طب قانونی- آیا خودكشی است یا آدم كشی؟
حلق آویزیتقریباً همیشه نتیجه خودكشیاست. وقتیآثار زد و خورد موجود باشند بهترین ادله از قتل (آدم كشی)لازم است امتحان شود گره رشته كه بدور گردن پیچیده شده چون بعضیگرهها مخصوص بعضیمشاغلند- از قبیل گره بحریگره قایق چیگره نساج و گره حمال و گره خیاط و غیره
نباید فراموش كرد كه اغلب ناخوشها هنگام لرزش ناگهانیكه پس از حالت نزع بآنها رخ میدهد. خونپرد گیها و خراشهائیپیدا میكند كه میتوان آنها را از اثرزد دو خورد و نزاع قرص نمود.
خفه كردن
این عمل سخت و با خشونت عبارت از یكفشار وارده است مستقیماً یابدور گردن و یا بجلو آن كه در نتیجه بعلت منع دخول هوا عمل تنفس وحیات معوق میماند- این كار عملیمیشود یا بوسیله یكرشته ( طناب و دستمال و تسمه و غیره ) و یا بوسیله فشار با دست رویحنجره و قصبه ( خرخره)
الف – خفه كردن بوسیله یكرشته . تورد نشانداده بود كه یك كشتیبا قومه تا چهار كیلوگرم روییكرشته واقعه زیر حنجره كافیاست كه هوا را از دخول در ریه منع كند- رشته عمل میكند مثل موقع حلق آویزیو فشار دورییا بسبب انسداد مجرایتنفس یا بواسطه فشار و پارگیوداجها كه مرگ آورندهاند
ب – خفه كردن با دست – یك فشار خفیفیبه گلو اجرا شده با یكدست یا از جلو بعقب و یا از طرفین باعث انسداد مجاریتنفس میشود از طرف دیگر كلود برنارد ثابت كرده است كه فشار بعصب حنجره فوقانیمیتواند باعث توقف ناگهانیتنقس گردیده و مرگ بواسطه عمل انعكاسیرخ دهد بدون آنكه در تشریح نعش بتوان جراحاتیدر این اعضا كشف نمود.
ج – منظره بیرونینعش
-1صورت – صورت معمولا باد كرده و بنفش رنگ و مرمریاز اثر خونمردگیكه مخصوصاً زیر انساج و پلكها و قسمت فوقانیبدن زیادند- زبان برجسته بیرون از دهان یا فشرده بین دندانها میباشد و یك كف سفید یا خون آلودیاز منخرین یا از دهان جاریمیشود و از گوشهم ممكن است خون بیرون ریزد
-2 گردن – وقتیخفه كردن با رشته صورت گرفته گردن دارایشیاریست كه اختلاف دارد با شیار حلق آویزیرا حیث اینكه دایره و تقریباً افقیاست و بعلاوه در قسمتهایدیگر بدن آثار ضربه مشاهده میگردد كه دلالت دارند بر اینكه شخص خفه شده قربانیدست غیر بوده است.
وقتیبا دست كسیرا خفه كرده باشند قسمت جلو پهلویگردن آثار خراش جلد از ناخن مشاهده میشود عموماً از آنخراشها متعدد دیده میشود زیرا شخص قربانیتقلا میكند و دست و پا میزند و قاتل مجبور است كه چند مرتبه عمل خود را تكرار كند اغلب هم جایناخن بودر سوراخ دهان و بینیو قسمت فوقانیسینه دیده میشود و در جلو هم لكههایخونمردگیمتعدد مشاهده میگردد…د- جراحات درونی
گردن – خون از عروق بیرون آمده و منجمد در نسج سلولیو بدور عضلات و خونمردگیهائیكه مربوطند بفشار انگشتان و آثار ناخن دیده میشود- غلاف رگهایوداجیغالباً دارایخونمردگییا پارگیهستند- استخوان لامیو حنجره ممكن است شكسته گردیده و یا فقط بدون شكستیتغییر شكل یافته باشند.
آلات تنفسی- مخاط حنجره و قصبه قرمز رنگند- قصبته الریه محتوییك كف سفید یا خون آلود با حبابهایكوچك – در زیر غشاء جنب خونمردگیها و تنفخ مخزنیبسیار آشكار یافت میشود- ریه دچار اختناق و محتوینقطه هایسكته میباشد.
مغز- اغشیه دماغیو دماغ دچار یك اختناق بسیار مختلفیمیشوند- از آثار ساده گرفته تا یك نزف الدم حقیقی.
ه- خفه كردن ناقص
قصد خفه كردن – علائم خارجیو شیار بدور گردن و خونمردگیهایصورت و ملتحمه ها و خراشها وآثار ناخن بجلو گلو همانطورند كه در سابق ذكر شد – اگر خفه كردن بوسیله یك بند كم استقامتیاز جمله دستمال و كروات و غیره اجراء شده اغلب آثار خارجینشان نمیدهد.
تقریباً صدا همیشه گرفته و عمل بلع دردناك و حركات گردن پر زحمت و نواحیگردن متورم میباشد – علاج عموماً سریع است اما وقتیكه استخوان لامیو حنجره شكسته باشد ضمیمه هایورمیدیده میشوند از قبیل دملهایخلف حلقیو ورم غده هایخلفیگوش و فلگمون گردن و ورم شدید قصبته الریه كه بسرعت باعث مرگ میگردد اغلب همچنین در اشخاص معالجه شده از یك سوء قصد خفه كردن اختلالات عصبیزیاد یا كم شدید، سخت و تشنجات و جنون و بهت و حیرت و غیره مشاهده میشود خفه كردن بعضیاوقات تصنعیاست در اینحالت جراحات و زخمها بیاهمیت اند.
مسائل پزشگیقانونیـ مربوط بخفه كردن
-آیا مرگ از خفه كردن رخ داده ؟
حتیوقتیكه رشته یارسن شیار اشكارینگذاشته میتوان باین سؤال جواب داد تكیه بمرمریبودن صورت و خونمردگیهایانساج ملتحمه و گردن و خونمردگیهایتحت غشاء جنب و تنفخ ریویاثر انگشتان و ناخنها اجازه میدهد كه تشخیص دهیم شخص قبل از حلق آویزیخفه شده برایمشتبه كردن بخود كشیاین عمل را كرده اند و خفه كردن هم نتیجة بكار بردن دست بوده و اگر با یكرشته آن خفگیحاصل گردیده خیلینادر است كه شیار خفگیدائرة وافقیدقیقاً تطبیق كند با شیار و یا جایرشتة كه بدست خود مقتول ایجاد شده ـ بعلاوه لكه هاینزف الدمیصورت تنفخ در اشخاص حلق آویز شده یا هیچ نیست ویا كم است.
- آیا آدم كشیاست یا خود كشییا حادثه ؟
خفه شدن از راه حادثه خیلیزیاد است و این ثابت و محقق نمیگردد مگر بواسطه وضعیت و حالتیكه در آن بدن دیده میشود چنانچه تیلور ذكر كرده دو مورد دیده است كه اشخاص باربر دوشیبوسیلة تسمه كه رویپیشانیشان بوده و هنگام سر خوردن ولغزیدن در رویزمین تسمه درحدودگردن افتاده ـ بار سنگین برویپشت افتاده و آنها را خفه كرده شخص نمیتواند با فشار دستهایخویش خود را خفه كند ـ بیهوشیقبل از مرگ پیدا میشود ـ نفس مجدداً منظم میگردد ـ اگر آثار انگشت و ناخن یافت شود آدم كشیبوده است ـ اما شخص میتواند با استعانت رشته پیچیده و گره زده خود را خقه كند ـ آنوقت فشار بعد از مرگ هم باقیبوده بقسمیكه یكرشته شل و بد قرارگرفتة فرض خود كشیمیدهددر حالیكه یكرشته چند دور پیچیده با گره هایتكمیلییا وقوع یافته بوسیلة یك شریان بند بیشتر ظن بقتل میرود.قطع نفس
نوع گرفتگینفس كه در آن یكمانع میكانیكیغیراز مواقع خفه كردن و حلق آویزیو یا خفه شدن در آب كه بشدت مانع ورود هوا در ریه ها گردیده است بچهار طریقه قطع نفس میشود .
اول انسداد منخرین و دهان
دوم دخول جسم خارجیدر مجارینفس
سوم فشار رویسینه
چهارم دفن در خاكستر یا اجسام نرم دیگر
قطع نفس عموماً علامت مخصوصیندارد ـ جراحات با طریقه قطع شدن نفس اختلاف مییابند.
الف ـ قطع نفس بواسطه انسداد بینیو دهان ـ اینطریقه یكیاز اقسام بچه كشیاست كه زیاد اتفاق میافتد.
ـ اگر انسداد بوسیله دست رخ داده باشد در خارج خونمردگیهاینیم هلالیاز اثر ناخنها ونیز خراشها و جایانگشتان دیده میشوند اگر بوسیله یك تیكه پارچه حاصل شده باشد هیچ اثریبجا نمیماند- و اگر باعث یكماسك چسبیده بوده ماده چسبیده را میتوان یافت ( زفت )
-1آثار خونمردگریكوچك و نقطه چین تحت غشاء جنب در حالیكه سطح ریه دان دان و سرخ تند در عمق بانسجیپریده رنگ ظاهر میشود معمولاً احتقان ریویحاصل میشود تنفخ ثابت است اما كم آشكار در قصبه الریه زیاد نیست بلكه اغلب هیچ است.
