اقلّیت ها و حقوق آن ها در اسلام
اقلّیت ها و حقوق آن ها در اسلام
حقوق اقلّیت ها همواره از مباحث چالش برانگیز حقوق بین الملل بوده است. به رغم تلاش های جهانی، هنوز نهاد یا سازمان خاصی به منظور دفاع از حقوق و آزادی اقلّیت ها در عرصه بین المللی تأسیس نشده و حمایت از آن ها اغلب انگیزه سیاسی داشته است.
در حقوق بین الملل اسلامی، اقلّیت ها از احترام و جایگاه ویژه ای برخوردارند. در نظام حقوقی اسلام، «اقلّیت» به كسانی اطلاق می شود كه از آیین های «یهود»، «مسیحیت» و «مجوسیت» پی روی می كنند. این ها كه به «اهل كتاب» نیز معروفند، می توانند با استفاده از قرارداد «ذمّه» به عنوان یك شهروند در قلمرو حكومت اسلامی زندگی كنند. فلسفه اصلی تشریع عقد «ذمّه» ایجاد زمینه همزیستی مسالمت آمیز میان اقلّیت های دینی و مسلمانان در جامعه اسلامی است.
سیاست صلح جویانه پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) و مسلمانان در رفتار با اقلّیت های دینی فقط به دلیل حزم و احتیاط نبوده، بلكه این یك حقیقت آشكار و انكارناپذیری است كه روح مدارا و تسامح در خصوص اهل كتاب را در آموزه های اصیل اسلامی نشان می دهد; چرا كه اسلام به دلیل احترام خاصی كه برای پیامبران الهی قایل است، پیروان واقعی آن ها را نیز به دیده احترام می نگرد. سیره عملی پیامبر گرامی و جانشینان بر حق آن حضرت و مسلمانان راستین گواهی بر مدعاست.مقدّمه
از مسائل بسیار پر سر و صدا در مورد اسلام، چگونگی رفتار با اقلّیت های دینی است. آگاه نبودن برخی افراد از قانون اسلامی در این زمینه از یك سو، و تبلیغات ناروای دشمنان از سوی دیگر، این موضوع را در هاله ای از ابهام قرار داده است. دشمنان اسلام برای دور كردن پیروان خود از این دین، همواره این آیین را به خشونت متّهم می كنند. این در حالی است كه به گفته یكی از نویسندگان، «این حقیقت آشكار است كه روح تسامح و اغماض و مدارا نسبت به كسانی كه دارای كتابی بوده اند، جزء لاینفك تعلیمات محمّد است.»1
شرح ستم ها و ناروایی هایی كه در طول تاریخ بر اقلّیت های مظلوم یا بیگانگان بی پناه رفته است، به رساله ای مستقل نیاز دارد، اما به اجمال می توان گفت: اقلّیت هایی كه در قلمرو حكومت های نژادی یا مذهبی زندگی می كرده اند ـ جز در موارد نادر ـ وضع ناگواری داشته اند. كشتار اقلّیت مسیحی نجران و سوزاندن آن ها به وسیله یهودیان یمن، كه از مرز ده ها هراز نفر گذشت، قتل عام یهودیان به وسیله مسیحیان رومی و اخراج دسته جمعی آنان، نمونه هایی از این موضوع است. علاوه بر این، در بسیاری از كشورهای مسیحی، یهودیان از تمام حقوق مدنی محروم بوده اند. در دائرة المعارف بریتانیكا چنین آمده است: «تمام قسمت های غربی اروپا تا قرن شانزدهم، بر روی یهود بسته بود; تنها در قسمتی از شمال ایتالیا و قسمت ناچیزی از آلمان و فرانسه، یهود بهره ای از آزادی داشت.»2
این وضعیت در دوران سیادت اروپا نیز ادامه داشت. در سال 1648م. قانونی از پارلمان انگلستان گذشت كه مطابق آن، هركس عقیده ای مخالف تثلیث ابراز كند، به اعدام محكوم شود. در سال 1688م. با معرفی «پروتستان» به عنوان مذهب رسمی انگلستان، مقرّر شد كه هیچ مسیحی كاتولیك حق ندارد در قلمرو حكومت انگلستان به مراسم مذهبی خود عمل كند. در فرانسه، تا اواخر قرن هفدهم میلادی مطابق قانون كاتولیك، پروتستان ها تنگناهای شدیدی تحمّل می كردند; آن ها حتی برای دفن مردگانشان آزاد نبودندو تنهادر مواقع خاص، اجازه چنین كاری به آنان داده می شد.3
ستم هایی كه تا قرن هفدهم بر اقلّیت ها روا داشته می شدند به تدریج، جامعه بین الملل را بیدار كردند و موجب شدند كه در بیشتر عهدنامه های بین المللی، به حقوق اقلّیت ها و آزادی آن ها توجه شود. این امر با تشكیل سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم، بیشتر مطمح نظر قرار گرفت. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اولین دوره اجلاسیه خود، اعلام كرد: «مصلحت عالیه جامعه بشریت اقتضا می كند كه به آزار و ایذای افراد بشر و تبعیضات مذهبی و نژادی خاتمه داده شود.»4
