسیم میگردد لقاح همگون یا تلقیح بین همسران
در تلقیح مصنوعیهمگون پایشخص ثالث در میان نیست نطفه (اسپرم ) مرد را به نحویبدست آورده و آنرا در رحم همسرقانونیاو وارد میكنند.معمولا"توسل به این روش آنگاه صورت میگیرد كه توسل به روشهایمتداول یعنیمقاربت دو همسر بامشكلات فیزیكیاز قبیل :غیرقابل نفوذبودن دهانه رحم یا كمیاسپرم ویاناتوانیجنسیمردیا انزوال زودرس مواجه است و تلاشهایپزشكان یا روانپزشكان مجرب درمان این گونه نارساییها و بیماریها موثر واقع نمیگردد 0 در تلقیح بین همسران به یكیاز دو طریق اقدام میشود 0
گاهیهمسران خود در انجام این عمل مباشرت داشته و بادخالت دادن دیگران در گرفتن اسپرم یا تخمك مرتكب اقدام خلاف اخلاقینمیشوند 0گاهینیز در مسیر عمل ، دیگران به عنوان متخصص و غیره دخالت میكنند كه ممكن است بعضا" مرتكب اعمال غیرمجاز یا خلاف شرع نیز بشوند 0

لقاح ناهمگون یا تلقیح بین دو بیگانه
در این روش ، در مرحله باروریو پرورش نطفه ، علاوه بر زن یا شوهر پایثالثینیز در میان است . بدین توضیح كه :گاهینطفه مرد با تخمك همسر او ممزوج شده و نطفه بارور شده در رحم زن ثالثیبودیعه سپرده میشود 0 گاهینطفه (اسپرم ) مرد با تخمك زن بیگانه ایممزوج شده و این نطفه بارور شده در رحم همسر و یا بیگانه پرورش مییابد 0
گاهینیز نطفه مرد بیگانه با تخمك همسر ممزوج شده و این نطفه در رحم همسر یا بیگانه ایپرورش مییابد 0 بنابراین قطع نظر از انواع نادر لقاح مصنوعیداخلیاعم از همگون و ناهمگون لقاح مصنوعیبه روش داخلیبه یكیاز چهار طریق فوق الذكرامكان تحقق دارد كه در بخش دوم به بیان احكام فقهیو حقوقیاین موارد خواهیم پرداخت 0
روش دوم : در این روش عمل بارور شدن و یا پرورش نطفه در محیطیخارج از رحم شبیه لوله هایآزمایشگاهیو امثال آن انجام میشود
بنابراین بعضیاز همین كودكان كه نطفه آنها خارج از رحم در محیطیشبیه لوله هایآزمایشگاهیبارور و نگهداریمیشوندبه محیط رحم منتقل میشوند ،امانه رحم مادر و صاحب تخمك بلكه به رحم زنانیدیگر و در آنجا نگهداریو پرورش مییابند كه اینگونه زنان ممكن است با شوهر (صاحب نطفه ) رابطه زناشوئیداشته و همسر دوم آنان باشند و ممكن است با مرد صاحب نطفه زوجیت نداشته و با او بیگانه باشند 0 آنچه در چهارچوبه این نوشتار بررسیو تشریح شده و مقررات حقوقیو فقهیآن تا حدودیتبیین ومشخص میگردد این گونه كودكانند 0 به عبارت دقیقتر در این نوشته عمدتا" سوالات زیر مورد بررسیو تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .
آیا وارد كردن نطفه مرد به رحم همسر او از طرق غیر طبیعیمجاز است ؟ اگر مجاز است آثار حقوقیآن چگونه است ؟
آیا پرورش نطفه بارور شده دو همسر خارج از رحم جایز است ؟اگر جایز است آثار حقوقیآن كدامند ؟
آیا وارد كردن جنین (نطفه بارور شده ) دو همسر به رحم زن ثالثیجایز است ؟ در نهایت آیا وارد كردن نطفه مرد به رحم زن اجنبیمجاز است ؟بررسی دیدگاههای حقوقی و فقهی در مورد لقاح مصنوعی
قسمت اول : احكام لقاح مصنوعیو نسب طفل حاصل از نطفه بارور شده یا پرورش یافته دو همسر از طریق غیر طبیعی
این گونه كودكان به یكیاز دو طریق ممكن است تولید گردند 0
الف : طفل حاصل از لقاح غیر طبیعی(بین زوجین ) و پرورش یافته در رحم مادر
هر گاه به دلیل ناتوانیجنسیزن و مرد یا دلایل دیگر امكان مقاربت و استفاده از روشهایطبیعیجهت باردار شدن همسر از روشهایغیر طبیعیاز قبیل تزریق اسپرم مرد به زن و امثال آن استفاده كرد 0 در اینجا بیان احكام وضعیو تكلیفیاین اقدام مد نظر است .