حفرههایقلبیمحتویخون سیاه غیر منجمد است- خونمردگیزیر غشاء قلبییافت نمیشود- صورت بر حسب مدت حالت نزع از خونمردگیزیاد یا كم لك داراست خونمردگیهایزیر جمجمه نادرند
اطفال جوان اغلب از راه حادثه خفه میشوند (2) بواسطه لحاف یا شمد یا یك قسمتیاز بدن مادر- هیچ چیز بدكتر متخصص نشان نمیدهد و اثبات نمیكند كه این قطع نفس یا خفگیحادثه ایست و یا عمدی
ب- قطع نفس بواسطه دخول جسم خارجیدر مجرایتفس
اینحالت نتیجه دخول یك تیكه یا یك گلوله كهنه یا كاغذ و غیره در دهان و یا در گلو است- مثل حالت سابق اینطریق خفه كردن یك عمل متواتر بچه كشیاست در اشخاص بالغ دستیو تعمدیاینحالت كمتر از حادثه ایست- بیشتر از ورود غذایبلعیده شده و مواد قیشده در حنجره اتفاق میافتد.
جراحات همانطور است كه در سابق ذكر شد- اغلب رویمخاط حلق و دهان خونمردگیو خراش حاصله از دخول شدید تامپون دیده میشود كه باعث تشخیص میگردد ولو آنكه آنگلوله كهنه را بیرون آورده باشند.
ج – بند آمدن نفس بواسطه فشار رویسینه و شكم- این نوع مرگ مخصوصاً نتیجه زیر آوار ماندن و یا در فشار جمعیت واقع شدن رخ میدهد- لكههایخونمردیدر صورت و گردن و قسمت فوقانیسینه مشاهده میشود جلد سیاه رنگ است وقتیكه یك احتقان شدیدیرخ داده باشد خونمردگیوسیع تر و فراوان تر است ممكن است كه گاهیآثاریاز فشار جسمیمشاهده نشود یا بواسطه مشتبه شده یا آثار دیگر ضربات یا آنكه فشار در سطح وسیعیوارد آمده بدون آنكه عروقیپاره شده و ایجاد انتشار تحت جلدیدر خون حاصل گردد.
در تشریح نعش ریه بسیار محتقن دیده میشود و خونمردگیهایتحت غشاء جنب زیاد و نقطه نقطه كه سطح ریه را مرمریمیكند و یك تنفخ ریویتقریباً ثابت و یك كف سرخ رنگ در قصبهالریه مشاهده میگردد
سطح قلب اغلب خونمردگیهایتحت غشاء قلبیرا نشان میدهد- مرگ ممكن است بجهت از كار افتادن اعصاب پس از یك ضربه شدید بر شكم رخ دهد بدون آنكه پس از تشریح نعش بتوان ثابت كرد و یا جراحات باعث مر گرا یافت.
2 - خفگیاطفال را نیز در ایران باعث كرسیمیشود
د- قطع نفس بعلت دعن در زیر خاك
این نوع قتل درباره اطفال جدید الولده زیاد رخ میدهد سایر مواقع منحصر است بمرگ در زیر آوار و خرابیها وقتیشخص زنده زیر خاك برده شده باشد- خاك یا خاكستر و غیره نه تنها در دهان آن بلكه در مریو معده نیز یافت میشود در صورتیكه خاك و غیره از حلق نمیگذرد وقتیشخص مرده را مدفون سازند.
طرق مختلفه قطع نفس اطفال جدید الولده و اطفال صغیر و مباحث پزشكیقانونیآنان در مبحث بچه كشیذكر خواهد شد
فصل ششم
مرگ بتوسط سرما یا گرمایزیاد و بیغذائیو برق
اول- مرگ بسبب وقوع در سرما- این نوع مرگ یك عمل بچه كشیاست كه زیاد اتفاق میافتد و اغلب هم گریبان اشخاص رشید بیپناهگاه و یا در حالت مستیرا میگیرد و البته حادثه ایست.
درجه مقاومت بسرما نسبت بمواقع شخصیو همچنین بر حسب طبیعت سرمائیكه بدن باید تحمل كند تغییر میابد- قابل ملاحظه آنستكه درجه حرارت پست تحملش آسانتر است از هوایخشك سرد و كمترین وزش بادی- هوایمرطوب كه بهترین هادیاست بیشتر حرارت بدنرا میگیرد و همینطور است برف – این دو حالت سرما حتیبمیزان درجه حرارت زیاد سبب مرگ میشوند- اطفال از اشخاصیبالغ و رشید زودتر از سرما متأثر میشوند.
پیریو گرسنگیو مسمومیت حاد با الكل درجه مقاومت مقابل سرما را خیلیكم میكند- درجه حرارت اجزاء درونیبدن میتواند زیاد پائین آید 26 درجه موافق عقیده پتر قبل از آنكه مرگ رخ داده باشد.
ساختمان و اسباب مرگ بر حسب اشخاص و بر حسب مواقع تغییر پذیر است. اغلب در تشریح نقش یك احتقان شدید ریهها و دماغ دیده میشوند قلب و رگهایكلفت پر از خون هستند كه بواسطه سرما از محیط بداخل رانده شدهاند- احتقان ممكن است رخ ندهد و محتمل است كه اختلالات سلسله اعصاب بسبب یك فلجیكه باعثش است تحریك شدید اعصاب جلدیشده ( بیحسیو رخوت هوش و میل بخواب و هذیان و تشنج ) عامل مهمیدر ایجاد مرگ بشوند نظراً نعش نشان میدهد یك پریده رنگیزیاد یا یكرنگ قرمز تندیمایل به بنفشیلكدار و یا متخطط در امتداد مسیر عروق- جلد دان دان و موهایش راست میشود- قضیب و جلو بیضه منقبض (جمع) میشوند نسج شمعیاز غلظت پیه سخت میشود- بعضیاز قسمتهایبدن ( گوشها و پاها و دستها و بینی) سرمازده و یا از سرما سیاه میشوند.
اگر انجماد و سرما زدگیدر مدت حیات واقع شده باشد بدواً یك قرمزیمشاهده میشود كه بدنبالهاش یكم طاولیپراز مایع قرمز رنگیو پس از آن یك پینه نرم سیاه رنگیتشكیل میابد- مرگ خیلیجلوتر از انجماد كامل كه در 24 ساعت ( 8-تا 18 – زیر صفر حاصل میشود) رخ میدهد در این موقع بدن مثل سنگ سخت میشود- وقتیبدن شروع میكند كه از حالت انجماد درآید در طول عروق خطوط قرمزیپیدا میشود كه مربوطند به ترشح آب رنگین خون از اثر تجزیه مواد اصیل آن – تشخیص پزشك قانونیعموماً تكیه میكند بمواقع مرگ و حالتیكه در آن نعش یافته شده زیرا هیچ یك از جراحات تشریح نعش قابل وصف نیست.
مفید است كه به بینیم آیا معده آن غذا و مخصوصاً شراب و الكل كه هضمشان درجه مقاومت از سرما را كم میكند محتویمیباشد.دوم- مرگ از اثر درجه حرارت زیاد
مقاومت در مقابل آثار حرارت بر حسب اشخاص مختلف است- افراط الكل و شربت آلات (الشربه)خنك و تنگیلباس سببهایمساعدیاز گرما میباشند- درجه حرارت بدن تا 42 و 45 درجه میرسد و مرگ تقدم یافته از حركات تشنجیدر حال اغماء رخ میدهد- درجه حرارت نعش مدتیبالا میماند- سختینعش در انتهایدو ساعت پیدا میشود.
در تشریح نعش احتقانیاغشیه دماغیبا كانونهاینزف الدمیبین دماغیو در غدههایعصبییافت میشود احتقان ریویو خونمردگیهایتحت غشا و (آبكی– پرآب ) و نزف الدمهایبین عضلات یافت میشوند- بطن قلبیچپ منقبض و خالیاست و گمان میرود كه جراحات نسجینخاعیوجود دارد.
سوم – مرگ بواسطه بیغذائی
این نوع مرگ خیلیزیاد است و اغلب مشاهده میشود در نزد بچههایسپرده شده بدایه و ناخوشها و پیرها و اشخاص بیبضاعت.
اولاً ضعف و بیجانیزیاد از گرسنگینخستین بار سببش محرومیت كامل از غذا است- زمانیكه بیغذائیمیتواند تحمل پذیر باشد مختلف است- در اطفال جدید الولاده مبتلا به انسداد مریو روده اثنیعشریحد اعلایزندگیشان از سه تا پنج روز است- در اشخاص بالغ (مخصوصاً اگر در همان آن محروم از شرب نباشد) زندگیطولانیتر میشود- مواقعیذكر شده كه در آن محرومیت كامل از ده تا دوازده روز اختلال زیاددیدر سلامتیباعث نگردیده – یك عمله معدن دارایسن 65 سال باوجود 23 روز گرسنگیزنده بود- دو نفر مرد 60 تا 65 روز غذا نخورده باصطلاح روزه گرفتهاند- دیده شده كه مجانین تا چهل روز تحمل بیغذائیرا كردهاند اشخاص مختلفه از رویاراده پرهیزهایطولانیاز 30 تا 48 روز متحمل شدهاند.