در ادامه این هدف، كمیسیون حقوق بشر در سال 1946م. كمیسیون فرعی جلوگیری از تبعیض بر ضد اقلّیت ها و دفاع از آنان را تأسیس كرد. این كمیسیون مطالعات خود را از 1952م. آغاز و در 1956م. به پایان رسانید. نتیجه آن توصیه بر ضد تبعیض در امر آموزش و پرورش بود كه در چهاردهم دسامبر 1960م. از سوی «یونسكو» اعلام شد. البته تلاش های دیگری نیز در این زمینه انجام گرفته اند.5
واقعیت این است كه به رغم همه این تلاش های بین المللی، هنوز سازمان خاصی با مقرّراتی كه تأمین كننده حقوق و آزادی اقلّیت ها باشد، به وجود نیامده است. حتی در قرن 2000 كه «عصر ارتباطات و گفتوگوی تمدّن ها» نام گرفته است، حمایت از حقوق اقلّیت ها جنبه سیاسی و تبلیغاتی دارد. در یك كلام، مشكلات بین المللی اقلّیت ها همچنان باقی اند و وضعیت اسفناك اقلّیت ها، همچنان قلب ها را جریحه دار می كند.
الف. بیگانگان در اسلام
هدف این گفتار تبیین و تعیین جایگاه اقلّیت ها از دیدگاه اسلام است; یعنی اقلّیت ها به چه كسانی اطلاق می شود؟ و بیگانه چه كسی است؟ برای دست یابی به پاسخ مناسب، یادآوری چند نكته لازم است:
1. تعریف واژه «بیگانه»
عنوان «بیگانه» در نظام های سیاسی مفهوم خاصی دارد. در نظام های مبتنی بر نژاد، «بیگانه» كسی است كه خون و زبان و یا دیگر ویژگی های نژادی او با نژاد اكثریت حاكم تطبیق نكند. در نظام سیاسی مبتنی بر مذهب، «بیگانه» به كسی گفته می شود كه تابع مذهب حاكم و یا اكثریت جامعه نباشد. در واقع، «بیگانه» بیشتر بر اقلّیت ها اطلاق می شود. امروزه در نظام های مبتنی بر تابعیت، واژه «بیگانه» در برابر واژه «خودی» و «هموطن» به كار می رود و بیگانگان در یك كشور، كسانی هستند كه تابعیت آن كشور را ندارند.
از دیدگاه اسلام، بیگانه كسی است كه عقیده غیراسلامی دارد، اعم از اهل كتاب و غیر آن كه مصادیق گوناگونی می یابد.
2. مرز اسلام; عقیده یا جغرافیا؟
در ایدئولوژی جهانی اسلام، ملاك شهروندی «ایمان و عقیده» است، نه خون و زبان و یا عناصر مادی دیگر. بدین روی، در یك جامعه ایده آل اسلامی، هر فردی كه به اسلام معتقد باشد، عضوی از خانواده بزرگ اسلام به شمار می آید. شاید به همین دلیل، در قرآن كلمه «امّت»6 به كار رفته است، نه «ملت». این دیدگاه اصیل اسلامی است كه بر اساس آن امّت را جامعه معتقدان تشكیل می دهد، نه مجمع شهروندان، و در چنین جامعه ای، ملاك فضیلت و برتری «تقوا» است.7
علّامه طباطبائی معتقد است: «اسلام جامعه ای رابنیان نهاده كه مرزهای آن راعقیده تعیین می كند،نه وطن و نژاد و امثال آن.»8
امّت در عرف اسلامی، همواره مفید نوعی هم ریشگی است كه نه با مكان و خون، بلكه با داشتن یك ریشه معنوی مشترك (عقیده) تأمین می شود. در پرتو این بینش، معیار تابعیت و شهروندی هم عقیدگی است كه در اثر گرایش به اسلام حاصل می آید.9
این طرز تفكر تا همین اواخر در جامعه اسلامی حاكم بود. در حقوق دولت عثمانی آمده است: «هر مسلمانی به محض ورود به قلمرو عثمانی، شهروند محسوب می شود و بر پایه برابری و مساوات، از همه گونه حقوق شهروندی برخوردار می گردد.»10
از اواسط قرن 19م. تحت تأثیر حقوق اروپایی، مفهوم «تابعیت و شهروندی» در كشورهای اسلامی از ملاك واقعی آن فاصله گرفته است و قانون تابعیت بر اساس معیار زادگاه و یا اقامتگاه وضع می شود.11 امروزه در كشورهای اسلامی، بدون استثنا، این نظام حاكم است و مطابق آن یك غیرمسلمان هموطن ازحقوق وامتیازاتی بهره مند است كه مسلمان غیرهموطن نمی تواند از آن ها برخوردار باشد. در این نظام، «بیگانه» با «غیر هموطن» مرادف است.