حكم تكلیفی: در جواز این گونه تلقیح بین حقوقدانان و فقهایمعاصر اختلاف چندانیوجود ندارد 0 تنها عده معدودیاز فقهاءنظر به عدم جواز دارند 0مشهور معاصرین از فقهاء و قاطبه حقوقدانان این گونه تلقیح را مجاز شمرده اند 0
زیرا از این رهگذر هیچ خدشه ایبه اصول و قواعد حاكم بر روابط مشروع زوجین وارد نمیگردد و علاوه بر انطباق عمل بامنطق عقل و مقبولیت اجتماعیو حفظ مصالح عمومی، روایت یا دلیل شرعیدیگریاز كتاب و سنت آن را نفیننموده است . مهمترین دلیلیكه فقها ء به آن استناد كرده اند اصاله الاباحه است . نكته ایكه همه فقهاء بر آن وحدت نظر دارند اینكه در جریان بارورینطفه به روشهایمصنوعیارتكاب اعمالیخلاف ضوابط عفاف مجاز نبوده و مشروعیت هدف ، وسیله نامشروع را موجه نمیسازد.
حكم وضعی: طفل ناشیاز این روش
در خصوص قانونیبودن نسبت طفل ناشیاز روش مذكور اختلاف نظر كمتر است ، به عبارت دیگر با اینكه از نظر احكام تكلیفیدر روش فوق اختلاف نظراتیوجود دارد اما از نظر نسب طفل و مشروعیت آن و الحاق نسب او به زوجین اختلاف نظر بسیار كمتر است ،چون حتیصاحبنظران یا فقهائیكه عمل لقاح مصنوعیبه روش فوق را مجاز نمیدانند در مشروعیت نسب ناشیاز این روش تردیدیندارند، زیرا طفل مزبور كلیه شرایط لازم جهت الحاق نسب قانونیبه صاحبان نطفه از قبیل وجود رابطه زوجیت مشروع بین مرد و زن و تولد طفل در دوران زوجیت با رعایت دوران حمل و سایر امارات نسب را واجد است .تنها ایرادیكه بر این نوع از تولید نسل ممكن است وارد گردداین كه در این وضعیت از روش متداول یعنیمقاربت بین دو همسر تبعیت نشده است ،در حالیكه كمتر كسیمقاربت را طریقه منحصر ایجادنسبت مشروع محسوب داشته است به ویژه كه درمشروعیت نسب كودكانیكه ازتفخیذ دو همسر متولد میشوند و حتیكودكان ناشیاز وطیبه شبهه تردیدیوجود ندارد.ب - طفل حاصل از جنین بارور شده یا پرورش یافته دو همسر خارج از رحم مادر
تفاوت این روش با روش نخست آن است كه در روش نخست تنهالقاح یا بارورینطفه به طور غیر طبیعیصورت میگیرد در حالیكه در این روش تمام یا بخشیاز دوران جنینیكودك خارج از رحم به طور غیر طببعیجریانیم یابد. هرگاه به لحاظ به لحاظ عدم آمادگیرحم زوجه جهت پرورش نطفه بارور شده ، جنین از نعمت پرورش در رحم مادر محروم گردد و به ناچار نطفه مزبور در محیطیخارج از رحم پرورش یابد احكام تكلیفیووضعیاین حال با حالت نخست تفاوت چندانیندارد. بلكه میتوان گفت در این حالت اگرمرحله باروریبه روش طبیعیانجام پذیرد و زوجین از طریق مقاربت نطفه را بارور نموده و سپس به دلائل مذكور جنین از رحم خارج و در محیط هایآزمایشگاهیو مشابه آن پرورش یابد امكان الحاق نسب طفل به زوجین قویتر و مشروعیت این اقدام یقینیتر است .
محققین و فقها نیز در این فرض نظر مخالفیابراز ننموده اند، به ویژه كه كمتر اتفاق میافتد زوجین بدون ضرورت و اضطرار مبادرت به چنین اقدامینمایند 0 ضرورت حفظ حیات جنین و مخدوش نشدن هیچ یك از ضوابط مشروعیت عمل و الحاق نسب بهترین دلیل جریان احكم تكلیفیو ضوعیت فوق الاشعار است .
قسمت دوم : احكام و نسب طفل حاصل از از نطقه بارور شده طبیعییا غیر طبیعیانتقال یافته به رحم ثالث
هرگاه جنین موجودیت خود را از رحم مادر شروع ولیبه دلیل بیماریمادر یا ضعف و ناتوانیاو در پروراندن و به ثمر رساندن او از رحم ، خارج و به رحم زن دیگیمنتقل و دوران جنینیرا در محل جدید به پایان رساند وضعیت نسبت (احكام وضعی) و حكم تكلیفیاین اقدام چگونه خواهد بود.
به منظور دادن پاسخیكامل به سئوال فوق بهتر است اولا" بین دو فرض زیر تفكیك نمائیم ، فرضیكه جنین مذكور به رحم زنیكه باشوهر رابطه زوجیت دارد( به عنوان همسر دوم ) منتقل گردد و فرضیكه جنین مذكور به رحم زنیمنتقل شود كه با شوهر رابطه زوجیت ندارد. ثانیا" احكام تكلیفیموضوع را از احكام وضعیجدا نمائیم 0فرض اول : انتقال جنین (نطفه بارور شده ) به رحم زنیكه به شوهر رابطه زوجیت دارد.