ثانیاً- بیغذائیتدریجیهنگام قحطی
قحط زدگان بیكدرجه لاغریفوقالعاده میرسند- پوست بدنشان پر چروك و خشك و به رنگخاكیمیگردد و نیز از اندوده كثیفیشده و بویمتعفنیاز آن متصاعد میگردد و در این بوینفس نفرت آورنده است هوش خدر میشود گاهیهذیانهایپر چانگیو خشم و غضب رخ میدهد غالباً مرگ نتیجه یك بلیه عارضیاست (ذاتالریه- سل) ندرتاً هوش محفوظ میماند. همچنین امكان عمل عضلات در این موقع قحط زدگان ناگهان میمیرند.
در امتحان نعش یك لاغریزیادتر از مرض مزمن مشاهده میگردد- در تشریح نعش اغلب دیده میشود كه چربیبدن كاملاً از بین رفته عضلات و همچنین كبد و طحال و كلیهها صغر و كمیحجم پیدا كردهاند- رودهها افكنده و بنظر كم قطر و یك نازكیزیادیپیدا میكند- مخاط جهاز هاضمه محتقن و اغلب دچار قرحه گردیده- كیسه صفرا محتویصفرایضخیم و تیره است- وقتیجراحات ارگانیك (اصلی) دیده میشوند باید جستجو كرد كه آنها باعث مرگ نشدهاند یا آنكه جراحات مشهوده سبب نبوده و یا بواسطه بیغذائیشدت نیافته است- نباید فراموش كرد كه اغلب اشخاص از گرسنگیمرده توقیف و حبس بودهاند یا از خدمت و كار در رنج و عذاب بودهاند حل این سؤالات گاهیبسیار مشكل است.چهارم- مرگ بسبب برق زدگی
مرگ از صاعقه- تذكرات و گذشتههایبرق زده برایتشخیص كفایت میكند- نعش غالباً وضعیتیرا كه بدن در هنگام مرگ دارا بوده پس از انقباض كزازیعضلات و سختیفورینعش حفظ میكند.
الیسه اكثر اوقات پاره و سوخته هستند- بعضیاوقات دیگر البسه كنده و دور انداخته شدهاند- اشیاء فلزیكه همراه برق زده هستند اكثراً ذوب میشوند (تكمه ها و قطعات پول) یا اشیاء آهن ربا شده ( تیغه كارد و غیره)
سوختگیهایسطحیجلد بشكل شیار یا كلههایبزرگ روینعش مشاهده میشود غالباً متصادف با سوختگیهایلباس عموماً همراه با طاول نیستند موهیبدن ویسوختگیمیدهند- خونمردگیو زخم بندرت مشاهده میشود- چندین بار پارگیپرد مسماخ نیز ذكر كردهاند این جراحات غیر ثابتاند و هیچ آثار خارجیاز شداند و سختیها مشاهده نمیگردد.
در تشریح نعش بارگیعروق و مواد مغزیمسلم گردیده چون مایع است و قلب راست و ساقههایاورده پر از خونند اغلب احتقان ریویهمراه با خونمردگیهایتحت غشاء جنب و تحت غشاء قلبییافت میشود.
وقتیبرق زدهئیفوراً یا بفاصله كمینمرده بقاء حیاتش مسلم است- در مدت زاید یا كمیاختلال اعصاب از قبیل رخوت و دردسر و بیخوابیو نیز فلج و بیحسیولرزیكه بعلت یك ایستریپس از واقعه رخ داده مشاهده میگردد.
2 - مرگ بعلت جریان الكتریك
در صنعت حوادث مربوطند به تماس بادهایالكتریك- درجه مقاومت شخص خیلیمختلف است- عملهگرفتار و تماس به برق بیهوش و نفسش قطع میگردد اما ضربان قلبش مدتیبادوام و جاریند- سختینعش در زمان كمیپس از مرگ ظهور كرده و زیاد طول میكشد- سوختگیسطحیدر نقاط خروج و دخولیجریان برقیمشاهده میشود.
در تشریح نعش علائم خفگیمشاهده میشوند ( احتقان ریه و ورم و سیلان خون و خونمردگیغشاء جنب و غشاء بیرونیقلب و غلاف عروق) مرگ نتیجه بند آمدن نفس است- در نتیجه اثر جریان برق بر رویمراكز اعصاب جهاز تنفس – اما چون ضربان قلب بلافاصله قطع نمیگردند شخص مبتلا میتواند یا بخودیخود یا بسبب معالجه نتاسبیاز قبیل تنفس مصنوعیو ادویه محركه و كشش منظم زبان و غیره زنده گردد- پس از آنكه تنفس برقرار شد در مدت مختلفیاز چند روز تا چند هفته ناخوش بدوار سر و طپش قلب مبتلا است.
مشاهده گردیده كه جریانهایمنقطعه از جریانهایمتصله خطرناك ترند و كه سختیحال مبتلا همانقدر زیادتر است كه جریان برق بیشتر طول كشیده.مبحث سوم
فصل اول- مسمومیت
مسمومیت بطور مطلق
از نظر قانون جزائیمسمومیت را چنین وصف میكنند ( هر سوء قصدیبحیات خود و یا كس دیگر كه بوسیله مواد سمیبسرعت و یا بكندیصورت گرفته و كشنده باشد مسمومیت نامیده میشود.)
از نظر طبیاین یك مرض حادثه ایست كه باعسش مواد فاسد و معدنیو نباتیمضر بسلامتیباشند- عده مسمومیتهایجنائیو خود كشیاز پنجاه سال باینطرف كم شده وبر عكس عده مسمومیتهایدوائیاز خبط و خطایقدر شربت و مسمومیتهایشغلیخیلیزیاد شدهاند
-1امراض شبیه بمسمومیت
امراضیكه میتوانند شبیه بمسمومیت باشند عبارتند از وبا و فتق و ایلاوس و پارگیاحشاء و ورم حاد صفاق و سوراخ شدن طبیعیمعده و روده و احتقان دماغیو ورم اغشیه دماغیو غیره علاوه بر علائم مسمومیت در لحظات اواخر عمر تشخیص پزشكیقانونیمطابق قواعد و علائم ذیل است.
جراحات نعش
این جراحات بمثل علائم نوع سم تغییر میابند- آنجراحات را بدواً در تمام طول جهاز هضم باید جستجو نمود ( دهان و حلق و معده و روده ) در اینجاها آثار احتقان و نزف الدم و قرحه و سوراخ یافت میشود- بعد در كبد و كلیه و دماغ و عضلات آثار استحاله دانه ها و چربیممكن است یافت شوند- بعضیزهر هاینباتیهیچ جراحت قابل مشاهده را ایجاد نمیكنند.
1 - جستجویشیمیائیزهر
زهر را از دیوارها و محتویات جهاز هاضمه یا سایر اعضاءبدن و نیز از بول یا مدفوع و یا مواد قیشده استخراج میكند پس از آن آنرا بوسله تجزیه شیمیائیتشخیص میدهند.
تجزیه فیزیولژیك
در رویحیوانات تجربه و امتحان میكند یا با زهر از بدن گرفته شده و یا اگر طبیعیآنرا نتوان بدست آورد یا عصاره یكیاز اعضاء و یا مواد بدست آمده از رویالبسه و سایر اشیائیكه مقتول استعمال میكرده و یا از خاك زمینیكه در رویآن تابوت جنازه مدفون بوده ( هنگام نبش قبر ) میتوان تحصیل نمود.
علاج مسومیت عموماً
بدواً خالیكردن زهر از جهاز هاضمه باستانت مسهل و شست و شویمعده بعد خنثیكردن آن بوسیله یكدوایضد زهر و دفاع از آثار و علائم آن مطابق قاعده فیزیولژیو در آخر خارج كردن آن از بدن بوسیله و قدرات و معرفات
وسیله ناقه زهر
وسیله نقل و انتقال زهرهایمختلفه تقریباً همیشه بوسیله ادوات و یا غذا اثر سمیزهریهمانقدر سریعتر كشف میشود كه قابلیت محلولیبودن آن در وسیله ناقله زیادتر و سریعتر باشد.