3. تابعیت در اسلام
با توجه به تحوّلاتی كه از قرن نوزدهم در كشورهای اسلامی به وجود آمد، تابعیت نیز حالت ثانوی می یابد. با این فرض، تابعیت دو حالت پیدا می كند:
الف. تابعیت امّی یا اسلامی: تابعیتی كه در پرتو آن، مؤمنان امّت واحدی تشكیل می دهند كه ملاك آن «دین و عقیده» است.
ب. تابعیت ملّی: ملاك این تابعیت، پیوندهای ملّی از قبیل هم زبانی، هم نژادی، هموطنی و مانند آن است و نتیجه آن تشكیل امّت است. این تابعیت از نظر اسلام، یك تابعیت ثانوی و به تعبیر بوازار، «اضطراری»12وبه سبب اقتضای ضرورت هاست. تابعیت اصیل از نظر اسلام، «تابعیت امّی» است.13
4. مصادیق بارز بیگانگان
به منظور تبیین بهتر حقوق بیگانگان، علمای اسلام آن ها را دسته بندی كرده و حقوقشان را بیان نموده اند. در یك تقسیم بندی، بیگانگان به چهار گروه «معاهد، مهادن، محارب و اقلّیت های دینی» تقسیم می شوند. بر این اساس، اقلّیت ها یكی از مصادیق بیگانگان هستند كه حقوق و تكالیف آنان از دیدگاه اسلام بیان خواهد شد.
5. اقلّیت های دینی یا اهل ذمّه
اهل كتابی كه در قلمرو اسلام زندگی كنند و مطابق قرارداد «ذمّه» از حكومت اسلامی تبعیت نمایند، «اهل ذمّه» یا «اقلّیت های دینی» نامیده می شوند. «اهل كتاب» گروه هایی هستند كه از آیین های «یهود»، «مسیحیت» و «مجوسیت» پی روی می كنند.14 ازدیدگاه اسلام، تنها اهل كتاب اهلیّت انعقاد قرارداد «ذمّه» را دارند. این امتیاز به دلیل احترام خاصی است كه اسلام بر پیامبران بزرگ الهی قایل است; و به پیروان آنان به دیده احترام می نگرد.15بنابراین، اهل كتابی كه خواهان اقامت در قلمرو اسلام باشند، می توانند با استفاده از قرارداد «ذمّه»، از مزایای حقوقی و آزادی های شایسته مقام انسانی بهره مند شوند. از لحاظ شرعی، اصطلاح «ذمّه» حاكی از وضعی است كه تحصیل آن برای ذمّی حق و تكلیف ایجاد می كند و به موجب آن، اهل ذمّه در قبال تعهداتی از حمایت همه جانبه دولت اسلامی برخوردار می شوند; یعنی در عمل، آن ها تابع شریعت خاص خود هستند و به معنای واقعی، مورد حمایت دولت اسلامی هستند.16
درباره الحاق «مجوسیت» به اهل كتاب، اختلاف نظر وجود دارد. یك نظر این است كه آنان اهل كتابند.17 در هر حال، اسلام خواهان ایجاد محیط امن و هم زیستی مسالمت آمیز بین اقلّیت های دینی گوناگون در قلمرو حكومت اسلامی است كه از طریق انعقاد قرارداد «ذمّه» بین آنان و حكومت اسلامی حاصل می شود. اختصاص قرارداد «ذمّه» به اهل كتاب، هرگز به معنای نداشتن روابط با گروه های دیگر غیرمسلمان نیست; زیرا در اسلام، برای تحكیم صلح و تأمین امنیت بین المللی، قراردادهای گوناگونی پیش بینی شده اند كه هر یك از آن ها در مورد خاص خود و مطابق شرایط و مقرّرات ویژه آن منعقد می گردند، و قرارداد «ذمّه» یكی از آن هاست كه در نظام حقوق اسلامی مطرح است.
بیشتر فقیهان عامّه از جمله اوزاعی، ثوری و مالك معتقدند كه انعقاد قرارداد «ذمّه» اختصاص به اهل كتاب ندارد، بلكه هر فرقه غیرمسلمان، اعم از اهل كتاب و غیر آن، می تواند از این قرارداد بهره مند شود.18
6. ماهیت قرارداد ذمّه
هدف اصلی از تشریع پیمان «ذمّه» ایجاد محیط امن و هم زیستی مسالمت آمیز بین اقلّیت های دینی در قلمرو حكومت اسلامی است. به سبب این قرارداد، اقلّیت های دینی نه تنها بیگانه، بلكه متحد جامعه اسلامی تلقّی می شوند. نكته جالب آنكه اصل پذیرش قرارداد «ذمّه» تابع مصلحت جامعه اسلامی نیست و به مجرّد پیشنهاد از سوی اهل كتاب، پذیرش آن از سوی دولت اسلامی الزامی است. بدین سان، اصل مزبور برای اقلّیت های دینی، حق دایم مشروع تلقّی شده است.