الف : احكام تكلیفی
دلائل فراوانیبر حلیت و مجاز بودن این اقدام دلالت دارد. از جمله :
یك : آیات - آیات متعددیاز قرا; كریم مانند آیه 233 از سوره بقره كه مقرر میدارد : (زنان شما محل پرورش نطفه شمایند، به هر نحو كه میخواهدیاز این نعمت یا از این امتیاز بهره ببرید.
این آیه به طور صریح بر این ادعا دلالت دارد. آیات شریفه دیگرینیز وجود دارد كه نه به طور صریح بلكه به طور ضمنیبر این امر دلالت مینماید.
از جمله آیه 72 از سوره نحل كه مقرر یدارد: خداوند از سرنوشت مشا همسرانیبرایتان مقرر داشت و از این همسران نیز برایشما فرزندان ونواده هایقرار داد. وآیه 21 از سوره روم با این مفهوم كه از نشانه هایعظمت خداوند اینكه از سرشت شما برایتان همسرانیآفرید تا در جوار همسران آرامش یاببد و بین شما وهمسرانتان دوستیومحبت قرار داد.
دو آیه اخیر گرچه صراحتیدر دلالت بر مدعا ندارد ولیمحتوانیكلام و تعبیر به ازدواج در هر دو آیه مباركه دلالت دارد بر اینكه زنان كه طبق حقوق اسلام میتوانند متعدد باشند جمعا" برایشوهران در حكم پیكرده واحده و محلیجهت تولید مثل و به تعبیر آید اولیمزرعه ایجهت كشت و بارور كردن نطفه شوهر خویش محسوب میگردند ، بنابراین از نظر حلیت و احكام تكلیفیمنع صریحیاز این اقدام به عمل نیامده و در نتیجه ، اصاله الاباحه و اصل عدم ممنوعیت موید مشروعیت آن میتواند باشد 0
دو:روایت
در بین روایات باب نكاح و نسب روایت صریحیبر حلیت این مورد به دست نیامد ، اما روایات متعددیبه طور ضمنیبر حلیت مورد دلالت دارد كه از جمله روایت منسوب به پیامبر اسلام (ص ) با این مضمون با یكدیگر ازدواج كنید و تولید مثل نمائید و بر تعداد پیروان مكتب بیفزاید ، زیرا من در روز واپسین به كثرت تعداد شما در بین امتها و ملتها افتخار میكنم ولو اینكه تولید مثل به سرانجام نرسد.ب : احكام وضعی
احكام وضعیفرض مورد بحث تحت تاثیر احكام تكلیفیاین فرض قرار داشته و بر آن اساس استقرار مییابد ، لذا با توجه به مجاز بودن عمل میتوان گفت نظر به اینكه در نظام حقوقیاسلام هدف اصلیقانونگذار جلوگیریاز گسترش موجبات ایجاد انساب غیر مجاز و كودكان غیر قانونیمیباشد و به لحاظ اینكه مراحل بارورینطفه در شرایطیكاملا" مجاز تحقق یافته و پرورش جنین نیز در رحمیصورت میگیرد كه با مرد صاحب نطفه رابطه زناشوئیدارد تردیدیدر الحاق فرزند به پدر و مادر صاحب نطفه نخواهد بود و طبعا" كلیه آثار مترتب بر نسب قانونیبر كودك و پدر و مادر ویكه از لقاح نطفه آن دو جنین شكل گرفته است بار میگردد واحكام وراثت و حرمت نكاح یا محرمیت بین آنان برقرار میشود 0 آنچه در این واقعه قابل بحث و تردید آمیز میباشد تبیین ماهیت رابطه بین طفل و زنیاست كه كودك در رحم او پرورش یافته است .
