نگرشى بر اخلاق پزشكى نوین
نگرشى بر اخلاق پزشكى نوین
خبرگزاریفارس: با توجه به جایگاه علم طبابت كه به شرافت وجود و اهمیت حفظ نفس انسانى مرتبط مىباشد، و با در نظر گرفتن كاربرد وسیع طب در سلامت انسانها، تحقیقات فراوان و موضوعات مستحدثه جدید در این حیطه، و همچنین سابقه تخلفات فراوان از چارچوبهاى انسانى و اسلامى در تاریخ طب، اخلاق در حوزه پزشكى از اهمیت دو چندانى برخوردار مىباشد.
پیوستگى اخلاق و علم در حوزههاى مختلف دانش، همواره به عنوان یك اصل مهم و مسلم براى ارتقاى مادى و معنوى بشر مطرح بوده است. در قلمرو علوم تجربى، خصوصاً علم طب نیز، از دیرباز اخلاق، جزئى لاینفك محسوب مىشده است و عالمان طب در كنار پرداختن به مسائل پزشكى و توصیههاى دارویى، توصیههاى اخلاقى نیز داشتهاند. با توجه به جایگاه علم طبابت كه به شرافت وجود و اهمیت حفظ نفس انسانى مرتبط مىباشد، و با در نظر گرفتن كاربرد وسیع طب در سلامت انسانها، تحقیقات فراوان و موضوعات مستحدثه جدید در این حیطه، و همچنین سابقه تخلفات فراوان از چارچوبهاى انسانى و اسلامى در تاریخ طب، اخلاق در حوزه پزشكى از اهمیت دو چندانى برخوردار مىباشد. نیاز وافر جوامع به مقوله اخلاق، در اكثر جوامع خصوصاً طى دهههاى اخیر، رویكردى دوباره را در پى داشته است و اخلاق پزشكى سنتى1 را به اخلاق پزشكى نوین معاصر2 متحول نموده است. در این مقاله، جهت رعایت اختصار، مباحث مطرح در حوزه اخلاق پزشكى نوین به صورت مختصر و گذرا ذكر گردیدهاند.تاریخچه اخلاق پزشكى
اخلاق پزشكى سنتى بیش از همه با اندیشهها و تفكرات فلاسفه بزرگى چون سقراط (299ـ470 ق. م)، افلاطون (347ـ427 ق. م) و ارسطو (322ـ384 ق. م) پیوند و نزدیكى داشته است (1، 2). این متفكران یونانى، علم اخلاق را در كنار علم پزشكى فراگرفته بودند و آنرا «هنر زیستن» و «مراقبت و مواظبت از نفس» توصیف مىنمودند. در همان دوران، بقراط(380ـ450 ق. م) سوگندنامه معروف خود را تنظیم كرد. بقراط اولین كسى بود كه مبانى اخلاقى را در قالب قسمنامه با طبابت درآمیخت. سوگندنامه بقراط در حقیقت به منزله یك تعهدنامه اخلاق براى متون و بهكار بستن اصول اخلاقى حرفه پزشكى محسوب مىشد(3).