صاحب جواهرالكلام پس از بیان این مطلب كه عقد تابع مصلحت است و حاكم اسلامی بر اساس آن عمل می كند، می نویسد: «و لیسَ كذلكَ عقدُ الذمّةِ الّذی حَقٌّ لهم و لهذا یَجبُ عَلی الامامِ اِجابَتَهم الیه و اِن كانَ له قوّةٌ عَلیهم»;19 عقد ذمّه این چنین نیست كه تابع مصلحت باشد، به همین دلیل، بر حاكم و رهبر جامعه اسلامی پذیرش آن الزامی است، هرچند قدرت و سیطره بر آن ها داشته باشد.
قرارداد «ذمّه» مانند هر قرارداد مشروع دیگری از نظر اسلام، بر اساس رضایت دو طرف تنظیم و با ایجاب و قبول منعقد می شود. با بررسی عهدنامه هایی كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) با اهل كتاب در این خصوص منعققد كردند، می توان نمونه عینی انعقاد آن را ارزیابی كرد. قراردادها معمولا با نام خدا آغاز شده و در ابتدا، به اسم نمایندگان رسمی دو طرف تصریح گردیده است. مفاد عهدنامه ها با صراحت، بدون ابهام و به سبك معمولی نوشته شده اند. در ذیل عهدنامه ها، امضای شهود درج گردیده اند. در منابع اسلامی، نمونه های متعددی از این نوع قراردادها آمده اند.20
مفاد قراردادهای «ذمّه»ای كه در صدر اسلام منعقد شده اند، از این لحاظ حایز اهمیت هستند كه نه تنها ویژگی های روابط بین مسلمانان و اهل كتاب را نشان می دهند، بلكه نمایانگر وضع ساده و اختلافات اندكی هستند كه در آن ایّام در خصوص امور اجتماعی میان مسلمانان و اهل كتاب وجود داشته اند. اتخاذ سیاست صلح جویانه مسلمانان صرفاً به دلیل حزم و احتیاط نبوده، بلكه این یك حقیقت آشكار است كه روح تسامح و مدارا در مورد اهل كتاب، جزء لاینفك تعلیمات پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)است.
ب. حقوق و تعهدات اهل ذمّه
همان گونه كه گفته شد، اهل ذمّه یا اقلّیت های دینی با انعقاد قرارداد «ذمّه» می توانند به عنوان شهروند جامعه اسلامی در امنیت زندگی كنند و در واقع، حمایت شدگان از سوی حكومت اسلامی هستند. قرارداد «ذمّه» برای طرفین حقوق و تكالیفی ایجاد می كند كه به طور مختصر به آن ها اشاره می شود:
1. تعهدات اهل ذمّه یا اقلّیت های دینی
با توجه به منابع فقهی و عهدنامه هایی كه در صدر اسلام بین پیامبر و اهل كتاب یا اقلّیت های دینی منعقد شده اند، اقلّیت های دینی تعهداتی دارند كه باید انجام دهند:
الف. رعایت یك سلسله شرایط: مهم ترین شرایطی كه اقلّیت های دینی باید مراعات كنند، عبارتند از:
الف.پذیرش پرداخت جزیه(دراین موردجداگانه بحث خواهدشد);
ب. پرهیز از تظاهر به منكرات اسلامی;
ج. خودداری ازاذیت مسلمانانوارتكاب اعمال فحشادرموردآنان;
د. احترام گذاردن به احكام دادگاه اسلامی;
هـ. پرهیز از اعمال منافی قرارداد ذمّه; مانند تصمیم گیری بر قیام مسلّحانه و كمك به دشمنان اسلام و مسلمانان.
شیخ طوسی در كتاب الخلاف می نویسد: «اگر اهل ذمّه اعمالی را مرتكب شوند كه در شریعت آنان موجب حد باشد; مانند زنا، لواط، سرقت و قتل، حدّ بر آن ها جاری می شود، بدون خلاف; زیرا آنان به موجب قرارداد ذمّه، جریان احكام ما را پذیرفته اند. اگر مرتكب اعمالی شوند كه در شرع آن ها حلال است; مانند خوردن گوشت خوك و شراب و ازدواج با محارم، مادام كه تظاهر نكنند، دولت اسلامی متعرّض آنان نمی شود; اما اگر به این امور تظاهر كنند، بر امام واجب است كه حدّ بر آن ها جاری كند، به دلیل اطلاق ادلّه حدود و اجماع.