نظر به اینكه انتقال جنین از رحم مادر اصلیبه رحم ثالث از پدیده هاینوظهور عالم پزشكیاست و سابقه چندانیدر گذشته ندارد و جزو مسائل مستحدثه محسوب است طبعا" از متقدمین ازفقهاء در این مورد فتوائیدیده نشده و نظریه ایروشن بدست نیامد 0به ناچار به بررسینظرات محققین معاصر و اندیشمندان قرن حاضراكتفا میكنیم 0
به اعتقاد نگارنده با اتكاء به وحدت ملاك حاكم بر قرابت رضاعیو تنقیح مناط در مورد اخیر و این كه در فرض مورد بحث نیز همان ملاك و مناط بودجه قویتریموجود است بنابراین رابطه نسب را بین ثالث و طفل پرورش یافته در رحم او میتوان برقرار دانست 0 بدین توضیح كه چون در قرابت رضاعیآن چه منشاء قرابت میگردد روئیدن گوشت و استخوان از شیر مادر رضاعیبر طفل شیر خوار است و به تعبیر فقهاء انبات لحم و عظم علت قرابت رضاعیدانسته شده و در اینجا نیز بیتردید جنین از خون ثالث تغذیه نموده و رشد مینماید ، بنابراین موجبات برقراریرابطه نسب بین كودك وثالث فراهم میگردد 0بعضیمعتقدند تمسك به این گونه استحسانات و قیاس این مورد با آن چه در قرابت رضاعیبه آن تمسك میشودموجه نبوده و با موازین فقهیحاكم بر فقه شیعه انطباق ندارد 0
به نظر نگارنده آنچه با منطق عقل بیشتر انطباق دارد این است كه چون جنین انتقال یافته به رحم زن ثالث به نسبت زمانیكه در رحم مانده از خون او تغذیه نموده و میزان تاثیر این تغذیه در هر شرایطیاز تاثیر شیر دادن و رضاع نسب به كودك بیشتر است به ویژه كه در اكثر موارد طفل از شیر ثالث پس از زایمان و خارج شدن از رحم استفاده میكند ، بنابراین ، برقرار دانستن نوعیرابطه خویشاوندیبین طفل و ثالث بسیار معقول تر و پذیرفتنیتر است ، البته این قرابت از نوع قرابت نسب و متضمن كلیه آثار آن از قبیل وراثت نخواهد بود ولیبداهتا" موجب حرمت نكاح و محرمیت به میزانیكه از قرابت رضاعیناشیمیشود خواهد گردید 0
نكته قابل دقت این كه احكام تكلیفیو وضعیفوق الذكر در شرایطیبار میشود كه اولا" ، دو همسر بر انتقال نطفه بارور شده به ثالث آگاه بوده و بر آن امر رضایت دهند و ثانیا" زن ثالث نیز با آگاهیو رضایت ، پذیراینطفه بارور شده باشد وآن را جهت پرورش در رحم خویش بپذیرد، در غیر این صورت تردیداتینسبت به جواز و همچنین برقراریرابطه نسب بین طفل و صاحبان نطفه و صاحب رحم بوجود خواهد آمد 0
فرض دوم : انتقال جنین (نطفه بارور شده دو همسر )به رحم زن ثالث (بیگانه )
یكیاز موارد شایع و در عین حال بحث انگیز لقاح مصنوعیموردیست كه نطفه بارور شده دو همسر اعم از اینكه باروریآن در رحم همسر یا در محیطیخارج از رحم صورت گرفته باشد به انگیزه ایمقبول به رحم زنیبیگانه منتقل میگردد تا در آنجا پرورش یافته متولد گردد 0
در اینجا نیز احكام تكلیفیرا از احكام وضعیجداگانه بررسیمیكنیم 0
احكام تكلیفی:
نظرات فقهیدر خصوص جواز یا عدم جواز این اقدام متشتت و دو دیدگاه مخالف در این مورد وجود دارد 0بعضیاز فقهایمعاصر عمل را مجاز دانسته و آن را مشمول اصل اباحه (اصاله الاباحه ) میدانند ، همچنان كه بعضیحقوقدانان نیز نظر مزبور را تایید نموده و معتقدند با استفاده از ظاهر ماده 1167 ق 0 م كه فقط اطفال متولد از زنا را نامشروع میشناسد لذا كلیه اطفالیكه از زنا متولد نشده باشند باید كودكان قانونیمحسوب گردند 0
اما بعضیدیگر از فقهاء عمل را مجاز ندانسته و آن رااقدامینامشروع تلقیكرده اند 0 حقوقدانان نیز بعضا" بر همین اعتقادند عمده استدلال گروه اخیر این است كه توالد با این روش با روح تعالیم اخلاقیو اسلامیمنافات دارد زیرا بسیاریاز مصالح اجتماعیاز جمله تحكیم روابط زناشوئیو پاك و بیآلایش بودن توالد و تناسل و دورنگهداشتن روابط زناشوئیاز شائبه هایخوشگذرانییا شانه خالیكردن از وظیفه بارداریو فرزند داریو تربیت كودكان سالم و متمتع از عواطف مادریو غیره مخدوش میگردد اما استدلالات فوق در مقابل اصول و مبانیمورد استفاده گروه نخست چندان قوینبوده و توان معارضه ندارد 0 زیرا به شرحیكه گذشت در حقوق اسلام اصل آزادیانسانها در روابط اجتماعیو زناشوئیو حق فرزنددارشدن به هدف بقاینسل از طرقیكه صراحتا" ممنوع نگردیده بر سایر اصول و قواعد حاكمیت داشته و تا زمانیكه منع صریحیوجود ندارد تمسك به آن مجاز است و این اصول در قاعده معروف اصاله الاباحه مورد استفاده گروه اول تجسم یافته است ، به ویژه به شرحیكه خواهد آمد احكام وضعیاین فرض به نحویاست كه با نظر گروه اول سازگاریبیشتریدارد 0