همچنین اسیدارسنیو تجویز شده بصورت گرد مخلوط با غذا عملش را پس از مدت طولانیبواسطه ورم معده و روده وقیبروز خواهد داد- برخلاف بصورت محلول تجویز شده نه فقط عملش را زود ظاهر خواهد نمود بلكه علائم موضعیبكلیعاریست
وسیله ناقله ( میتواند بواسطه تركیب شیمیائیبر مسمومیت یك جسمیبیفزاید ) مثل سیانورد و پطاسیم یا بر خلاف ضعیف و یا مانع عمل مسمومیت میشود ( مثل سو بلیمه در سفیده تخم مرغ و یا الگالوئید در قهوه غلیظ)
راه دخول زهر
جذب معده و امعاء – متواترترین دخول زهر از این راه است پس از جذب زهر بوسیله عروق شعریه و وریدهایما ساریقا و شیل اور داخل در كبد و قلب راست و ریهها شده وبواسطه قلب چپ مراجعت بدوران دم كرده و باعث مسمومیت میگردد
در صورتیكه آن زهر قرار باشد ممكن است قبل از دخول در سلسله شرائین از راه كبد یا از راه ریه خارج شود مثل ئیدروژن سولفوره بنا بر گفته كلود برنارد در اینموقع هیچ علامت مسمومیت آشكار نمیگردد
2 - جذب از راه مجاریتنفس
این یك طریقه جذب سریع است برایگازهائیمثل بخار ارسنیك و ئیدروژن ارسنیه و ئیدروژن سولفوره و اكسید دو كربن و اسید سیانیدریك و غیره و برایمایعات تجزیه پذیر تزریق شده در خرخره
3 - جذب از راه جلد و مخاط
اول از راه جلد- جلد قابل نقوذ است از گاز اما جذب مواد جامده را نمیكند مخصوصاً وقتیكه كمترین خراشیهم موجود نباشد مثل ترك و شكاف كه اجازه جذب بانساح زیر جلدیمیدهند- مدتها عقیده بر این جاریبود كه از راه جلد مسمومیت با سرب وقوع میابد ولیامروزه ثابت گردیده كه از راه جهاز هاضمه جذب آن صورت پذیر است
ثانیاً- از راه مخاط- مخاط بسرعت گازها و محلولهایواقعه رویخود را جذب میكند – مواقعیدیده شده كه مسمومیت بواسطه جذب ارستیك در مخاط مهبل رخ داده شده
4 – جذب مستقیم در سلسله دوران دم
این طریق عمل سریعترین طرز است زیرا زهرها فوراً منتقل بقلب و دماغ و بصل النخاع میشوند چنانچه عملیات ممجروح از ابزار و آلات الوده باسید ارسنیو بمثل آدمهاینیش جانوران زهر دار خورده خیلیزود میمیرند.
جذب در محلهایمحیط هایمختلفه – انتشار در محال مختلفه – بعضیزهرها بلااثرند مگر از راه بخصوصیداخل بدن شوند چنانچه اسید سولفیدریك مجذوب در جهاز هاضمه بیضرر است.
در صورتیكه كه اگر از راه مجاریتنفس جذب شود زهر شدید كشنده خواهد بود املاح پطاس اگر داخل در خون شوند زهر شدیدیبرایقلب خواهند بود در حالیكه با قدر شربت زیادیاگر داخل جهاز هاضمه گردند بزحمت یكبطوء ضربانیدر نبض تولید میكند- كورار تزریق شده در نسج سلولیبدن موجب مرك سریع میشود در حالیكه اگر آنرا داخل جهاز هاضمه كنند هیچ اثر سمیبروز نمیدهد.
برخلاف استر كنین و امتین یك قوه كشنده شدیدتریپیدا میكنند.
اگر از راه جهاز هاضمه داخل بدن گردند قوه جذب در اشخاص و در نژادها مختلف و نیز بر حسب حالت اعضاء و وجود و عدم غذا در معده زهرها بوسیله قسمت مایع خون كه در آن بشكل كلر و البومینات حل میشوند انتشار مییابند بعضیاوقات خود گلبول خون است كه متأثر میگردد و این زهر برایعمل فیزیولوژیكیخون همانتوز (تبدیل خون وریدیبخون شریانی) غیر كافیمیشوند مثل اسید سیانیدریك و اكسید دو كربن
عمل مواد سمیدر رویاعضا هنوز مجهول است- خلاصتاً بنظر میآید میتوان قانون را بوتو را قبول نمود كه گفته یكماده عمل كننده رویعناصر تشریحیمعینه و كه در حال دوران در خون افتاده هر عضویرا كه مركب ازین عناصر تشریحیباشد و بیشتر متشرب گردد متأثر میسازد.خروج زهر
راههایخروج- قییك قسمت زهر را خارج میكند و قسمت دیگر آن بوسیله برازیكه فراوان و در حال میعان باشد دفع میشود- لازمست دانسته شود زهر در حالیكه موجب تراكم دم در مخاط معدیمیگردد موجد اسهال میشود كه ماده سمیرا با خود میبرد
بعلاوه مشاهده شده كه مخاط معدیبتساویسمومیرا كه داخل در بدن شدهاند از راه دیگریغیر از جهاز هاضمه خارج میكند از قبیل صفرا كه ظرفیاست برایاخراج زهر هایفلزی( از قبیل جیوه)
ریهها مواد گازوز یا فرار را از قبیل اكسید دو كربن و اسید سولفوریك و اسیدسیانیدریك و اطر و الكل و كلر فرم خارج میكند.
پوست بدن یك آلت بیرون كننده زهرهائیاز قبیل الكل و ارسنیك و غیره است
حالیكه در آنحالت زهرها از بدن خارج میشوند.
اینحالت بنظر مختلف میآید ما بین زهر ها بعضیها از قبیل الكالوئیدها و اكسیددوكربن و الكل و كلر فرم و غیره بصورت اصلیتشان خارج میشوند.
بعضیهایدیگر از قبیل املاح مسیو نقره و جیوه و غیره فلزشانرا در رویاعضاء مختلفه از قبیل دماغ و غیره مینشانند.
بعضیها دیگر موافق عقیده رابوتو گرفتار استحالهایشیمیائیمیشوند از قبیل هیپوسلفیت كه سولفات میشود و پركلرور دوفر كه پرتوكلرر میشود و غیره و غیره
1 - مدت اخراج
بر حسب طبیعت زهر و مقدار خورده شده و مدت خروج آن از بدن تغییر میكند سرعت خروج زهر با قدرت مقاومت بزهر تناسب معكوس دارد- تاردیو میگوید زهریكه كمتر توازیو تعادل را مختل بسازد بیشتر در بدن میماند.
طریقه عمل زهرها
زهرها بچندین رشته متمایز مشخص قسمت شدهاند.
اولاً – مواد كم اكسیژن كن خون – آنها اصطلاح مواد اولیه از قبیل طرطرات و استاتها هستند- اینها یك قسمت اكسیژن خونرا گرفته و تبدیل بكربنات كرده و از راه ادرار خارج مینمایند .
ثانیاً – موادیكه در خون كم میشوند – مثلاً املاح آهن كه در خون از آنها اكسیژنشان زائل میگردد و بصورت پرتوزل و پرسرل در آورد. میشوند
ثالثاً- موادیكه با انساج یا مایعات حیوانایتركیبات ثابته میدهد از قبیل تركیبات فلزی( سربیوارسنیك و جیوه و غیره ) آنها انساج را مخالف بروزات آثار حیاتیمیسازند – برخلاف آنچه رابوتو خیال میكرد شارل زیسه نشان داد كه هیچ رابطه بین مسمومیت و وزن تشریحیبدن یافت نمیشود.
سلامتییا ناخوشیاثریخاص رویمسمومیت یك زهریدر اشخاص مختلفه میگذارد عادت باستعمال سمومات عملشانرا بیاثر میكند.
طبقه بندیزهرها
پایه طبقه بندیزهر ها از طرز عمل آنها گذارده شده تاردیر قائل به پنج طبقه است:
زهرهایآكال یا محرك (اسیدهایغلیظ – اركالیهایسوزاننده و بعضیاملاح فلزیو مسهلهایقویو ذراریج )
زهر ( از قبیل ارسنیك و فسفر و نیطرو نمك ترشك و دیژیطال).
مخدرات و مكیفها ( از قبیل تریاكدارها )
مخدرات قویو گیج كننده ( از قبیل شوكران و طایفه سیبزمینیها و تاج الملوك و قارچهایسمیو الكل و كلرفرم .
تشنج دهندهها- از قبیل استركونین و اسید سیانیدریك .
بوئیس زهرها بطریق ذیل طبقه بندیكرده .
اولاً – اجسام ساده و تركیباتشان از قبیل :
الف – فلزات و تركیباتشان .
ب ـ شبه فلزات
ج – اسیدهایمعدنی
ثانیاً – گازها و بخارها .
الف- گازها
ب- مایعات الكل دار و الكولیك
ثالثاً – الف اسیدهایآلیه
ب- الكالوئیدها .
ج- مواد سمیمختلفه از نوع نباتییا حیوانی
فصل دوم – اجسام ساده و تركیباتشان
الف – زهر هایفلزی– برایكشف وجود زهرهایفلزیچندین طرز عملیات امروزه استعمال شده اند در ضمن امتحان هر یك از مواد سمیرا كه ذیلاً نامبرده میشوند تحت مطالعه قرار میدهیم.
ارسنیك و انتیمون و جیوه و مس و سرب قلع و رویو تركیباتشان و فلزات باریوم و استرنیوم و كالسیم و فلزات قلیائی: ( پطاسیم و سدیم و آمونیوم ) .
ارسنیك و تركیباتش .
سمالفار ( ارسنیك ) كه آنرا سنگ زرنیخ یا نمك سیاه یا سنگ لاجورد نیز مینامند یك جسم جامدیست برنگ خاكستریپولاد شكننده وزن مخصوصش 7/5 و وزن مخصوص بخارش 37/10 – در حالت شبه فلزیبنظر سمینمیآید ولیتركیباتش با اكسیژن از قبیل اسید ارسنیو ( ارسنیك و اكسد سفید ارسنیك و سم الفار ) و اسید ارسنیك و تركیباتشان زهرهایشدیده هستند.
تركیبیاز ارسنیك كه خیلیاستعمال میشوند اسید ارسنیو است كه در صورت گرد بودن بو و طعم ندارد یك كمیطعم فلزیپس از خوردن دارد آنهم در حالیكه محلول در مایعیباشد.
مسمومیت با املاح ارسنیكیدر اروپا خیلیزیاد است و تقریباً دو خمس مجموعه مسمومیتها را تشكیل میدهد.