ب. پرداخت جزیه: یكی از تعهدات اهل ذمّه پرداخت «جزیه» به دولت اسلامی است. اینكه «جزیه» چیست و مقدار آن را چگونه باید تعیین كرد و آیا پرداخت جزیه به معنای تحقیر و توهین اهل كتاب است، از جمله پرسش هایی هستند كه نیاز به پاسخ دارند. درباره «جزیه» در قرآن كریم چنین آمده است: (قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّی یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَد وَهُمْ صَاغِرُونَ) (توبه: 29); با كسانی از اهل كتاب كه ایمان به خدا و روز جزا ندارند و آنچه را خدا و رسولش تحریم كرده است حرام نمی شمرند و آیین حق را نمی پذیرند، پیكار كنید تا زمانی كه جزیه را با دست خود، با خضوع و تسلیم بپردازند.آیه مباركه لحن تندی در مورد اهل كتاب دارد كه شاید دلیل آن این باشد كه اهل كتاب، بخصوص یهود، در صدر اسلام، كارشكنی های زیادی می كردند، حتی توطئه قتل پیامبر را چیدند و این لحن تند در برابر اهل كتاب با ویژگی هایی كه در آیه برای آن ها آمده، چندان نامتناسب هم نیست. در عین حال، اسلام در آشتی را به روی آن ها می گشاید و آنان را با قبول پرداخت جزیه در جایگاه شهروند هم پیمان می پذیرد.
ارباب لغت گفته اند: «جزیه چیزی است كه از اهل ذمّه (اهل كتابی كه با مسلمانان پیمان هم زیستی دارند و در قلمرو اسلام زندگی می كنند) گرفته می شود، و جزیه به منزله پاداشی است كه آنان در برابر حفظ جان و مالشان می پردازند. در برابر آن، دولت اسلامی امنیت همه جانبه آنان را تأمین می كند.»
پرداخت جزیه هرگز به معنای تحقیر و توهین آن ها نیست; چون این معنا نه از اصل كلمه «جزیه» و «صاغرون» استفاده می شود، نه با تعلیمات اسلام سازگار است و نه با سایر احكامی كه درباره طرز رفتار با اقلّیت های دینی به ما رسیده است، تطبیق می كند. كسانی كه آن را به معنای تحقیر و توهین گرفته اند، در واقع، ذهنیت خود را بر آیه تحمیل كرده اند. پرداخت جزیه احترام در برابر اسلام و مسلمانان و نشانه ای برای هم زیستی مسالمت آمیز و قبول یك اقلّیت دینی سالم در برابر اكثریت است. این جنجال، كه جزیه مخالف شئون انسانی و خلاف اصل هم زیستی است، یك توهّم بی اساس می باشد; زیرا جزیه نوعی پاداش به دولت اسلامی از طرف شهروندان غیرمسلمان اهل كتاب است در برابر خدماتی كه برای آنان انجام می دهد، نه كیفر و باج (حق زور گرفتن)
ج. مقدار جزیه: جزیه مقدار معیّنی ندارد و تعیین آن بر عهده حكومت اسلامی است كه مطابق شرایط و مصلحت، مقدار آن را مشخص می كند. كیفیت پرداخت آن نیز با توافق مقرّر می شود. اخذ جزیه مانند زكات، سالیانه است. در صورت عدم تعیین زمان، آخر هر سال گرفته می شود و مانند دیگر مالیات های اسلامی، در مصالح اسلام و جامعه به مصرف می رسد. كودكان و زنان از پرداخت جزیه معافند. به مستمندان مهلت داده می شود كه در صورت كسب توانایی مالی، جزیه شان را بپردازند. اهل كتاب اگر پس از انعقاد قرارداد «ذمّه» از پرداخت جزیه خودداری كنند، به محل امنی فرستاده می شوند و از هرگونه تعرّض و غافل گیری مصونند
این نكته قابل توجه است كه جزیه معمولا بسیار اندك بوده است. مطابق بعضی از روایات، گاهی یك دینار در سال مقرّر می شد و حتی آنان كه قادر به پرداخت جزیه نبوده اند، معاف می شده اندحقوق و امتیازات اهل ذمّه یا اقلّیت های دینی
به سبب قرارداد «ذمّه»، اقلّیت های دینی از حقوق و امتیازاتی برخوردار می شوند. این امر مسئولیت سنگینی است كه دولت اسلامی به عهده می گیرد. مادام كه آنان بر پیمانشان وفادار بمانند، مورد حمایت اسلامند.