احكام وضعی
علیرغم تشتت آرائیكه در جواز یا عدم جواز انتقال جنین به رحم زنان ثالث وجود دارد ، در خصوص امكان برقرارینسب و سایر آثار وضعیاین انتقال نظرات هماهنگ تر و مثبت تر است . زیرا عده زیادیاز فقهاء و محققین معتقدند رابطه بین كودك و صاحبان نطفه رابطه ایقانونیو از نوع نسب صحیح و موجب برقراریآثار نكاح صحیح بین دو طرف خواهد بود 0 همانطور كه قبلا" نیز اشاره گردید امكان انتقال نطفه بارور شده از رحم زن دیگر و یا انتقال آن از لوله آزمایشگاه به رحم از پدیده هایجدید و ره آوردیاز پیشرفت دانش بشریدر آستانه قرن 21 است ، لذا در متون حقوقیو فقهیكهن طیعا" راه حلیروشن یا اظهار نظریشفاف به چشم نمیخورد 0 ناگزیر باید به نقطه نظرات دانشمندان معاصر اتكاء كرد 0
ذیلا" نقطه نظرات فقهاو محققین در احكام وضعیفرض اخیر را بررسیو آنچه برداشت نویسنده است بیان میگردد. اكثریت قریب به اتفاق فقهاء و حقوقدانان مسلمان در برقرارینسب قانونیبین طفل ناشیاز نطفه بارور شده زن و شوهر كه در رحم زن بیگانه پرورش یافته و صاحبان نطفه مزبور وحدت نظر دارند ، گو اینكه بعضیاز همین فقهاء سپردن نطفه بارور شده دو همسر را به رحم زن بیگانه به شرحیكه گذشت مجاز نمیدانند 0
موید نظر مزبور كلیه مقوماتیاست كه در فرض پرورش نطفه بارور شده دو همسر در رحم همسر دوم مرد برشمردیم ، زیرابیگانه بودن زنیكه رحم خویش را ظرف پرورش نطفه دیگران قرار داده است تاثیریدر قانونیبودن رابطه بین طفل و صاحبان نطفه نخواهد داشت 0 آنچه قابل بحث و مطمح تشتت آراء قرار میگیرد رابطه طففل با زنیاست كه كودك در رحم او پرورش یافته است .بامقایسه این فرض با فرضیكه نطفه در رحم همسر دوم پرورش یافته است وجوه تشابه و وجوه افتراقیوجود دارد كه ملاحظه وجوه تشابه موجب توهم تسریآثار وضعیفرض سابق الذكر به فرض مورد بحث در اینجا است ، ولیملاحظه وجوه افتراق موجب انصراف از تسریآن آثار نسبت بما نحن فیه میگردد.به نظر نگارنده بیگانه بودن رحم به شرحیكه در فصل بعد با تفصیل بیشتریخواهد آمد دلالت كافیبر عدم ارتباط طفل با صاحب رحم نخواهد داشت زیرا با تكیه بر این واقعیت كه اساس مشروعیت رابطه نسب بر مجاز بودن مرحله بارورینطفه و مشروعیت آن است كه در اینجا این شرط محقق گردیده است . درست است كه رابطه طفل با صاحب رحم از نوع خویشاوندینسبینمیتواند باشد اما آیا در حد برابر شیر دادن به طفل كه تحت شرایط بسیار ساده ایموجب برقراریرابطه رضاع یا قرابت رضاعیخواهد گردید، پرورش جنین در رحم زن ثالث كه مسلما" مدتیقبل از حد نصاب لازم جهت ایجاد رابطه قرابت رضاعیبوده و موجب برقرارینوعیقرابت ولو تحت عنوان خاص و ابداعی(مثلا" قرابت خونییا قرابت ژنتیك ) كه آثار خاصیاز قبیل ممنوعیت نكاح و امثال آن را به دنبال خواهد داشت نمیگردد؟لقاح مصنوعیبین دو بیگانه
آخرین سوالیكه در ابتدایبحث مطرح گردید بررسیاحكام یا آثار تكلیفیو وضعیلقاحیاست كه به صورت غیر طبیعیبین نطفه مرد و زن بیگانه در شرایطیخارج از مصداق زنا صورت میگیرد 0
فروض این مورد نیز متعدد است ، زیرا باروریغیر طبیعینطفه دو بیگانه ممكن است ناشیاز اشتباه زن و مرد و یا یكیاز آن دو و یا با آگاهیهر دو صورت پذیرد ، بنابراین دو حالت كاملا" متفاوت در این فرض نیز متصور است كه بیان هر یك از دو حالت مزبور دارایاقتضایخاصیاست .