اسید ارسنیوم با وزن متساویسمیتر از ارسنیت و ارسنیات و اسید ارسنیك میباشد.
چنانچه چودیگفته ساكنین استیریو تیرول: بحدیعادت كردهاند در 24 ساعت از 4 تا 6 گندم آنرا میخورند و بدون مشاهده ذره آتار: مسمومیت در آنها در حالیكه یكنفرآدم رشید غیر معتاد با مقدار 3 گندم و حتیكمتر كشته میشود.
اسید كاكودیلیك و كاكودیلات دو سود كه دارای8/46 درصد ارسنیك است اگر هم از راه تحت جلدیاستعمال شوند مسموم كننده اند بسبب حصول گاز سمی… با بویسیر ( دیمتیل ارسنیات دیزودیك) كه معمولاًارنال نامیده میشود- طریقه استعمالش هر چه باشد كشنده نیست.
مسمومیت زیاد عقب میآفتد اگر زهر مخلوط با اجسام چرب باشد در اینموقع علائم ابتدائی( دردهایمعدیو قیو غیره ) ممكن است رخ ندهد موافق عقیده شاپوئیز اولین علائم آنهاییهستند كه وجود ارسنیك را در بدن تعیین میكنند.
علائم – دو نوع مسمومیت دیده شده : حاد و مزمن
الف- شكل حاد – بلافاصله پس از دخول ارسنیك در معده (خوردن) ترشح بزاق و تف ریزیو خشكیدهان و حلق و عطش زیاد و بعد در معده و تهوع: وقیهایمخاطیو صفراوی(زردآبی) و قدریبعد قولنج و اسهال متعفن و سرعت دوران دم و تنفس و گرمیجلد و سرخیبول و قطع آن رخ میدهد.
روز دوم طاولهایكوچك و جوشهایخشك در جلد و سرخیچشمها و ورم پلكها پس از خروج زهر از بدن مشاهده میگردد.
پس از آن آثار انتشار زهر در بدن از قبیل نزف الدمهایمختلفه بواسطه تغییرات گلبولهایقرمز خون (مدفوع الدم و دائه هایسرخ طائونیشكل و رعاق و نفث الدم و بول الدم ) و فساد سنجمیكبد و كلیه ها و عضلات و قلب دیده میشود .
در نتیجه یرقان ووجود البومین در ادرار (البومینوری) وضعیت قوا و بینظمیو تناوب نبضها و نقصان فشار خون و بیادراریو در آخر سردیبدن و تشنج مرگ پس از چند ساعت یا چند روز (شكل وبائیحاد) رخ میدهد.
ب- مسمومیت مزمن با آرسنیك
مسمومیت مزمن حاصل میشود از تجویز ارسنیك با قدرشربت كم در زمانهایزیاد یا كم نزدیك و یا بواسطه جذب تركیبات ارسنیكیهنگام اشتغال بكاری
در هر دفعه تجویز قیواسهال یا قولنج بروز میكند بندرت بئورات جلدیپیدا میشود-اغلب قرمزیچشمها وورم پلكها ونزف الدم ظهور میكند یكیاز علائم بسیار ممتاز مسمومیت بطیسیاهیجلد و ثبوت فلج مخصوصاً در اطراف سافله بلاخص در عضلات منبسطه میباشند این فلج پس از چند ماه كه قطع مسمومیت شد از میان میرود.
جراحات-در تشریح نعش لكه هایقرمز و خونمردگیها مخاط معدیو معویملاحضه میشود-خون محتویدر معده و روده سیاه است خونمردگیهایتحتهائیدرون قلبیو تحت غشاء جنبیوجود دارند – و نیز نزف الدم اغشیه مغزیرخ میدهد-خون سیال میشود و كلبولهایكم عده شكلشان تغییر میابد- كبد و كلیه ها و قلب و عضلات گرفتار استحاله دانه و چربیهستند و یكحالت چربیكبد و كلیه و عضلات و قلب یافت میشود.
ضد سم و علاج – باید بدواً باعث قیگردید و اگر قیحد ذاته وجود دارد باید كشمكش نمود و پراكسید دوفرژ لاتینو تجویز نمود تا با اسید ارسنیو و املاح ارسنیكیتركیبات حل نشدنیتشكیل دهد.
اگر پراكسید دوفر مذكور را نتوان تحصیل نمود میتوان هیدرات دو منیزییا سولفور دو فرئیدراته استعمال نمود و تیرآب آهك و اجسام چربیدار (روغن نباتیو كره و شیر و غیره) كه باعث تعویض جذب زهر میشوند ولیمانع سمیت نمیكردند- اگر جذب رخ داده باید بواسطه آب سلتز و شراب سفید و عرق و جوشانده و غیره اخراجش را مساعدت نمود.
انتیمون و تركیباتش
انتیمون یك فلز سفید براعیاست با درخشندگیبرنگ آبی
وزن مخصوصش 8/6 و بسیار شكننده است و بآسانیگرد میشود و بسرعت در هوایآزاد اكسید میگردد.
تركیب آن با گوگرد سولفورهایمتعددیاز قبیل شیشه انتیمون و كرمس میسازد كه سمینیستند مگر همراه با املاح ارسنیكیبا شند اسید انتیمونیو در مقابل كرم طرطیر ایجاد یك طرطراتیمركب از انتیمون و بطاس متبلورچهار سطحیو هشت سطحیمیكند غیر محلول در الكل و محلول در دو برابر خود آب گرم و چهارده برابر و نیم خود آب سرد كه در طب باسم امتیك زهر بسیار شدیدیاست و پنجاه سانطیگرم آن كافیاست برایكشتن آدم قسمت عمده این زهر در مدفوعات قیوبر از یافت میشود.
جراحات- در تشریح تقریباً همان جراحات كه در مسمومیت با ارسنیك ذكر كردیم دیده میشود.
علاج- در موقع مسمومیت از املاح انتیمون باید موجبات قیرا فراهم كرد ( از قبیل خوردن آب گرم و تحریك زبان كوچك)
بعنوان ضد سم یك محلول آلبومین یا یك جوشانده طنن و كنكیایسیاه و قهوه و غیره باید تجویز نمود كه با انتیمون تركیبات غیر محلولیبسازند و نباید گذاشت آنها در جهاز هاضمه بمانند- اگر زهر جذب شده باید الكل و شراب سفید و مدرات و مسهلات و شربت آلات و ملین تجویز نمود.
جیوه و تركیباتش (1)- جیوه فلزیست كه پس از ورود بمعده بشكل بخار یا بشكل گرد و یا بحالت چربیزهر گردیده و بلیات مزمن من ایجاد میكند در كارگران زر گر خانه و معدن و آینه ساز كه دائماً جیوه كار میكنند از این نوع مسمومیتها زیاد رویمیدهد. تمام املاح زبیقیبا اختلاف درجات سمیهستند ولیپروتوكلر ور دو مركور (كلمل) زهر نیست مگر پس از استحاله كه در جهاز هاضمه پیدا میكند- بیكلرور دو مركور با سوبلیمه كورزیف یا كه بسیار قابل حل است و سمیتر از همه تركیبات زبیقیمیباشد- مقدار 15 سانطیگرم و حتیكمتر از آن كشنده است.
بر حسب عقیده بسیاریاز علما و مصنفین هر نوع نمك جیوه و یا جیوه فلزیكشنده نمیشوند مگر در معده پس از الحاق به كلرور دو سدیم كه تبدیل به بیكلرور میشوند و جذبشان سریعتر بعمل میآید و در مواقعیهم كه پس از یكماه دفع كامل دست دهد همه آثار و علائم مساویند و آب دهان و كلیهها مهمترین آلات دفع و خارج كننده میباشند- خلاصتاً میتوان آثار جیوه را در كبد و عضلات و دماغ و استخوانها و غیره جستجو نمود
علائم – تار دیو آنها را در تحت سه شكل شرح میدهد.
اولاً – شكل بسیار حاد شخص مسموم یك طعم فلزییا خشگیو گرمیگلو حس میكند- ورم قسمتهایاولیه جهاز هاضمه ممكن است تا حد غانقرایا برسد- بعد قیهائیاز مواد سیال و خون آلوده و اسهال و دیسانطریهمراه با ضعف شدید جسمانیو ضعف زیاد قلب و سردیجلد و بیحسیظهور میكند و بالاخره مرگ در انتهای24 تا 36 ساعت رخ میدهد.ثانیاً – شكل حاد- در این حالت همان اوضاع و احوال و علائم شكل سابق رخ میدهد با شدتیكمتر از آن لثهها قرمزند و متورم- ترشح بذاق فراوان و نقس متعفن در بدن نثرههایزیبقیدیده میشود اغلب البومینوری(وجود بیاض البیض در ادرار) همراه با بول الدم رخ میدهد- مریض در دهم تا پانزدهمین روز میمیرد.
ثانیاً شكل كند و بطئی- در این موقع اولین علامت ورم لثهها است همراه با ترشح فراوان آب دهان و تعفن نفس و طعم فلزیدر دهان بعد اسهال و زور پیچ و ورم صورت آشكار میگردد- ضربان قلب ضعیف و سریع میشوند- در آخر پوسیدگیاستخوانهایقكین و فلج و رعشه و دردهایزیاد از اثر خورد شدن استخوانها و مریض بردائت مزاج ( سوءالفیه- ضعف زیاد ) دچار گشته و از لاغریمیمیرد مسمومیت بواسطه املاح جیوه خیلیسخت است اگر معالجات بموقع و تناسب بعمل نیاید.