اما پس از آن دوران، با پدید آمدن نظریات مختلف در حیطه فلسفه اخلاق، حوزه اخلاق پزشكى نیز تحت تأثیراتى قرار گرفت. عمدهترین مكاتب فلسفى اثرگذار در این حیطه، مكتب كانتى(وظیفهمدار3)، مكتب اخلاقى نفعمدار4، و مكتب اخلاق فضیلتمدار بودهاند(3، 4). ادیان و آموزههاى مذهبى نیز در شكلگیرى اخلاق پزشكى در جوامع نقش بىبدیلى داشتهاند. اسلام و علماى اسلامى، خصوصاً در دوران شكوفایى علوم در تمدن اسلامى، توجه ویژهاى به اخلاق در طب داشتهاند و این امر در رسالهها و كتب اندیشمندان آن عصر به خوبى هویدا است. یكى از دست نوشتههاى بسیار ارزشمند آن دوران، پندنامه پزشكى اهوازى متعلق به علىبن مجوسى اهوازى(318ـ384 هـ. ق) است كه از سوگندنامه بقراط بسیار كاملتر است(3، 5، 6). اما دو قرن اخیر با پیشرفتهاى وسیع و خیره كنندهاى در حوزه دانش و فناورى پزشكى همراه بوده است كه به فراخور نیاز، به تغییر و تحولات عمیقى در اخلاق پزشكى منجر گردیده است. لذا اخلاق پزشكى سنتى تا حدودى كارایى خود را از دست داده و با اخلاق پزشكى كاربردى نوین جایگزین گردیده است. اخلاق پزشكى سنتى عمدتاً شامل اصول و مبانى امر كننده یا نهى كننده بود؛ اما اخلاق پزشكى نوین با رسالت پرداختن به موضوعات و مباحث مطرح در جهان پزشكى و تلاش براى ارائه راهكارهاى اخلاقى در مواقع لازم شكل گرفته است(3). در حال حاضر در بسیارى از كشورهاى جهان، اخلاق پزشكى نوین بهصورت علمى و عملى با شیوههاى جدید مبتنى بر حل مسئله، 5 مطرح و به درجات متفاوت فعال مىباشد. فعالیتهاى اخلاق پزشكى طى دهه اخیر در كشور توسعه روزافزونى داشته است كه در مقالاتى(7، 8) نیز منعكس گردیده است.تعریف اخلاق پزشكى نوین
اخلاق پزشكى یكى از شاخههاى اخلاق حرفهاى6 است كه سعى دارد اخلاقیات را به صورت كاربردى در حیطه عمل پزشكان و كادر پزشكى و نیز در حوزه تصمیمگیرىهاى اخلاقى در طب وارد نماید. بر اساس مطالب بیان شده، دیگر اخلاق پزشكى صرف بیان صفات اخلاقى پسندیده براى پزشكان، یا نحوه برخورد پزشك با بیمار، و یا صرفاً تدوین قوانین حرفهاى در باب آداب معاشرت طبیب، و یا بیان قواعد مذهبى به تنهایى، نمىباشد(3). بلكه اخلاق پزشكى فعالیتى تحلیلى است كه طى آن افكار، عقاید، تعهدات، روش رفتار، احساسات، استدلالات و بحثهاى مختلف در حیطه تصمیمگیرىهاى اخلاق پزشكى به صورت دقیق و انتقادى بررسى مىشود و در موارد لازم دستورالعملهایى صادر مىگردد. تصمیمات اخلاق پزشكى در حیطه عملكرد طبى، بدیهیات و ارزشها، خوب یا بد، صحیح یا نادرست، و باید و نبایدها را مشخص مىسازند(9). به بیانى دیگر: اخلاق پزشكى مقولهاى كاربردى است كه راهكارهاى سازمان یافته را براى كمك به پزشك در تبیین، تحلیل و حل مباحث اخلاقى در طب بالینى فراهم مىنماید(10). در همین راستا «اخلاق زیستى7» نیز مبحثى است كه به تبادل نظر و تأمل پیرامون موضوعات اخلاقى در طب، علوم بهداشتى و زیستشناسى مىپردازد(3).
موضوعات مطرح در اخلاق پزشكى نوین
طى چند دهه اخیر، مباحث عمیق اخلاقى در حوزه اخلاق پزشكى مطرح شده است كه توجهات زیادى را در جوامع مختلف به خود جلب نموده است. وسعتیافتن دانش بشرى، ارتقاى فناورىها، افزایش توانمندىهاى انسانى در تشخیص و معالجه بیمارىها، و تعدد راههاى انتخابى براى پزشكان و بیماران، سوءالات روزافزونى را مطرح نموده است كه اخلاق پزشكى سنتى، علىرغم ارزش و قدرت خود، نتوانسته است پاسخگوى این پرسشها باشد. این مسائل عمدتاً دستاوردهاى جدید در حوزه علوم پزشكى و عناوین عمدهترین موضوعاتى هستند كه براى عالمان اخلاق و پزشكان جوامع دغدغه آفرین بوده است. عناوینى چون:
1. ارتباطات حرفهاى در طب؛ 2. جایگاه جسم انسانى؛ 3. انسان قبل از تولد؛ 4. انسان نابالغ(جسمى یا فكرى)؛ 5. پیوند اعضا و بافتها؛ 6. خاتمه حیات انسانى؛ 7. زیست فناورى و اخلاق پزشكى؛ 8. شیوههاى جدید القاى باردارى؛ 7. پژوهشهاى پزشكى.