امام سجّاد(علیه السلام) فرمود: «حق اهل ذمّه این است كه آنچه را خداوند از ایشان قبول كرده، بپذیری و مادام كه ایشان به پیمان با خدای عزّوجل وفادارند، ستم در مورد ایشان روا نداری.»26
اسلام در صدد تأمین صلح و امنیت عمومی است. از این رو، امتیازاتی برای اهل ذمّه قایل است كه در ذیل، به آن ها اشاره می شود:
الف. مصونیت همه جانبه: تعهد مبنی بر تأمین مصونیت همه جانبه، به دو صورت در پیمان های «ذمّه» قید می شود: یكی خودداری مسلمانان از هرگونه تجاوز به جان، مال و ناموس متحدان ذمّی; و دیگری حمایت و تأمین جانی، مالی و عرضی ذمّیان و دفاع از آن ها در برابر تجاوز بیگانگان.
از پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) نقل شده است: «بدانید! كسی كه بر معاهدی ستم كند یا به او بیش از توانش تكلیف نماید، در روز قیامت، من خودم طرف حساب او هستم و حق او را مطالبه می كنم.»27
از امام علی(علیه السلام) نقل شده است: «اینان كه با ما پیمان بسته اند بدان دلیل به ما جزیه می پردازند كه تحت حمایت ما، اموالشان مانند اموال ما و خونشان مانند خون ما محترم و مصون باشند.»ب. آزادی مذهبی: اسلام اعتراف به ادیان آسمانی و پیامبران برگزیده الهی و احترام به شریعت آنان را جزو اصول عقاید خود به شمار آورده و در آیات متعدد قرآنی به آن سفارش كرده است: (قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَی وَعِیسَی وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَد مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ)(بقره: 136); بگویید ما به خدا ایمان آورده ایم، و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اخلاف آنان نازل گشته و نیز به آنچه بر موسی و عیسی و دیگر پیامبران از طرف پروردگارشان داده شده است، در میان آن فرقی قایل نمی شویم و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم.
بر این حقیقت در آیات متعددی تأكید شده است.29 در قرآن كریم، تورات به صورت كتاب آسمانی و حاوی شریعت الهی30 و انجیل نیز كتاب آسمانی عیسی بن مریم(علیه السلام)معرفی شده است.31 با توجه به آیات قرآن كریم و پیمان های «ذمّه ای» كه در صدر اسلام بین پیامبر و اهل كتاب منعقد شده اند، ذمّی ها یا اقلّیت های دینی از لحاظ آزادی و حق برپایی مراسم مذهبی در امنیت كامل قرار دارند و اماكن مقدّس آنان احترام دارد. در قرآن كریم، صیانت عبادتگاه های آنان یكی از اهداف جهاد اسلامی قلمداد شده است 32 البته این حكم، در عبادتگاه های موجود در زمان انعقاد قرارداد ذمّه است، اما احداث معابد جدید، تابع قرارداد ذمّه می باشد.
ج. استقلال قضایی: اسلام مطابق قرارداد ذمّه، حق ترافع قضایی را برای احقاق حق اقلّیت های دینی به رسمیت شناخته است. آنان در موارد ذیل می توانند از این حق استفاده كنند:
الف) ذمّی مدّعی، و مسلمان مدّعا علیه باشند یا بالعكس; یعنی در صورتی كه یك طرف دعوا مسلمان باشد، آن ها می توانند به مراجع قضایی اسلام مراجعه كنند و حكم صادر شده لازم الاجراست.
از بارزترین مظاهر عدالت و استقلال قضایی اهل كتاب، این است كه امام علی(علیه السلام) در زمان حكومت خویش، در دادگاه حضور یافت و در كنار یهودی طرف دعوا نشست و قاضی بهنفع یهودی حكم صادركرد. بهدلیل آنكه یهودی میدانست حق با علی (ع) است و «زره» موردنزاع از اوست، تحت تأثیر رفتار عادلانه آن حضرت قرار گرفت و مسلمان شد و زره امام را به آن حضرت تقدیم كرد.
ب) اگر دو طرف دعوا هر دو اهل كتاب باشند، می توانند به مراجع قضایی اسلام مراجعه كنند، اما اجباری در این كار نیست; همان گونه كه محكمه اسلامی نیز مجبور نیست به درخواست آنان پاسخ مثبت دهد:(فَإِن جَآؤُوكَ فَاحْكُم بَیْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ)(مائده: 42); اگر برای دادخواهی پیش تو به ترافع آمدند، میان آنان حكومت و قضاوت كن یا اعراض نما و آنان را به حال خود واگذار.
قرآن كریم دلیل این تخییر را بیان كرده است: (وَ كَیْفَ یُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِیهَا حُكْمُ اللّهِ ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَـئِكَ بِالْمُؤْمِنِینَ)(مائده: 43); چگونه تو را به داوری می طلبند، در حالی كه تورات نزد ایشان است و در آن حكم خداست؟ (وانگهی پس از داوری خواستن، (چرا) از حكم تو روی می گردانند؟! آن ها مؤمن نیستند.