علاج- در مواقع مسمومیت حاد باید بوسیله تحریك حلق یا تزریقهایتحت جلدیاپومرفین باعث قیگردید- یكیاز ضد سمهائیكه زیاد استعمال میشود آب البومینور است- آلبومین یك رسوبیمیدهد كه قابل حل نیست مگر در كلرورهایقلیائی- بوشاردا استعمال سولفورویدریك و آبهایسولفورز و براده آهن و غیره تجویز میشوند- اگر جذب صورت گرفته باشد باید اخراج سم را بوسیله مسهل و یدورهایقلیائیو حمامهایسولفور و عملینمود
برایضدیت بامسمومیت مزمن مرژه عقیده داشته كه هوایكارخانه را بانتشار كلروردوشو رویزمین تصفیه كنند- كلرور با بخارات جیوه تركیب شده تشكیل كلروردومركور كه ته نشین میگردد
زخم- مخاط لوله هاضمة قرمز است و محتقن و تولید قشرهایسیاه رنگ كرده و ندرتاً ایجاد سوراخ میكند- در تمام طول امعاء خونمردگیهایسیاه رنگ مشاهده میگردد جهاز تنفس دچار عفونت گردیده در محیط قلب و درون قلب قشرهایسیاه رنگ ایجاد گردیده و كلیه ها مبتلا میشوند باستحاله هایدانة و چربی
4ـ مس و تركیباتش
مس فلزیكشنده نیست اما سهولت عملیشدنش از اسیدها آنرا خطرناك میسازد و این حالت بیشتر اوقات در ابزار و آلات آشپزخانه رخ میدهد
املاح مس از قبیل سولفات دو كوئیور كات كبود استات بازیك دو كوئیور یا زنگار اغلب در قتلها و خودكشیها استعمال شده اند بعلاوه حوادث حاصله ازین املاح زیادند زیرا املاح سمیدر ارد گندمهایتخصیص داده شده برایكشت كه سولفاته شده اند و در شراب اشجار موهائیكه با كاد كبود از مرض معالجه شده اند فراوان دیده شده ـ سولفات دوكوئیور كشنده نیست مگر با قدر زیاد اما استات دو كوئیور خیلیسمیتر است مخصوصاً اگر بامعده خالیخورده شود
با مقدار كم املاح مسیهیچ خطریظاهر نمیسازند و از راپرتهایبوشاردا و گوتیه و برواردل در سبز كردن سبزیجات نتایج ذیل گرفته شده .
«باستحضار اینكه مس در غذاهایحیوانات در خیلیاز غذاهایعادیانسانیوجود دارد و همچنین بعضیاز اوقات بمقدار خیلیزیاد و كنسروها با دقت دوباره برنگ سبز درآورده شده.
« در صورتیكه كارهایتازه نشان میدهند كه اندازههایجزئیاین فلز تقریباً بیضررند اما مصونیت مطلق استعمال طولانیآن بحد كفایت نشان داده نشده. »
نتیجه چنین میگریم در حالیكه اصولاً عمل سبز كردن سبزیجات را بواسطه املاح مسیقبول نكنیم- ممكن است آنرا تا یكحد كمیكه از آنحد تجاوز نكند متحمل شویم.»
« این حد كمترین اندازه از سولفات دو كوئیور است كه بر حست امتحانات ما كافیمیباشد برایمحافظت سبزیجات با حسب ظاهر تازگیآنها از 18 تا 6 هزارم مس از یك كیلوگرم است در صورتیكه روطوبت آنها گرفته شده باشد.»
« این اندازهها كمیزیادتر از اندازههائیهستند كه سابقاً در آردها میافتند ولیكمتر از مقداریكه در شوكولوتهایپس و كم ارزش میزدند میباشد.»
« باید هر سازنده كه بیش از آنچه ذكر كردیم مس داخل كنسرو كند تعقیب شود.»
« جا دارد كه تحمل محدود عمل سبز كاریرا بوسیله املاح مسیملاحظه كنیم و سعیكنیم كه ترتیب و قاعدة بدست آوریم كه بزودیطرز مفیدیجانشین او گردد.»
مقدار كمیكه از یك مدتیمس متواتراً استعمال میشود باعث اختلال دوران دم میگردد ولیقولنج مسیحتمیو ثابت نیست.»
علائم
شخص مسموم یك طعم فلزیو سوزندة زیادیحس میكند همراه با عسرالبلع دردهایمعدیباقیهایمخاطیصفراویو در آخر خونیزیادند – قولنجهایرودة و اسهالهائیدر ابتدا مخاطیو در آخر خونیرخ میدهند- ضربانهایقلب ضعیفند و مرگ در حالت غش یا در وسط تشنجات زیاد عارض میگردد.
جراحات – لوله هضمیبالتمام محتقن و آبیرنگ است با گیرههایمحدود كبد محتقن است و همچنین آلات تنفسیكه لكههایخونمردگیتحت غشاء جنبینشانمیدهد از طرف قلب و سلسلة اعصاب هیچ نمیتوانیم چیزینشاندهیم.
علاج – قیفیحد ذاته فراوانست و در موقع احتیاج میتوان طارتراستیبیة وایپكا استعمال نمود- پس از آن باید آب آلبومنیوم و شیر و منیزیخورانید.
سولفور الكالن و سولفور دو فر ئیدراته استعمال كردهاند تا املاح مسرا بسولفورهایغیر محلول تبدیل نمایند.
مارسلن دووال قند را تجویز نموده تا املاح مس را بحالت آكسیدول غیر محلول بسازد- بالاخره فروسیانور دو پطاسیم خالص كه سمینیست املاح مس را بفروسیانور دوكوئیور غیر محلول مبدل میسازد .
5 -سرب و تركیباتش .
در حالت فلزیسرب سم نیست – اما با سهولت زیادیدر مقابل مایعات تغییر زیادیمییابد و تشكیل تركیبات خطر ناكیمیدهد.
املاح سرب (از تات و كلرور و استات ) بندرت بمنظور سوء قصد استعمال میشوند چون طعمشان بسیار نامطبوع و مقدار استعمالشان نیز باید زیاد باشد.
اغلب بواسطه وجود سرب در ماءكولات غذائیمسمومیت رخ میدهد – از قبیل مردار سنك و سرنج مخلوط بشراب ساده و شراب سیب كه برایرفع ترشیآنها بكار برده میشوند- چندین دفعه بعلت وجود املاح سرب داخل شده در مواد غذائیولیبا آلات مخفوظ در قوطیهایلحیم شده با سرب مسمومیت مشاهده گردیده.
عمل كنونیقابل تأسف است زیرا نمیتوان صنعتگران را راجع بمحافظت اشیاء وادار كرد طریقه دیگریدر ایجاد كنند در مسدود كردن درب قوطیها در كنسروهایبحریاملاح سرب نیز بمقدار 45 تا 148 میلیگرم یافت شده بعضیاملاح سرب از قبیل كرومات دو پلمپ هم در رنگ كردن شیرینیآلات و بعضیمواد غذائیبكار برده میشود.
علائم مسمومیت در حاد است یا مزمن.اولاً صورت حاد- خوردن زهر در دهان یك طعم شیرین و كمیگس ایجاد و بعد دردهایسختیدر روردهها تولید میكند همراه با انقباض جدا از شكم و قیو یبوست شدید- نبض سخت است و بطئیپوست بدن سرد و لبها بنفش و نفس متعفن میشود.
شخص مسموم حس یك اضطراب زیادیمیكند با دردهایشدید در دست و پاها دیده میشود كه فلج عضلات منبسط و بیحسیآشكار میگردد- هذیان و تشنجات و اغمایعمیق كه در طول آنمرگ در انتهایسه تا پنجروز رخ میدهد.
ثالثاً – در صورت مزمن- اولین علائم یك طعم فلزینامطبوعیاست – دردهایلثهها متورم و لبههایجایدندانها خاكستریرنگند- بسبب غبار فلز و یا بواسطه خروج زهر نفس بدو است و ریزش آب از دهان دائمیاست- ناخوش بیاندازه لاغر است- از ابتدایمسمومیت با سرب پوست بدن رنگ زرد و خاكیبخود میگیرد یبوست شدید همراه است با قولنج سختیكه محلش اغلب در محیط ناف است و كه با یك فشار زیادیبه محل درد تخفیف مییابد- ادرار بسیار نادر و اختلال سلسله اعصاب از قبیل لرزش دستها و فلج عضلات منبسطه و غیره فراوان و مرگ بواسطه سوء و آتقیه رخ میدهد (لاغریعمومیبدن)
جراحات- لوله هاضمه محل یكورم شدیدیاست همراه با استكالهایسطحی– از فیلد ثابت كرده است وجود نقطههایكوچك سفیدیرا در سطح مخاطیمعده كه تركیب یافتهاند از مادة كه بكار میبرند برایمسمومیت در اشكال مزمنه قطر امعاء تنگ میشود و استحاله دانة و چربیكلیهها حاصل میشود.
علاج – باید بدواً عمل استفراغ را بر انگیخت و تسهیل نموده و آب البومینوز و شیر نوشانیدن بعنوان تریاق و فساد زهر خوراندن سولفات دو منیزیكه باعث تولید یك ملح حل نشدنیاز سرب میشوند بطرز مسهل قویعمل میكند.