در اینجا عناوین ذكر شده به صورت مختصر توضیح داده خواهند شد. علاقهمندان مىتوانند تفصیل مطالب را در كتاب پزشك و ملاحظات اخلاقى(3) مطالعه فرمایند.
ارتباطات حرفهاى در طب
ارتباطات حرفهاى در حیطه پزشكى را مىتوان شامل ارتباط بین پزشكان و بیماران، اخذ رضایت، رازدارى، حقیقتگویى، و ارتباط با همكاران دانست(3). جایگاه بیمار در نظام فكرى ـ ارزشى پزشك، امر مهمى است كه تأثیر زیادى بر رعایت اصول اخلاقى دارد. احترام به اختیار بیمار(اتونومى)8، خوددارى از پدرسالارى9 از سوى پزشك و استفاده از ظرفیت و توان جسمى و روحى بیمار براى تصمیمگیرىهاى لازم، فرایندى مهم در حیطه طبابت است. وجدان كارى، احساس مسئولیت حرفهاى، دارا بودن صلاحیت علمى و عملى لازم و عدم بهرهجویىهاى مادى، جسمى یا روحى از بیمار نیز مقولههاى مهمى هستند.مسئله «رضایت10»، نحوه اخذ آن و میزان آگاهى و شناختى كه باید براى بیمار فراهم شود، از عناوین مهم مورد بحث در اخلاق پزشكى است. اخذ رضایت آگاهانه11 در حال حاضر، جنبههاى قانونى نیز یافته است و لذا اطبا و همكاران آنها اگر اطلاعات كافى در اختیار بیمار نگذارند و یا بر خلاف رضایت او عمل نمایند، ممكن است به علت اهمال یا تعدى به حقوق بیمار تحت تعقیب قرار گیرند(11). براى معتبر بودن رضایت اخذ شده، رعایت سه اصل ضرورى است(11):
الف. اطلاعات كافى در اختیار بیمار گذاشته شود؛
ب. بیمار صلاحیت لازم را براى دادن رضایت و ظرفیت كافى براى درك اطلاعات داده شده و تصمیمگیرى دارا باشد؛
ج. تصمیم بیمار كاملاً آزادانه و داوطلبانه باشد.
جایگاه جسم انسان
جسم انسان، از منظر مكاتب و مذاهب مختلف، ارزش و جایگاه متفاوتى دارد. بر همین اساس موضوعاتى چون: تشریح جسد، اتوپسى، اخذ عضو از جسد و استفادههاى آموزشى و پژوهشى دیگر از جسد، از نظر اخلاقى مورد مناقشه است.
انسان قبل از تولد
زمان شروع اطلاق كلمه « انسان» به موجود در حال رشد در رحم، از سوءالاتى است كه در جوامع و مكاتب مختلف با پاسخهاى گوناگونى روبهرو مىباشد. آیا ارزش انسانى از زمان لقاح به نطفه حاصله تعلق مىگیرد؟ آیا ارزش حیات رویان12 و جنین در حد یك انسان كامل مىباشد؟ اگر حیات جنین و مادر منوط به مرگ دیگرى باشد، كدامیك در اولویت نجات خواهند بود؟ در اینجا است كه بایستى به تفاوت بین جایگاه زیستشناختى رویان و جنین و جایگاه فلسفى آن دقتى موشكافانه داشت. سقط جنین، پژوهش بر روى رویان و جنین، عقیمسازى و پیشگیرى از باردارى برخى موضوعاتى هستند كه از نحوه رویكرد پزشك به جایگاه و ارزش انسان قبل از تولد، بسیار تأثیر مىپذیرند.