الف : لقاح مبتنیبر اشتباه
در حالت اشتباه اعم از اینكه نسبت به موضوع یا حكم باشدطرح حكم تكلیفیبه علت غیر مقرون بودن به اراده موضوعیتیندارد. از جهت حكم وضعینیز در الحاق نسب اختلاف نظر چندانینیست ،زیرا همه محققین طبق موازین حقوقیو شرعیو حتیعقلیبر این باورند كه در احكام نسب ، نبودن سوء نیت موجب الحاق طفل به صاحبان نطفه است ، و اگر اشتباه یك طرفه باشد طفل به همان طرف ملحق میگردد و نسبت به طرف دیگر و كسیكه با آگاهییا سوء نیت مبادرت به لقاح مصنوعینموده است مشمول ضوابط و ترتیباتیاست كه ذیلا" در قسمت (ب ) به آن اشاره خواهیم نمود.
ب : لقاح مبتنیبر آگاهی
احكام لقاح مصنوعیبین دو بیگانه آگاه به اعتبار اینكه همسر داشته یا نداشته باشند واینكه موافقت همسرشان جهت لقاح نطفه آنان با جنس مخالف و بیگانهگرفتهشود یاخبر در چند فرض متنوع قابل بررسیاست . اماچون احكام و آثار تكلیفیكلیه فروض یكسان ارزیابیشده ابتدا حكم تكلیفیفروض مختلف رابررسیو سپس آثار وضعیآن را كه بر حسب مووضع متنوع ارزیابیمیشودمطرح میسازیم آثار تكلیفی
در ممنوعیتلقاح مصنوعینطفه دو بیگانه در انواع مختلف آن فقهاء و محققین وحدتنظر دارند. بر این ممنوعیت دلایل فراوانیوجود داردكه مهمترین این دلائل عبارتند از:
1 - شرع انور درباره حفظ فروج شفارش بسیار نموده و آن را بر هیچ شخصیو تحت هیچ شرایطیبدوناذن رع و انجام نكاح مجاز نمیداند در همین رابطه آئات متعددیوجوددارد كه صراحتا" یا تولیحا" بر وجوب تحفظ زان ومردان دلالت دارد، از جمله در قرآن كریم آیه 30 سوره مباركه نور و آیات 5و6 از سوره مومنون بر ضرورت تخفظ فروج تاكید نموده است .
2 - روایات فراوان موید این ممنوعیت است از جمله علیبن سالم از امام صادق (ع ) روایت میكند كه فرموده اند " بدترین مردم در قیامت كسانیهستندكه نطفه خود را در رحم زنیكه بر او حرام است قرا ردهد. گو اینكه ظاهر روایت را جمع به موردیست كه نطفه از طریق مقاربت وارد رحم بیگانه گردد اما عبارت مطلق است وعدم شمول آن به مورد لقاح مصنوعیاحتیاج به دلیل دارد. و روایت دیگر منقول از پیامبر اكرم با این مضمون كه "اعمال نكوهیده افراد بشر هیجكدام نزد خداوند زشت تر (یا بزرگتر) از كشتن یك پیامبر یا خراب كردن خانه كعبه و قبله مسلمین و یا قراردادن نطفه در رحم زنیبه صورت حرام نیست 0
در تائید این ممنوعیت روایت متعددیداریم كه معصومین (ع ) بیمبالاتیدر امر فروج را موجب اختلاط میاه ونسل كه شدیدا" مورد غضب شارع مقدس است میدانند و از هراقدامیكه آن را موجب شود منع كرده اند. محققین در همین رابطه مقرر میدارند هر جاتردیدیدر جواز انتقال نطفه باشد باید احتیاط كرده واز توسل به آن خودداریشود به تعبیر دقیقتر در شبهات حكمیه باید احتیاط كرد واصاله الاباحه جارینمیشود.
اثر وضعیفرض اخیر را در دو وضعیت متفاوت بررسیمیكنیم 0
1 - نطفه مرد بیگانه به زنیتلقیح شود كه زن دارایشوهراست . در چنین فرضیعلیالاصول و به اقتضایقاعده فراش طفل ناشیاز تلقیح به شوهر آن زن ملحق میگردد. بدیهیاست شرایط تمسك به قاعده فراش در این فرض نیز لازم الرعایه است . بنابراین هرگاه به موجب قاعده فاش و بر اساس ماده 1158 قانون مدنیبتوان قاعده مزبور را اعمال كرد نمیتوان طفل را به صاحب نطفه تزریق شده ملحق دانست و تنها انجام عمل تلقیح مانع از اجرایقاعده مزبور نیست ، زیرا ماده مرقوم چنین اقتضائیدارد.
2 - نطفه مرد بیگانه به زنیشوهردار تلقیح شود كه امكان اعمال قاعده فراش در مورد او ممكن نیست و یا زن مجرد است .
در این فرض تشتت آراء نسبتا" زیاد و تنوع مصادیق بیشتر است ، لذا كوشش میشود مصادیق متنوع به تفكیك بررسیو حكم هر كدام بطور جداگانه آورده شود. در این حالت دو اندیشه متفاوت وجود دارد.
اندیشه نخست :
در اندیشه نخحست طفل به هر حال ملحق به صاحب نطفه است و صاحب نطفه پدر و زنیكه طفل را در رحم خویش پرورانده مادرطفل محوسب است . این اندیشه بر دلایل زیر متكیاست .