احكام الهی در كتاب های آسمانی اقلّیت های دینی موجودند، اما آن ها در مواردی كه داوری محاكم اسلامی را به نفع خود ببینند، به آنجا مراجعه می كنند. به همین دلیل، اسلام این اختیار را به محاكم اسلامی داده است تا با تشخیص تمام، در این زمینه اقدام نمایند. در هر حال، استقلال قضایی اقلّیت های دینی امتیازی است كه اسلام برای آنان قایل شده.
د. حق آزادی مسكن: اقلّیت های دینی پس از انعقاد قرارداد ذمّه، آزادند در هر نقطه از سرزمین اقامت دایم یا موقّت اختیار كنند. البته بجز مناطق ممنوعه; از قبیل سرزمین حجاز و مساجد مسلمانان كه در كتاب های فقهی احكام آن ها بیان شده است.35 ممكن است بر اساس قرارداد، محدودیت های دیگری نیز در این خصوص اعمال شوند; مثلا، ساختمان آنان در محله مسلمان نشین، نباید به صورت غیرمتعارف بلند و مشرف بر خانه های مسلمانان باشد. این توصیه در مورد مسلمانان نیز اعمال شده است،36 اما در خصوص اقلّیت های دینی، این امر الزامی است.هـ. آزادی فعالیت های اقتصادی و روابط بازرگانی: نظام كلی اقتصاد اسلامی بر اساس اصل «احترام به مالكیت فردی» استوار شده و انواع فعالیت های اقتصادی و روابط بازرگانی بر این مبنا تنظیم گردیده اند. اسلام بر اساس اصل مزبور، بر مالكیت اقلّیت های دینی احترام قایل است; كسی حق ندارد بدون مجوّز قانونی، در این زمینه دخالت كند. در پیمان های صدر اسلام، به این موضوع تصریح شده است.
سیره پیامبر در روابطی كه با یهودیان و مسیحیان متحد خویش داشت، نمونه عملی بارزی از طرح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در قانون «ذمّه» در مقیاس بین المللی بود. پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) و امام علی(علیه السلام) با یهودیان مدینه داد و ستد می كردند و از آنان وام می گرفتند. از بازرگانان ذمّی بجز جزیه، مالیات اضافی دریافت نمی شد، البته آزادی فعالیت های بازرگانی، در حیطه قانون اسلامی است و ممنوعیت معامله ای كه شرعاً حرام است (مانند معامله ربوی) یا چیزهایی كه از نظر اسلام مالكیت ندارد (مانند خوك، شراب، آلات موسیقی و قمار) همگانی می باشد. این محدودیت ها به دلیل آن هستند كه اسلام به سلامت اقتصادی جامعه اسلامی علاقه مند است و این حق را دارد كه از خطرهای زیان بار داد و ستدهای ممنوع جلوگیری كند. بنابراین، مسلمانان می توانند در فعالیت های بازرگانی با آنان، شركت های تجارتی تشكیل دهند، وام بدهند، وام بگیرند، یا از طریق ر هن، ودیعه، مزارعه، مضاربه، مصالحه، وكالت، ضمان، حواله، برات و نظایر آن، روابط اقتصادی برقرار كنند. به شهادت تاریخ، روابط بازرگانی در تاریخ مسلمانان، مؤثرترین عامل گسترش روزافزون اسلام بوده است.
و. جواز ازدواج مسلمانان با اقلّیت های دینی: از امتیازاتی كه اسلام برای اهل كتاب قایل است، جواز ازدواج با آنان ـ به صورت دایم یا موقّت ـ است: (الْیَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالُْمحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالُْمحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ...)(مائده: 5); امروز چیزهای پاكیزه بر شما حلال شده; (و همچنین) طعام اهل كتاب برای شما حلال است، و طعام شما برای آن ها حلال است و نیز زنان پاك دامن از مسلمانان و از اهل كتاب حلالند... .
با توجه به اینكه سوره مائده سوره آخری است كه بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) نازل شده، احكام این سوره در صورت تعارض، ناسخ احكام دیگرند و احكام این سوره منسوخ نیستند; چه اینكه آیه پیشین نمی تواند ناسخ آیه پسین (از لحاظ زمان) باشد.38
منظور از «طعام اهل كتاب» كه در این آیه حلال شمرده شده است چیست؟ بیشتر مفسرّان و دانشمندان اهل سنّت، معتقدند كه هر نوع طعامی را شامل می شود، خواه گوشت حیواناتی باشد كه به دست خود آن ها ذبح شده باشد و یا غیر آن، ولی اكثریت قاطع مفسرّان و فقهای شیعه بر این عقیده اند كه منظور از آن غیر از گوشت هایی است كه ذبیحه آن ها باشد تنها عده كمی از دانشمندان شیعه پیرو نظریه اولند.