انسان نابالغ(جسمى یا فكرى)
كودكان بهعلت نواقصى كه در ظرفیت درك و تصمیمگیرى آگاهانه دارند، در اخلاق پزشكى توجه ویژهاى به آنان شده است. مسئله اخذ رضایت در كودكان و جلوگیرى از سوء استفادههاى احتمالى از مهمترین مباحث است. برخى سوءالات عمده در این حوزه عبارتند از(3):
1. سن قانونى براى پذیرش اختیار كودك در تصمیمگیرى كدام است؟
2. چه كسانى مىتوانند بهجاى كودك تصمیم بگیرند؟
3. در صورت تعارض بین خواستههاى كودك و ولى او، چه باید كرد؟
4. در موارد سوء استفاده از كودك یا كودكآزارى وظیفه پزشك چیست؟
استفاده از كودكان در پژوهشهاى پزشكى و نحوه رویكرد اخلاقى در افراد دچار عقبماندگى ذهنى، معلولیتهاى شدید جسمى یا بیمارىهاى صعبالعلاج از دیگر موضوعات مطرح در این حیطه مىباشد(12، 13).پیوند اعضا و بافتها
اولین پیوند بالینى عضو در سال 1954 م صورت پذیرفته است؛ اما پیشرفت دانش و فناورى در این زمینه، در دهه اخیر بسیار چشمگیر بوده است. پیوند اعضا و بافتها چنان با مباحث اخلاقى عمیقى آمیخته است كه در اكثر كشورهاى جهان توجه علماى مذهبى، فیلسوفان و اخلاقیون، حقوقدانان، پزشكان و دستاندركاران امور پزشكى و حتى عموم جوامع را جلب نموده است. مباحث اخلاقى گسترده در این حیطه، در كتاب منسجمى مورد بحث قرار گرفته است(14). موضوعاتى همچون: پیوند از جسد، پیوند از دهنده زنده، ارتباط مادى و مالى بین دهنده و گیرنده عضو پیوندى و راهكارهاى جدیدى همانند پیوند از حیوانات و شبیهسازى درمانى13 چالشهاى زیادى را ایجاد نمودهاند.
كمبود عضو پیوندى و راههاى قابل قبول اخلاقى براى تأمین اعضاى مورد نیاز از مهمترین مباحث در این حیطه مىباشد. مشكلات عرفى یا قانونى پیوند از جسد در برخى كشورها، تجارت سوداگرانه در اخذ پیوند دهندگان زنده غیر خویشاوند و مرگ بسیارى از بیماران در انتظار پیوند، مسائلى هستند كه لزوم جستوجوى راهكارهاى قابل پذیرش در جوامع مختلف را ایجاب نموده است. از این رو، برخى كشورها با ایجاد نظام «رضایت مفروض»14، راه را براى برداشت عضو از جسد بدون اخذ رضایت قبلى هموار نمودهاند؛ اما در اكثر كشورهاى جهان، نظام «رضایت آگاهانه»15 وجود دارد (18ـ15). در حال حاضر استفاده از اعضاى افراد دچار مرگ مغزى در بسیارى از كشورها پذیرفته شده است. كمبود عضو مورد نیاز، استفاده از اعضاى كودكان آننسفال16 ـ كه فاقد سطوح فوقانى مغز بوده و قادر به ادامه حیات نیستند ـ و بیماران دچار وضعیت نباتى17 از موضوعهایى است كه در اكثر جوامع با مخالفتهاى عمدهاى روبهرو بوده است(15). اخذ پیوند از دهنده زنده، اخذ رضایت آگاهانه، جلوگیرى از سودجویىهاى مادى، چگونگى جبران صدمات و خسارات احتمالى فرد دهنده، نحوه اخذ عضو از كودكان و افراد دچار اختلالات شعور، شرایط انتخاب فرد گیرنده و راهكارهاى اخلاقى ایجاد بانكهاى اعضا و بافتهاى پیوندى از مهمترین معضلات اخلاقى موجود هستند. استفاده از بافتهاى جنینى، شائبه صدور جواز سقط جنین را در برخى جوامع ایجاد نموده است. براى همین، با مخالفتهایى همراه مىباشد. استفاده از شبیهسازى و سلولهاى بنیادى انسان، شیوه جایگزین بالقوهاى است كه خود مسائل اخلاقى منحصر بهفردى را به همراه داشته است؛ از جمله: ارزش موجود به دست آمده، شأن و كرامت والاى انسانى، دستكارى در خلقت الهى، خطرناك بودن و عوارض سوء این روش، سراشیبى لغزنده به سوى تولید انسان شبیهسازى شده و شائبه تجارت و سوداگرى انسان و اعضاى انسانى(23ـ19).