همچنین فسفات دو سود سولفور دوفر وزاج سفید نیز تجویز میشوند.
در مسمومیتهایمزمنه ژینو بجایلیموناد سولفوریك فلور دو سوفر تجویز میكنند و این علاج مشترك با مسهلهایقوینتایج خوب میدهند.
قلع – در حالت فلزیسم نیست مگر بواسطه سرب و ارسنیك و انتیمونیكه در بردارد.
خودكشییا مسمومیت بوسیله املاح قلعها بینهایت نادر است.
روی- رویفلزییك زهرینیست ولیبدون اینكه حساب كنیم كه اغلب محتویسرب و مس و ارسنیك زیاد است. با نهایت سهولت در هوایمرطوبیاكسید میگردد- هنگام آلودگیآن باسیدها تشكیل املاح بسیار سمیرا داده كه هنگام استعمال آن در صنعت متواتراً ایجاد مسمومیت میمكند.
علائم- علائم اولیه- بجز طعم فلزیدر دهان قیهایمتواتره رخ میدهند كه اغلب كفایت در تخلیه و بیرون آوردن زهر میكنند و همراهند از مدفوع متعفن و خون آلودیكه در آنها قسمتیاز نمك سمییافت میشود- سایر علائم شبیهاند بعلائم مسمومیت با مس.
علاج- بندرت استعمال منفیضرور میشود- آب البومینوز بمقدار زیاد و شیر بمنزله (تریاق) استعمال میشودند.
كربنات دو سود كه تبدیل بكربنات دو زنگ غیر محلول میشود تجویز میگردد و ضرورت ایجاب میكند كه فوراً معده را از آن خالیو پاك كند تا آنكه عصیر معدیبدان حمله نیاورد باین عمل تخلیه بوسیله مقیها و مسهل هایروغنیصورت میگیرد.
-8فلزات قلیائیخاكی- (باریوم) (استرونیوم) (كلسیم) مسمومیت بتوسط این مواد بیاندازه نادر است حفظ املاح ازتات و كربنات دوباربوم بسیار سمیهستند) در موقع مسمومیت باید یك محلول غلیظیاز سولفاتهایقلیائییا منیزیاستعمال نمود تا آن محلول تبدیل به محلیحل ناشدنیگردیده و باشتاب آنرا بوسیله مقیو مسهل از بدن خارج كرد.
-9 فلزات قلیائی- (پطاسیم+سدیم+ امونیوم-
مسمومیتهایبا پطاس و سود و امونیاك اغلب نتیجه حوادث و یا سوء قصدهایخودكشیهستند در اینموقع مخصوصاً آب ژاول محلول هیپوكلریت دو پطاس است كه استعمال شده.علائم- ورم معدیمعویبسیار شدید با قشرهایصابونیخاكستریو نرم دهان و لبها علائم این نوع مسمومیتند.
علاج- فاد زهر خیلیقویعبارت است از تجویز فورییك اسید خفیفیكه زهر را اشباع میكند و ایجاد تركیبات حل ناشدنی(سركه ابكی+ آب لیمو + لیموناد طرطریك و سطریك) كه بآن میتوان مشروبات ملین ( اب البومینه و آب تخم كتان و شیر) مشترك ساخت- و نیز مسهلهایروغنیكه اخراج املاح سمیرا مساعدت میكنند.
جراحات – پس از خوردن الكالیها سوزنده اغلب ورمهایمعدیمعالجه ناپذیر و تنگیمریثابت میشود.
ب – زهرهایشبه فلزات.
ما بین زهرهان شبه فلزات از فسفر گفتگو میكنیم
فسفر- فسفر یك ماده بسیار سمیاست- برایكشتن یكنفر 15 تا سیسانطیگرم آن كفایت میكند. سهولتیكه با آن میتوان تحصیل فسفر نمود مبین تواترهایآدم كشیو خودكشیهائیاست بوسیله این ماده- عامل مسمومیت بندرت فسفر خالص و طبیعیاست و بعضیاوقات خمیر فسفر (سمالفار) معمولاً یك جوشانده یا یك خیسانده كبریت است.
علامت- الف – شكل خفیف ناگهانیسمیعلائم تحریك جهاز هاضمه توآم با تشنج و هذیان باریكینبض و سرد شدن بدن و عرق سرد و بویفسفر مشاهده میگردد مرگ پس از چند ساعت بسبب فقدان اكسیژن خون رخ میدهد.
ب – شكل حاد عادی.
اروغ كه بویشیر میدهد و در تاریكیروشنائیمیدهد- درد معدیو قیبعد قولنجهایمختلفه و اسهالهایمخاطیصفراویو عطش فراوان ادرار قرمز و نبض سریع و درجه حرارت زیاد – بعد از این مرحله ورم معدیمعویكه 24 ساعت تقریباً طول میكشد- قیو قولنج قطع میكردند.
روز سوم آثار مسمومیت ثابت میشوند از قبیل یرقان و رعاف و نفثالدم و قیقدف الدم و دفع الدم و بول الدم و لكه هایبدن- در ظرف پنجمین روز البومینهایادرار محتویسیلندرهایترشیو سالهایدانة چربیكلیه.
عاقبت یك ضعف زیادیكه منجر به فلج میگردد و نیز ضعف قلب و ضعف نبض با انقصان فشار خون و برودت و مرگ در حالت اغما در پنجمین تا هشتمین روز رخ میدهد اشكال سریع- معده گاهیمحتویفسفر است- مخاط مریو معده متورم و دارایخالهایسیاه و گاهیهم سوراخ میباشند- احتقان كبد و كلیه و دماغ نیز رخ میدهد . اغلب امعاء سالمند خون سیاه است و در امتحان مناظر و مرایائیخطوط فرد و سیاهیاز هموكلوبین تقلیل یافته مشاهده میشود اشكال بطئی– خونمردگیها و ترشحات خونیبر اصل مخاط میشوند و نیز خونمردگیها در سطح آغشته دماغیو غشا و جنب و غشا و قلب وخفقان – كبدها وقلب و عضلات دچار استحاله گرانولوگرسوز (پانه چربی) گردیده و در نتیجه یرقان و ترشح بول بیاض البیضیو كمیفشار خون و ضعف عمومیحاصل میشود.
علاج – بتوسط سولفات دو كوئیور (كاد كبود) مریض را بزور باید وادار بقیكردن نمود و استعمال مسهل منیزی( بدون استعمال روغن كرچك چون تمام مواد چربیدر انحلال فسفر مساعدند) بعنوان فاد ازهر 4 گرم باید خورانید- اسانس طربانطین را با یك شربتیدر شبانه روز باید تجویز نمود تا مانع شود كه فسفر اكسید گردد.
وقتیزهر جذبشده استثناء اكسیژن تجویز میشود تا آنكه مساعدت سازند تبدیل فسفر را به فسفیت و هپوفسفیت و فسفاتها تا بسهولت ادرار او را خارج كنند
ج – زهرهایاسید معدنی
ما بین زهرهایاسید معدنیدر اینجا اسید سولفوریك و اسید كلریدریك و اسید سیانیدریك و اسید سولفیدریك و اسید اگزالیك و تركیباتشانرا موضوع بحث قرار میدهیم
اسید سولفوریك- مسمومیت حاصل میشود یا بواسطه اسید طبیعی(جوهر گوگرد) و یا بكمك سولفات دندیگو (لاجورد) به ترتیب تواتر بعد از فسفر و ارسنیك قرار میگیرد- میتواند هم بقصد آدم كشیو هم خود كشیاستعمال شده و نیز بر حسب حادثه نیز جذب بدن گردد- مقدار كشندهان بین 4 و 15 گرم استعلامت
صورت بسیار حاد- سوختگیدهان و حلق و عسرالبلع و درد شدید و معده و استفراغ مخاط صفراویو بعد خون آلود و بندرت قولنج و اسهال- چون این اسید قبل از رسیدن بروده تركیب با نساج میشود نبض ضعیف و غش و مرگ پس از چند ساعت رخ میدهد. مواد قیشده و یا پیدا شده در لوله هاضمه بعد از مرگ بشدت خاصیت اسیدیدارند.
صورت خفیف- همان علائمیكه در صورت سابق ذكر شده خفیف تر بروز میكند پس از پینهها و قشرهایسیاه اغلب یك قیالدم كشنده رویمیدهد.
اتفاق میافتد كه چندین ماه بعد از خوردن مقداریجوهر گوگرد ناخوشها در استفراغ خود مقدار زیاد یا كم مخاط معدیدفع میكند در صورت زنده بودن جایزخمهایمریو معده یك اشكال و یا عدم امكان در بلعیدن و یا هضم كردن ایجاد میكند كه بعلت بیغذائیبسرعت باعث مرگ میگردند.
جراحات- در صورت بسیار حاد قشرهایسیاه رویآنها و در دهان و مریو معده دیده میشوند كه اغلب سوراخ گردیده و باعث ورم صفاق حاد گردیدهاند خون در عروق و قلب راست منجمد شده در مواقع صورت خفیف آثار نرفالدم و بیخونینعش و جایزخم در طول لوله هاضمه مشاهده میگردد و گاهیهم فساد مواد چربیسوراخ كبد و كلیه و عضلات دیده میشود
علاج – بدواً باید اسید را بوسیله منیزیهیدراته خنثینمود كه در اینحالت تولیسولفات دو منیزیبیضرر میشود.