اولا" طفل حاصل نطفه مرد و زنیاست كه گرچه رابطه زناشوئیبین آنان برقرار نیست اما مشمول ماده 1167 قانون مدنیكه مقرر میدارد: " طفلمتولد از زنا ملحق به زانینمیشود" نیز نمیباشندو در نتیجه طفل ، ولد ناشیاز ینا نبوده وعرفا" فرزند آن دو به حساب میآید.
ثانیا": روایتیاز امام حسن مجتبی(ع ) نقل شده كه به صحیحه ابن مسلم معروف است و به موجب آن نسب فرزندناشیاز مساحقه زن شوهرداربا دختریبیگانه را به شوهر و زن بیگانه محلق دانسته اند. متن روایت چنین است " از امام صادق و پدر بزرگوارشان شنیدم میفرمودند(روزی) در جلسه ایكه امیرالمومنین (ع ) حضور داشتند عده ایوارد شدند واظهار داشتند باامیرالمومنین قصد ملاقات داریم ، امام مجتبی(ع ) فرزند بزرگ علی(ع ) كه در آن جلسه بودند پرسیدند با ایشان چه كار دارید، اظهار میدارند از او سئوالیداریم ، فرمودند سیوالتان چیست ؟ آنان اظهار داشتند زنیپس از مقاربت با شوهرش به فراش دوشیزه ای(یا كنزی) میرود و با عمل مساحقه انجام میدهد در اثر مساحقه دوشیزه باردار میشود، تكلیف این طفل از جهت احكام تكلیفیو وضعیچیست ؟ امام مجتبی(ع ) در پاسخ میفرمایند، در وجه نخست ، زوجه مذكور به لحاظ اینكه موجب از بین رفتن بكارت دوشیره (در اثر زایمان ناشیاز مساحقه ) شده میبایست مهریه او را بپردازد و در مرحله دوم این زن چون محصنه محسوب است باید سنگسار گردد، در مرحله بعد فرزند بعد ازتولد به صاحب نطفه (شوهر) تحویل میگردد و در نهایت بر دوشیره به دلیل ارتكاب جرم مساحقه حد جاریمیشود.
آنچه از متن روایت مزبور مورد بحث است تكلیف وضعیمسئله است كه به موجب آن طفل به شوهر محلق میگردد.
ثالثا" : عده معتنابهیاز فقهایبزرگ این نظر را پذیرفته اند در بین قدما میتوان به شیخ طوسیو شیهد ثانیو محقق حلیو صاحب جواهر و در بین معاصریه به آیه الله خوئیو آیه الله محمد موسویبجنوردیو آیت الله صافیگلپایگانیاشاره كرد.
اندیشه دوم :
صاحبان این اندیشه علیالاصول نسب طفل را(در فرض مورد بحث ) به پدر وماد رطبیعیملحق ندانسته و وضعیت كودك را به كودك ناشیاز زنا مقایسه نموده و در حكم زنا میدانند. البته اندیشمندان گروه اخیر دارایدو دیدگاه مختلفند. به موجب یك از این دو دیدگاه اگر صاحبان نطفه با یكیاز آنان ناآگاه بربیگانه بودن صاحب نطفه یا رحم باشند طفل در حكم ولد شبهه تلقیگردیده و احكام شبهه بر او بار میگردد. زیرا آنجا كه مرد و زنیاجنبیبه تصور اینكه بین آنان رابطه زوجیت وجود داردمبادرت به مقاربت نمودهو صاحبت فرزند شوند، نسب این فرزند به آنان محلق میگردد، به طریق اولیآنجا كه فرزندیاز لقاح مصنوعیبین دو بیگانه كه جاهل به نداشتن رابطه زوجیتند پا به عرصه وجود گذارد باید به آن دو ملحق شود و ایر برداشتیصحیح و بسیار منطقیومعقول است و به نظر نگارنده احتیاجیبه استدلال دیگر ندارد، البته اگر جهل به بیگانگیرابطه یك طرف باشد احكام نسب بطور یك جانبه برقرار میگردد.