برخى مباحث پیرامون پیوند اعضا در ایران، برخى راهكارهاى اخلاقى تأمین عضو و موضوع همانندسازى در اسلام طى مقالات جداگانهاى(28ـ24) بیان گردیده اند.خاتمه حیات انسانى
خاتمه حیات انسان چه با خود فرد باشد یا دیگران، بدون تردید با ارزشگذارى ما نسبت به حیات انسان ارتباط محكمى دارد. در حیطه اخلاق پزشكى، مهمترین موضوع مرتبط با این مقوله، «اتانازى» یا مرگ آسان مىباشد. مسئله حدود اختیار فرد، نوع اتانازى(فعال یا غیرفعال)، موضوع عدم احیاى برخى بیماران و مشكلات اجتماعى و اخلاقى ناشى از پذیرش اتانازى، مسائلى هستند كه هر جامعه با توجه به زمینههاى دینى و فرهنگى خود بدان پرداخته است(30، 29، 23).
زیست فناورى و اخلاق پزشكى
دستآوردهاى زیست فناورى در حیطه پزشكى، عمدتاً شامل مهندسى ژنتیك، شبیهسازى، اصلاح نژاد، تهیه نقشه ژنوم انسانى، ژن درمانى و سایر پژوهشهاى ژنتیك مىباشد و در ضمن اینكه چشماندازى امیدوار كننده را در درمان بیمارىها ایجاد نموده است؛ پیامدهاى اخلاقى جدى را نیز درپى داشته است. در حال حاضر با توجه به اهمیت استراتژیك موضوعات بالا، توان علمى بشر در این حوزه از اسرار علمى كشورها به شمار مىآید(4). با توجه به احتمال سوء استفاده و كاربردهاى نابجایى كه مىتواند از دانش و فناورىهاى جدید صورت گیرد، نگرانى اخلاقیون امرى بدیهى است.
شیوههاى جدید القاى باردارى
پیشرفت طب و فناورى پزشكى در زمینه تولید مثل و روشهاى جدید درمان نازایى، امیدهاى جدیدى را در افرادى كه از داشتن فرزند محروم هستند، ایجاد نموده است؛ اما از سوى دیگر مسائل اخلاقى نیز در این حیطه مطرح گردیده است كه حل آنها نیازمند تبادل نظر پزشكان، اخلاقیون و علماى مذهبى مىباشد. اختلاف نظرهاى اخلاقى در مورد شیوههاى مختلف استفاده از تخمك و اسپرم غیر همسر، رحم كرایهاى، وضعیت كودكان آزمایشگاهى، شبیهسازى و استفاده از سلولهاى بنیادى و مباحث دیگرى چون: تغییر جنسیت و انتخاب جنس جنین، از موضوعات اخلاقى پزشكى نوین مىباشد.