گل سفید و كربناتهایقلیائیكمتر نتیجة خوب میدهند زیرا اسید كربنیك كه مدار معده را توسعه میدهد باعث سوراخ شدن آن نیز میگردد
آب آلبومین نیز استعمالش مقید است چون اسید آلبومین را منجمد نموده بحالت رسوب و قشر انساج را حفظ میكند.
اسید ازوتیك- حوادثیكه از خوردن این اسید (تراب ) رخ میدهد فراوانند مقدار سمیآن بر حسب میزان غلظتش مختلف است- خلاصتاً بنظر میآید كه 8 تا 15 گرم آن معمولاً كشنده است.
علامت- بدواً مریض حس حرارت شدیدیدر دهان و طول مریو معده میكند همراه با آروقهایگازدار و قیهائیمحتویمقدار عمده اسید خورده شده كه بویشوره مخصوص میدهد.
لكههایزرد در لبها و چانه و دهان دیده میشوند شكم منبسط و بسیار دردناك گردیده با یبوست شدیدیموجود و یا اسهالیشدید با پیچ و درد عارض میشود مریض دچار تشنج و اضطراب زیاد است.
عطش شدید و نفس بد بو است نبض كوچك و ضعیف است وقتیمایع نفوذ در مجرایتنفس نماید باعث سرفه شدید همراه با اخلاط خون آلود میگردد و مرگ اغلب در 24 ساعت رخ میدهد.
جراحات- قشر زرد در لبها و دهان و معده وشكم داراینفخ اما بندرت سوراخ شدن و تركیدن آن دیده شده
علاج – علاج همان است كه در مسمومیت با اسید سولفوریك ذكر شده
اسید كلریدریك- این اسید ( جوهر نمك) از اسیدهایسابق سمیتش كمتر است- 15 گرم از آن لازم است تا باعث مرگ شود وقتیكه در حالت بخار آنرا تنفس كند ورم خرخره و قصبهالریه شدید عارض میگردد
علامت – علاوه بر علائم معدیو معویشدید (قیو اسهال) سرفه و خفگیبسیار شدیدینیز رخ میدهد زیرا كه این اسید در حالت گازدار در مجاریتنفس داخل میگردد.
جراحات – قشرهایسفید و الیاف مصنوعییافت میشود
علاج – باید تحریك استفراغ نمود و برایرقیق كردن اسید آب فراوان خورانید و بعنوان فادزهر هیدرات دو منیزیو كربنات دو سود و آب صابون باید خورانید چنانچه در اسید سولفوریك و اسید ازوتیك مجریداشته شده
اسید سیانیدریك این اسید كه بنام اسید پروسیك مشهور است یك زهر بسیار قویمعروفیاست- ( نوك میله بلوریآلوده شدة در یك شیشة كه فقط چند قطره اسید سیانیدریك یك خالص داشته باشد برده شود در دهان یك سگ قویبمجرد تماس آن بزبان حیوان پس از سه دفعه نفس كشیدن با شتاب میمیرد) در یك تجربه دیگر چند اتم از این اسید رویچشم سگیگذاشته شود آثاریشبیه بآنچه ذكر كردیم بروز میكند.
موافق عقیده پلیكان اولاً سیانورهایمركب از قبیل سیانورهایقلیائیو سیانوردومنیزیم و سینانوردو كلسیوم و سینانوردو مركور آثارشان شبیه است به آثار اسید سیانیدریك
ثانیاً – سیانورهایساده و محلول از قبیل سیانوردوزنگ و سیانوردو كوئیور و دو پلمب و دارژان – چون در معده ایجاد اسید سیانیدریك میكنند زهر هستند- در حالیكه آنهائیكه بعصیر معده حمله نمیكنند از قبیل سیانوردر بیضررند
ثالثاً – سیانوردهایمركب محلول از قبیل سیانوردوزنگ و پطاسیم و درو پالادیوم مثل سیانورهایساده رفتار و عمل میكند- سیاناتها سمیو خطر ناك نیستند حتیتا دو گرم و بیشتر و در بدن تبدیل بكربناتها میشوند بقسمیكه پس از خوردن یك گرم یا یك گرم و نیم آن ادرار قلیائیمیگردد.
سیانات دو پطاس- بمقدار سه گرم بحد كفایت ادرار یك سگ را قلیائینموده برایآنكه با اسیدها غلیان پیدا میكند.
هر گاه یك گرم سیانات دو پطاس دررك یك سگیتزریق شود آنرا میكشد- نه از جنبه سیانات آن بلكه از جنبه نمك پطاسش
اسید پروسیك- اسید پروسیك موجود در بعضینباتات از قبیل بادام تلخ و خر زهره و ادویه كه با آنها درست شدهاند توانسته اند حوادث خطیریایجات كنند
دیده شده است كه بس از خوردن بادام تلخ و اسانس آن (17 قطره ) وادولوریه سریزه ( 60 تا 100 گرم ) بسیار مواقع مرگ رخ داده
علامت- وقتیپس از خوردن یك مقدار زیاد از آن ( پنج سانطیگرم) مسمومیت رخ دهد یكنوع فقدان قوا در تمام آثار حیاتیحاصل میشود.
وقتیقدر شربت ضعیفتر باشد یك نقصانیاز ضربان قلب و ضعف زیادیدر نبض مشاهده میگردد- تنفس سریع و توأم با آههایعمیق است و دارایبویبادام تلخ – مریض حس یك حرارت شدیدیدر گلو و معده میكند توأم با تهوع و ریزش آب دهان- غش و سردیدست و پا بالاخره مرگ در حال اغماء رخ میدهد
جراحات – سوختگیدر دهان و مریویكورمیدر مخاط معده مشاهده میگردد توأم با یكجریان و ریزش خونیكه غذا را رنگین میسازد بعلاوه تغییرات شدیدیدر خون دست دیده میشود مخصوصاً كلرو آموئیاك و اطر و اطروبین بصورت تزریق تحت جلدیو هیدرات دو پراكسید دوفر و هیدرات دومنیزیتجویز میگردد
باید باعث استنشاق اكسیژن و تنفس مصنوعیگردید تا قلب قطع ضربان ننموده حتیاگر حركات تنفسیاز كار افتاده و انعكاس قرنیه معدوم گردیده باشد
اسید سولفیدریك مسمومیتهایحاصله از گاز ئیدروژن سولفوره تنها یا مركب با آمونیاك زیادند (اگوپاك و كناس) اما بندرت باعث مرگ میشوند زیرا باید از آنها جذب بدن شود تا ایجاد مرگ حتمیو فورینماید
علامت – تنگینفس و خفگیو مرگ سریع است تقریباً برقیدر یك حالت تشنجیبا شدت مختلف یا در جمود مطلق ( تقلیل ناگهانیقوایبدن) بعلت دخول و وجود گاز در خون و یك عمل عصبانیو مخصوص
جراحات – مجاریتنفسیپر از كف و مخاط تیره دیده میشود- مخاط متورم و تمام احشاء محتقن (ریه و كبد و طحال و دماغ ) و خون كاملاً سیاه میگردد.
علاج – باید بدواً ناخوش را از محل خطرناك دور كرد و با اكسیژن دمید و تنفس مصنوعیداد.
گریتون تجویز تدخین كلر داده كه ئیدروژن سولفوره محتویدر بدنرا تجزیه میكنند به اسید كلرید ریك و رسوب سوفر
اسید اگزالیك و تركیباتش.
این اسید سبب مسمومیتهایزیاد بوده مخصوصاً در انگلستان یا بعنوان خودكشییا بر حسب حادثه مقدار سمیآن تقریباً 15 گرم است اگزالات دو پطاس و دو سوددامونیاك بمقدار 12 گرم سمیهستند.
علامت – ناخوش حس یك درد سوزانیدر دهان و گلو و معده میكند همراه با قیهایپردوام كه یك فعل و انفعال اسید با رنگ سبز تیره بواسطه خون فاسد میكنند شكم پر درد است مردمكهایچشم متسع و ضربان قلب بطیاند- نبض ضعیف و دست و پا سرد و یكرنگ سر بیبخود میگیرند- مرگ در وسط تشنجات كزازیدر یك زمان مختلفیزخ دهد ( از سه دقیقه تا چند روز) مسمومیت بسبب اگزالاتها یك حس حرارت جزئیكم شدتیمیكند بعد همان روشیرا ظاهر میسازد كه در خوردن اسید اگزالیك بروز میكند.
جراحات – در حلق و مریعلائم خورنده (اكالی) قشرها یا سفیدند و یا خاكستریچركین- معده محتوییك مایع رنگین تیره بسبب خون میباشد روده اثناعشر دارایقرحه میشود- چون آهك شنجرفینشان میدهد ولیكمتر بشدتیكه در مسمومیت با اكسید دو كربن نشان داده میشود در مجاریبول ذرات بلورهایاگزالات دو كلسیوم یافت میشود.
علاج – باید یك مقیاستعمال و گل سفید مخلوط در آب و هیدرات دو منیزیخورانده كه با اسید اگزالیك تشكیل اگزاتهایغیر محلول میدهند در مواقع مسمومیت با اكزالاتها باید یك محلول كلروردو كلسیوم امونیا كال محلول كلروردومنیزم تجویز نمود.