روایات متعددی كه از ائمّه اطهار(علیهم السلام) نقل شده این مطلب را تأكید می كند كه منظور از طعام در این آیه، غیر ذبیحه های اهل كتاب است.اما درباره جواز ازدواج مسلمانان با اهل كتاب صاحب جواهر پس از بحث مفصّل در این زمینه، چنین نتیجه می گیرد: «فلَم یَبقِ بِحمدِ اللّهِ فی المسئلةِ بَعدَ الیوم اشكال»;40 به حمد الهی، از این به بعد، دیگر اشكالی در این مسئله (جواز ازدواج مسلمانان با اهل كتاب) باقی نیست.
یكی از نویسندگان در این خصوص می نویسد: «گو اینكه از نظر فقهی ـ همان گونه كه پیش از این به صورت تفصیلی آوردیم ـ روایات ناظر بر منع ازدواج با اهل كتاب به طور مطلق و یا منع ازدواج دایم نمی تواند با آیات و روایات دال بر جواز ازدواج مطلقاً، معارضه نماید; بنابراین، مشكلی در جواز ازدواج با اهل كتاب (به طور دایم یا موقّت) باقی نمی ماند.»41
این تسامح اسلام در مورد ازدواج مسلمانان با اهل كتاب، از چهارده قرن پیش از این اعلام شده است، در حالی كه در فرانسه در سال 1685م. دستور تحریم دین پروتستان، تخریب كنیسه ها و نفی رؤسای آنان از بلاد صادر شد، و در سال 1715م. اعلام شد هر ازدواجی كه بر مبنای دین كاتولیك نباشد، باطل است.42
در مجموع، به این نتیجه می رسیم كه هدف از انعقاد قرارداد «ذمّه» تحكیم روابط سالم اجتماعی در قلمرو اسلام است. مسلمانان به دستور اسلام نه تنها موظّف به رعایت اصول اخلاقی و عواطف انسانی در برابر همه انسان هایند، بلكه این روابط نیكو را تا حد مراعات آداب و مراسم اجتماعی می توانند گسترش دهند. عملكرد پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) در این زمینه، الگوی خوبی است كه باید از آن الهام گرفت.
پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) از بیماران آنان عیادت می كرد، در تشییع جنازه مردگانشان شركت می جست، با آنان ابراز همدردی می كرد و در مجالس سور آنان شركت می نمود.43 نقل شده است كه حضرت در مرگ عبداللّه بن ابی، دوست یهودیان مدینه و از دشمنان سرسخت پیامبر، در مراسم عزایی كه از طرف یهودیان مدینه برگزار شده بود، شركت كرد و به یهودیان و فرزندان او تسلیت گفت.44 از جابربن عبداللّه انصاری نقل شده است: «جنازه ای از كنار ما می گذشت; پیامبر برخاست ما نیز برخاستیم و عرض كردیم یا رسول اللّه! این جنازه یك نفر یهودی است، فرمود: آیا جنازه یك انسان نیست؟ و فرمود: هرگاه جنازه ای دیدید، برای ادای احترام برخیزید.»45
در تاریخ نقل شده است كه در عصر خلافت امام علی(علیه السلام)، حضرت پیرمرد نابینایی را دید كه در كوچه ها گدایی می كرد. از دیدن این منظره تعجب كرد كه چرا در حكومت اسلامی چنین چیزی دیده می شود. از ماجرا پرسید، گفتند: این فرد مسیحی است. امام گفت: هنگامی كه نیرومند بود، از نیروی او استفاده كردید; اما اكنون كه ناتوان شده رهایش كرده اید؟! (این بر خلاف انصاف و مروّت است.) سپس فرمود: از بیت المال مسلمانان به او انفاق كنید (برای او حقوقی قرار دهید.)46
امام صادق(علیه السلام) در یكی از مسافرت ها، مردی را مشاهده كرد كه در گوشه ای افتاده و درمانده است. آن حضرت به هم سفرش فرمود: گمان می كنم این مرد تشنه باشد، او را سیراب كن. او رفت و برگشت و به امام عرض كرد: این مرد یهودی است، به او آب ندادم، امام(علیه السلام) از شنیدن این حرف حالش دگرگون شد، با ناراحتی فرمود: مگر انسان نیست؟!47 در منابع معتبر اسلامی، نمونه های متعددی از این رفتارها نقل شده اند.48
سخن در این زمینه را با اعتراف دونگان گرین لز به پایان می بریم; او می گوید: «نجابت و تسامح این دین بزرگ (اسلام) كه كلیه ادیان الهی را قبول دارد، همیشه به عنوان یك میراث بزرگ بشر شناخته خواهد شد. بر روی چنین بنایی، به حقیقت می توان دین جهانی را پایه گذاری كرد.»49







نسخه جدید قانون همراه با پشتیبانی از گوشی های لمسی و امکانات جدید آماده به روز رسانی است.