پژوهش هاى پزشك
پژوهش، مبنا و اساس طبابت بالینى صحیح مىباشد. طى دهههاى اخیر گسترش تحقیقات پزشكى، ضرورت حاكمیت ارزشهاى اخلاقى و نهادینه شدن اصول انسانى در مراكز علمى ـ تحقیقاتى را ایجاب نموده است. متأسفانه تاریخ طب بیانگر سوء استفادهها و انحرافاتى از مسیر پژوهش بوده است كه البته در سطح جهان به قانونمند شدن و نظارت دقیقتر بر اینگونه تحقیقات منجر گردیده است(33، 13ـ31). در حال حاضر، بیانیه هلسینكى كه انجمن پزشكى جهانى18 در سال 1964 م تنظیم و تا كنون چندین بار مورد بازبینى و تكمیل قرار داده است، یكى از معتبرترین متونى است كه در سطح بینالمللى مورد قبول مىباشد(32). در كشور ما نیز كدهاى ملى اخلاق در پژوهشهاى پزشكى كه در 26 اصل تدوین گردیده است، معیار عمل و مورد استفاده محققان مىباشد(3).فلسفه اخلاق پزشكى
فلسفه اخلاق پزشكى، قسمتى اساسى از اخلاق پزشكى است كه كوشش مىكند در سایه تحلیلهاى فلسفى، درست و نادرست را در حیطه عمل در موضوعات مختلف و مراقبتهاى بهداشتى شرح دهد. تصمیمگیرىهاى عملى در حیطه اخلاق پزشكى نوعاً نیازمند درك روشن از مباحث فلسفى مربوط مىباشد. بنابراین، تبیین دقیق اصول و مبانى تعیین حسن و قبح در حیطه اخلاق پزشكى یك ضرورت است. براى كاربردى و مفید بودن بحث اخلاقى باید از معیارهاى فهم، عمل و تصمیمگیرى مناسبى استفاده شود، به نحوى كه انسانهاى معتقد به اخلاقیات، آنرا تصدیق نمایند. در كشورهاى غربى، چهار اصل كلیدى براى راهنمایى در تصمیمگیرىهاى اخلاقى در حال حاضر مطرح و مورد استفاده مىباشد كه عبارتند از(1، 3، 11، 36ـ34):
اختیار فردى19 یا اتونومى، سودمندى،20 عدم زیانبارى21 و عدالت22.
این نظریه از متعارفترین فرضیهها در اخلاق پزشكى است كه براى حل مسائل و مشكلات اخلاقى به كار مىرود(36). اما از آنجا كه اسلام در هریك از چهار اصل ذكر شده، نظریات جامع و گاه متفاوتى با فرهنگ غربى دارد، تعیین چارچوبى مشخص براى تصمیمگیرىهاى اخلاقى در طب براى پزشكان مسلمان ضرورت ویژهاى مىیابد. این امر، وظیفه خطیر فلاسفه و اخلاقیون شیعه و فقهاى مذهبى به همراه دانشمندان علوم پزشكى است كه مباحث و موضوعات مختلف طرح شده را مورد بررسى قرار داده و چارچوبى جامع، قابل قبول و مشترك در جوامع اسلامى طرحریزى نمایند. علاقهمندان به این حوزه از مباحث اخلاق پزشكى مىتوانند به كتاب پزشك و ملاحظات اخلاقى(3) رجوع فرمایند.
خاتمه و نتیجه گیرى
پیشرفت دانش و ارتقاى فناورىها در بخشهاى تشخیص، درمان و پیشگیرى بیمارىها، طب قدیم را دچار چنان تحول عمیقى ساخته است كه پزشكان جدید بدون اتكا به روشها و ابزار نوین قادر به ادامه حیات خویش نخواهند بود. پزشكى نوین مسلماً نیازمند اخلاق پزشكى نوین است. موضوعات فراوانى در این حیطه مطرح مىباشند كه به عمدهترین آنها اشاره گردید. آنچه در انتهاى بحث در خصوص فلسفه اخلاق پزشكى و ضرورت توجه ویژه به آن بیان شد، در حقیقت یك نیاز بنیادین و فورى است. با توجه به تفاوتهاى فلسفه و اخلاق اسلامى با فلسفه و اخلاق غربى، پایهگذارى اصولى یك نظام اخلاق پزشكى مبتنى بر چارچوبهاى اسلامى جهت جلوگیرى از نفوذ فرهنگ غرب در كشورهاى اسلامى یك ضرورت اساسى است.
پىنوشتها در دفتر خبرگزاریموجود است.







نسخه جدید قانون همراه با پشتیبانی از گوشی های لمسی و امکانات جدید آماده به روز رسانی است.