اما بر اساس دیدگاه دیگر( بشرحیكه گذشت ) در فرض بیگانگیزن و مرد بطلور مطلق رابه نامشروع است ونتیجتا" رابطه نسب بین كودك ووالدین طبیعیو بیگانه برقرار نمیگردد و آگاهیوعدم آگاهیصاحبان نطفه را موثر در مقام نمیدانند. عمده استدلال این نظریه آنست كه ، استثناء نمودن زنا از انساب طبیعی، شارع و قانوگذار را از هدف دور میسازد، زیراعلاوه بر زنا در معنایخاص راههایدیگرینیز برایحفظ رابطه آزاد زن ومرد و تولید تناسل وجود دارد و زنا نمونه شایع رابطه نامشروع دو جنسن مخالف است والا رابطه دیگرینیز وجود دارد كه ولد مصداق كامل زنا محسوب نگردد اما از جهت ایراد خدشه به اصل تحفظ یا عفاف با زنا در معنایخاص تفاوت چندانیندارد. به عقیده این گروه نسبت مشروع نیاز به رابطه مشروع دارد و آمیزش مرد و زن بیگانه خصوصیتیدر نفینسب ندارد. بكله ملاك اصلینفینسب ، نامشروع بودن رابطه است
به نظر نگارندهنظریه اخیرالذكر با اینكه بخشیاز واقعیت را در بر دارد اما از بخش دیگر واقعیت به دور مانده و آن این كه اگر آمیزش دو بیگاهه بین همه اقوام و ملل در طول تاریخ امریمذموم و ناپسند بوده و درتمامینظامهایحقوقیمحكوم و جرم تلقیشده به لحاظ اینست كه هرگز مصلحتیمعقول یا جهتیمنطقیبر آن مترتب نبوده ودر نتیجه بعنوان اقدامیخلاف نظم عمومیواخلاق حسنه ممنوع و نامطلوب تلقیگردیده است به ویژه كه بر نفس تماس جسمیدو بیگانه با هم كه همواره با انگیزه هایشهوت پرستانه و ارضاء امیان شیطانیهمراه است آثار سوء و مضریبار میگردد كه در لقاح مصنوعیهیچ یك از این آثا رمترتب نمیگردد، دو بیگانه ایكه صرفا" به مصلحت برخورداریاز نعمت بزرگ بچه دار شدن و به دور از هر گونهمیل یا خواهش شیطانییا نفسانیاز طریق روشهایطبیو صرفا" در قالب درمان یك كسالت تن به چنین رابطه ایمیدهند ولو اینكه نفس عمل تشویق نشود و از دامن زدن به آن خودداریگردداما دلیل ندارد كودك حاصل از این رابطه كه صرفا" به هدف پاسخگوئیبه یك نیاز فطریو طبیعی(داشتن اولاد) صورت گرفته فرزندینامشروع و مشمول ضمانت هایاجرائیجرم مسلم زنا بدانیم 0نتیجه
با عنایت به آنچه طیصحات و سطور این مقاله گذشت میتوان چنین نتیجه گرفت كه : فرض بسیار متنوعیتحت عنوان لقاع مصنوعیمطرح میگردد كه حكم تكلیفیبیشتر آن فروض به اعتقاد اكثریت قریب به اتفاق محققین مجاز و به تبع آن رابطه نسب قانونیبه عنوان اثر وضعیبرقرار میگردد، از جمله فروض مزبور عبارتنداز:
1 - لقاح مصنوعیبین نطفه دو همسر در انواع مختلف 0
2 - لقاح مصنوعیبین نطفه دو بیگانه اگر مبتنیبر اشتباه طرفین ( یا ناآگاهی) طرفین باشد در انواع مختلف 0
دلیل اصلیجواز عمل و صحت آثار در فروض مختلف فوق علاوه بر دلالت صریح و ضمنیروایات ، اتفاق نظر محققین واصل اباحه است كه در مباحث قبل تفصیلا" بررسیگردید.
اما دركنار فروض متنوع فوق تنها یك فرض وجوددارد كه نسبت به جواز عمل در یك طرف و صحت آثار آن اختلاف نظر وجود دارد وآن موردیست كه نطفه دو بیگانه با آگهایآنان بطور مصنوعیبارور میگردد اعم از اینكه نطفه بارور شده در رحم زن صاحب نطفه یا رحم ثالث یا خارج از رحم پرورش یابد. آنچه محققین بر آن اتفاق نظر دارند. این است كه عمل بارور كردن نطفه دو بیگانه عملیخلاف اخلاق و غیر متعارف و در نتیجه " خلاف موازین حقوقیاست ، یرا با نظم عمومیمنافات داشته و موجب خدشه دارشدن اخقلاق حسنه میگردد. اما علیرغم اتفاق نظر صاحبنظران برغیر مجاز بودن عمل ، در مورد صحت رابطه نسب بین صاحبان نطفه دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. عده ایبه استناد اصل اباحه و باتكاء روایت معروف ومنتسب به امام مجتبی(ع ) مبتنیبر صحیح ندانستن رابطه نسب فرزند ناشیاز مساحقه زوجه پس از مقاربت با شوهر با دختر یا زنیبیگانه و بالاخره به دلیل تاكیدات قانونگذار اسلام بر كاستن از موارد اطفال نامشورع وكودكان بیپدر یا بیمادر رابطه موجود رابین صاحبان نطفه و پدر یا مادر طبیعیو فرزند صحیح تلقینموده و كودك را فرزن آنان محسوب داشته و آثار نسب را برقرار میكننداما دیگر باستناد رایاتیمتعدد از جمله روایت علیبن سالم و سایر احادیث منقول از معصومین (ع ) نسب حاصل را نسب غیر قانونیو مردود شناخته و طبعا" آثار آن را بر قرار نمیدانند.

دسته بندی درختی بانک مقالات